در حالی که ایران با هزاران معترض درگیر است و دونالد ترامپ، گزینههای نظامی را بررسی میکند، وزارت امور خارجه چین خود را در حاشیه یافته و تنها به فراخوان برای آرامش بسنده کرده است. بیتردید چین منافع قابلتوجهی در ایران دارد، اما این منافع برای پکن جنبه حیاتی یا وجودی ندارند. این وضعیت نشاندهنده یک «عدم تقارن» در روابط میان دو کشور است: چین برای ایران بسیار مهمتر است تا ایران برای چین. پکن در قبال حوادث داخلی ایران و سرنوشت نظام فعلی، نگاهی کاملاً عملگرایانه و خالی از احساسات خواهد داشت. برای چین، اولویتها بر حفاظت از ثبات، تضمین دسترسی مداوم به صادرات نفت ایران و جلوگیری از ظهور یک حکومت طرفدار آمریکا در تهران متمرکز خواهد بود. اگر نظام ایران در نهایت سقوط کند، رهبران چین بیش از آنکه نگران پیامدهای خارجی باشند، نگران بازتابهای داخلی آن در چین خواهند بود. همانطور که در بهار عربی و حوادث دیگر دیده شد، رهبران پکن نسبت به تصاویر اعتراضات مردمی که منجر به فروپاشی رژیمها میشود، به شدت حساس هستند؛ به ویژه زمانی که ردپای ایالات متحده در این تحولات دیده شود. ایران: شریکی میانرده برای چین روابط دیپلماتیک ایران و چین در سال ۱۹۷۱ برقرار شد و در سال ۲۰۱۶ به سطح «مشارکت راهبردی جامع» ارتقا یافت. با این حال، از آخرین سفر شی جینپینگ به ایران نزدیک به یک دهه میگذرد که در تضاد با دفعات متعدد سفر او به کشورهای همسایه و کلیدی دیگر است. اگرچه چین و ایران در ظاهر شریک راهبردی هستند، اما جایگاه ایران در سلسلهمراتب دیپلماتیک پکن پایینتر از «شرکای راهبردی تمامعیار» مانند روسیه و پاکستان قرار میگیرد. چین به سه دلیل برای رابطه با ایران ارزش قائل است: امنیت انرژی: تأمین نفت و گاز. اهرم فشار علیه آمریکا: رابطه خصمانه ایران با واشینگتن باعث میشود تمرکز و منابع آمریکا از مقابله…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.