با نگاهی به صفحه شطرنج استراتژیک، واضح است که چرا رئیسجمهور از این لحظه برای حمله به برنامه هستهای ایران استفاده کرد. شاید هرگز زمان بهتری از این وجود نداشته باشد. ایران بیش از هر زمان دیگری به توانایی ساخت بمب اتمی نزدیک بود. در آستانه عملیات «چکش نیمهشب»، ایران میز مذاکره را ترک کرد و نشان داد که علاقهای به دیپلماسی ندارد. و در نهایت، ایران ناگهان ضعیف شد و پدافند هواییاش از هم پاشید. هنوز برای دانستن پیامدهای بلندمدت تصمیم ایالات متحده برای پیوستن به حمله اسرائیل به ایران زود است، اما تأثیرات کوتاهمدت آن واضح است. برنامه هستهای ایران به عقب افتاده و اعتبار و نفوذ «محور مقاومت» کاهش یافته است. عملیات «چکش نیمهشب» همچنین یادآوری اراده و قدرت نظامی ایالات متحده و عواقب آن برای کسانی که هر یک از این دو را دستکم میگیرند؛ است. سالهاست که تهران در حال ساخت تأسیسات هستهای پنهانی در تونلهای زیرزمینی عمیق و گسترده بوده است. در ماه می ۲۰۲۵، آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارزیابی کرد که ذخیره اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی ایران از زمان گزارش قبلی خود در سه ماه پیش، ۵۰ درصد افزایش یافته است، و به «نگرانی جدی» از انباشت سریع اورانیوم با غنای بالا اشاره کرد و ایران را در فاصله کوتاهی از قابلیت «گریز هستهای» قرار داد. در شهادت این ماه در برابر کنگره، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده نوشت که ایران به اندازه کافی اورانیوم غنیشده—بسیار فراتر از سطح غنیسازی مورد نیاز برای اهداف صلحآمیز و غیرنظامی—برای ۱۰ سلاح هستهای در اختیار دارد و میتواند مواد با درجه تسلیحاتی کافی برای یک بمب را در عرض یک هفته تولید کند. اگرچه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، آیتالله علی خامنهای، احتمالاً تصمیم به ساخت سلاح هستهای نگرفته بود، اما احتمالاً فشار بر او برای انجام این کار، به ویژه پس از شروع حملات…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.