سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

پس از اسلام‌آباد؟

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

صرف نظر از اینکه افراد مختلف ممکن است در مورد رویکرد دولت ترامپ نسبت به ایران چه فکری کنند، ۲۱ ساعت مذاکره به رهبری معاون رئیس جمهور آمریکا، جدیت در اهداف دیپلماتیک را نشان داد. با این حال، هرگز بعید نبود که شکاف عمیق بین اهداف واشنگتن و تهران در یک روز پر شود. هشت رئیس جمهور آمریکا از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، ظاهراً هر وسیله‌ای را برای تغییر رفتار ایران امتحان کرده‌اند و هر رویکرد جدید به طور متوالی هر چند سال به دلیل رئیس جمهور جدید، کنگره جدید یا تغییر نظر، کنار گذاشته شده است. در همین حال، تا همین اواخر، ایران فقط دو رهبر داشت. آنها یاد گرفتند که منتظر هر چرخش سیاست واشنگتن بمانند، زیرا می‌دانستند که دولت‌های آمریکا و مردم آنها احتمالاً علاقه و تمرکز خود به ایران از دست خواهند داد. چرا تسلیم واشنگتن شوید وقتی می‌دانید که صبر، تغییر و زمینه‌هایی را برای از سرگیری ارعاب، تروریسم و ​​خشونت در داخل و خارج از کشور به همراه خواهد داشت؟ بدون شک این همان چیزی است که تهران اکنون انتظار دارد. با سه سال باقی مانده از دوره ریاست جمهوری ترامپ فرصتی دارد تا اشتباه آنها را ثابت کند و تغییر در توازن قدرت منطقه علیه ایران را از سال ۲۰۲۳ تکمیل کند. نتایج آنی نخواهد بود.

به طور کلی، سه سناریو پس از اسلام آباد وجود دارد. یکی از آنها دیپلماسی از سر گرفته شده در طول به اصطلاح "آتش بس" دو هفته‌ای خواهد بود. دشوار است که ببینیم چند دور دیگر برای غلبه بر مانع آشکار جاه‌طلبی‌های تسلیحات هسته‌ای ایران چه دستاوردی خواهد داشت. اظهارات اولیه تیم ترامپ نشان می‌دهد که هیچ اشتیاقی برای مذاکرات سطح بالا وجود ندارد.

سناریوی دوم، از سرگیری جنگ تمام عیار است که ترامپ به آن اشاره می‌کند اما کاملاً اعلام نمی‌کند. اگر پنج هفته عملیات نظامی مؤثر و شدید آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موضع مذاکره تهران را تغییر نداده باشد، دشوار است که ببینیم چگونه چنین چیزی منجر به تغییر خواهد شد. علاوه بر این، دور دیگری از حملات فزاینده احتمالاً تنگه هرمز را باز نخواهد کرد، اما ممکن است شامل هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی باشد که اختلافات سیاسی در آمریکا بر سر جنگ را تشدید خواهد کرد.

سناریوی سوم نیاز به یک بازی طولانی دارد. عبارتی که اغلب در ایالات متحده برای توصیف آن استفاده می‌شود «چمن‌زنی» است، که در آن ایالات متحده و اسرائیل به صورت دوره‌ای عملیات نظامی علیه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و همچنین ارتش آن انجام می‌دهند و به تضعیف قابلیت‌های نیروهای متحد ایران ادامه می‌دهند. اما بعید است که این رویکرد به تنهایی رضایت‌بخش باشد. یک رویکرد موفق‌تر، تابع کردن «چمن‌زنی» لازم با سیاست‌گذاری گسترده‌تر است: به کارگیری تمام ابزارها توسط آمریکا و متحدانش برای حفظ فشار سیاسی، اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی بر ایران. چنین رویکردی می‌تواند حمایت بین‌المللی داشته باشد. کشورهای عربی خلیج فارس به دلیل واقعیت آشکار تهدید ایران، هرگز به اندازه امروز با آمریکا متحد نبوده‌اند. یک ائتلاف به رهبری بریتانیا آماده است تا به امن‌تر کردن هرمز برای کشتیرانی کمک کند - اما تنها زمانی که تهاجم ایالات متحده/اسرائیل از مرحله فشرده خود خارج شود. چین - چه مستقیم و چه از طریق پاکستان - علاقه خود را به عبور آزاد کشتیرانی از طریق تنگه ابراز کرده است. فشار بر ایران برای پایان دادن به ادعای پوچ خود برای کنترل این آبراه افزایش خواهد یافت.

ایران اتحاد جماهیر شوروی نیست، اما داستان حل موفقیت‌آمیز جنگ سرد درس‌هایی دارد. ایالات متحده و یک اتحاد جهانی، استراتژی چندوجهی فشار مداوم و مقاومت در برابر مسکو را به کار گرفتند. خطرات برای آمریکا بسیار بیشتر از آنچه در رقابت با ایران وجود دارد، بود، بنابراین آمریکایی‌ها آماده بودند تا برای موفقیت، بهایی بالاتر از آنچه امروز ایران لازم است، بپردازند. تعداد کمی رویای پیروزی را در سر می‌پروراندند یا فروپاشی شوروی را تصور می‌کردند. با این حال، به دلیل پافشاری آمریکا، زیاده‌روی شوروی و ورشکستگی سیاسی، اخلاقی و اقتصادی شوروی، این اتفاق افتاد.

در درازمدت، ممکن است تنها یک راه برای محدود کردن و شاید تغییر رفتار بدخواهانه ایران وجود داشته باشد: یک استراتژی چندوجهی، چندساله و تسلیم‌ناپذیر برای انزوای ایران از هر نظر. این رویکرد می‌تواند شامل مسدود کردن کشتیرانی و ارتباطات هوایی، تحریم صادرات آن، پایان دادن واقعی به دسترسی آن به بانکداری و امور مالی خارجی و حمله به هنگام بروز تهدیدها باشد. همچنین ممکن است فشار داخلی بر ایران را تسریع کند، اگرچه اشارات صریح به تغییر حکومت به عنوان یک هدف آمریکایی فقط نتیجه معکوس می‌دهد. مهمتر از همه، ما به حمایت سازنده از متحدان همفکر نیاز داریم - و باید آن را مطالبه کنیم - که به معنای احترام به این واقعیت است که آنها نهادهای مستقلی هستند. جلب کمک آنها مستلزم ترغیب و انعطاف‌پذیری است، اما ارزش تلاش را دارد. اگر انتظار داشته باشیم که کشورها به تاکتیک‌های ما بپیوندند، آنها در مفهوم‌سازی این استراتژی به دنبال صدایی برای خود خواهند بود. تلاش ایران برای استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار بر جهان، بازیگران کلیدی را در اطراف یک استراتژی متقابل - شامل استفاده از زور برای حفظ آزادی دریانوردی - گرد هم خواهد آورد، اگر ایالات متحده چابک، پیگیر و آماده استفاده از طیف وسیعی از ابزارها باشد.

تهران، علیرغم هیاهوی خود، در ضعیف‌ترین نقطه خود قرار دارد. اعلام «پیروزی» آمریکا و رفتن او دقیقاً همان فرصتی است که رهبران ایران برای احیای بخت و اقبال خود آرزو می‌کنند. تنها یک بازی طولانی می‌تواند به تهدید ایران پایان دهد.

منبع گزارش:
https://mei.edu/commentary/after-islamabad/

مقالات مشابه

ساختار تصمیم‌گیری در ایران
چگونه جنگ ترامپ به نفع تهران تمام شد؟
چرا ترامپ شکست خورد؟

انتخاب سردبیر

user