یکشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۴

پایان مطلوب جنگ رمضان برای ترامپ

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

منتقدان ترامپ می‌گویند که او هیچ استراتژی مشخصی درباره ایران ندارد زیرا هدف یا برنامه‌ای برای «روز بعد» مشخص نکرده است. چه کسی پس از بمباران، نظم را برقرار خواهد کرد؟ چه کسی دولت را اداره خواهد کرد؟ قراردادهای صلح را امضا خواهد کرد؟ توافق‌نامه‌های کنترل تسلیحات را تصویب خواهد کرد؟ مخالفان می‌گویند بدون چنین جزئیاتی، سیاست ایالات متحده مشخص نیست.

به نظر می‌رسد منطق ترامپ به شرح زیر است: به طور کلی، تنها دو نتیجه ممکن برای کمپین هوایی ایالات متحده و اسرائیل وجود دارد. اول اینکه مردم ایران کاری را که ترامپ گفته انجام دهند: براندازی. دوم این است که آنها این کار را نمی‌کنند.

این عملیات فرصتی برای تغییر از طریق یک قیام مردمی ایجاد می‌کند و این یک احتمال بعید است. مواردی از کمپین‌های هوایی که منجر به تغییر شده‌اند، وجود ندارد. سرنگونی اسلوبودان میلوشویچ، دیکتاتور صربستان، در اکتبر ۲۰۰۰ مسلماً یک مورد استثنایی است که قاعده را ثابت می‌کند. از جنگ جهانی دوم تا ویتنام و جنگ‌های خلیج فارس و عراق، بمباران هوایی به تنهایی نتوانست رهبران دشمن را از قدرت برکنار کند. اما اگر اقدام هوایی فعلی ایالات متحده و اسرائیل منجر به یک انقلاب مردمی شود، ترامپ خود را به عنوان یک نابغه استراتژیک ستایش خواهد کرد و مخالفان سیاسی او به سختی می‌توانند با او مخالفت کنند.

رئیس جمهور ممکن است تصور کند که احتمال دوم - عدم وقوع انقلاب مردمی - نیز نتیجه خوبی خواهد بود. این عملیات هوایی با هدف نابودی نیروی دریایی، نیروی هوایی، پدافند هوایی، قابلیت‌های موشکی و برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران انجام می‌شود. حتی اگر رهبران جدیدی از دل این نبرد برخیزند، قدرت بسیار کمتری برای آسیب به همسایگان خود یا ایالات متحده خواهند داشت.

این نیز دو احتمال را مطرح می‌کند. یکی این است که رهبران جدید برای پیوستن مجدد به اقتصاد جهانی از آمریکا درخواست همکاری کنند. ترامپ می‌تواند سپس شرایطی را اعمال کند و اعلام پیروزی کند - چیزی شبیه به توافق او با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور ونزوئلا، پس از دستگیری نیکولاس مادورو توسط ایالات متحده.

احتمال دیگر این است که رهبران جدید همچنان متعصب و متخاصم، سرکوبگر و پرخاشگر باقی بمانند، که در این صورت ترامپ ممکن است فرض کند که می‌تواند دوباره به آنها ضربه بزند. این خطر وجود دارد، به خصوص به این دلیل که ایران می‌تواند به جنگ داخلی تبدیل شود و باعث شود میلیون‌ها نفر فرار کنند و به اروپا و آمریکا پناه ببرند، همانطور که در سوریه اتفاق افتاد. اما برای ایالات متحده نیز خطرناک خواهد بود که سعی کند نقش مهمی در ایران ایفا کند تا از این نتیجه اجتناب‌ناپذیر جلوگیری کند.

هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که مقامات آمریکایی در حال تدوین برنامه‌هایی برای رسیدگی به طیف وسیعی از چالش‌های احتمالی آینده باشند. تمرکز ترامپ بیشتر بر خطراتی است که مستقیماً بر آمریکایی‌ها و منافع آنها تأثیر می‌گذارد - چیزهایی که او می‌تواند از طریق استفاده از زور با آنها مقابله کند. به نظر می‌رسد او مطمئن است که از آنجایی که ایالات متحده قدرتمند و مقامات ایران ناتوان هستند، قادر خواهد بود هر کاری را که لازم می‌داند انجام دهد.

این طرز فکر کاملاً با ایده‌هایی که سیاست خارجی ایالات متحده را پس از یازده سپتامبر شکل داد، متفاوت است. وقتی نیروهای آمریکایی رژیم‌های طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق را سرنگون کردند، رئیس جمهور جورج دبلیو بوش معتقد بود که ایالات متحده مسئولیت جلوگیری از هرج و مرج را بر عهده دارد. او مصمم بود به این کشورها کمک کند تا پایه‌های دولت‌هایی را بنا کنند که نه سرکوبگر باشند و نه پناهگاه امنی برای تروریست‌های ضد آمریکایی فراهم کنند و از آنها حمایت کنند. رئیس جمهور با تأکید بر اینکه آمریکا فقط با رهبران شرور آن کشورها در جنگ است، احساس مسئولیت کرد که به مردم آنها کمک کند. او همچنین با این دیدگاه موافق بود که کشورهای شکست‌خورده زمینه را برای ضد آمریکایی بودن، تروریسم و ​​سایر آسیب‌هایی که منافع ایالات متحده را به خطر می‌اندازند، فراهم می‌کنند.

ترامپ هیچ نگرانی در مورد هرج و مرج نشان نمی‌دهد. او به ایرانی‌ها فرصتی می‌دهد تا کنترل را از دست آیت‌الله‌ها خارج کنند. ترامپ این را به عنوان یک هدیه می‌بیند. هدف رئیس جمهور این است که ایران را از قدرت آسیب به ایالات متحده و منافع آن محروم کند. اگر خطراتی در آینده ایجاد شود، او انتظار دارد که بتواند بسیار آسان‌تر از زمانی که ایران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای و توسعه موشک‌های دوربرد بود، مقابله کند.

طنزآمیز است که منتقدان حزب دموکرات و جاهای دیگر که خواستار طرح «روز بعد» هستند، تلویحاً می‌گویند که ترامپ باید دیدگاه بوش را اتخاذ کند.

خطرات عدم اقدام و ریسک در هر مسیر وجود دارد. وظیفه اصلی یک رئیس جمهور در حوزه امنیت ملی، انتخاب مسیری است که ترجیح می‌دهد با آن روبرو شود. ترامپ در حال تلاش برای چیز جدیدی است، به این دلیل که آنچه پس از حملات هوایی اتفاق می‌افتد لزوماً مشکل ایالات متحده نیست. آمریکایی‌ها باید امیدوار باشند که او درست می‌گوید.

منبع گزارش:
https://www.hudson.org/foreign-policy/what-comes-next-iran-dont-ask-trump-douglas-feith

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user