نرخ پرتابهای ایران در ۱۰۰ ساعت اول عملیات خشم حماسی به شدت کاهش یافت. طبق اعلام فرماندهی مرکزی ایالات متحده، تا ۲۵ مارس، نرخ پرتاب موشک و پهپاد ایران بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته بود. از زمان شروع درگیری، ایالات متحده بیش از ۱۳۰۰۰ هدف ایرانی را مورد حمله قرار داده است.
این دادهها نشاندهنده اثربخشی عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در کاهش توانایی ایران برای حمله به نیروهای آمریکایی و شرکای منطقه از ابتدای عملیات خشم حماسی بود. روندی که با ادامه عملیات ادامه یافت. در پاسخ، ایالات متحده در ۷ آوریل آتشبس دو هفتهای را اعلام کرد. با تضعیف قابل توجه تواناییهای ایران، ایالات متحده اکنون در موقعیتی است که میتواند تلاشهای بینالمللی را برای پاکسازی تنگه هرمز رهبری کند.
این تحولات سه پیامد فوری سیاسی برای وزارتخانههای جنگ و امور خارجه دارد، زیرا ایالات متحده به دنبال پیشبرد منافع خود است.
۱. امنیت دریایی بینالمللی
کاهش قابلیتهای تهاجمی ایران، فرصتی را برای ایالات متحده و متحدانش ایجاد میکند تا یک ناوگان بینالمللی برای تأمین امنیت تنگه هرمز و حفظ ترافیک عادی کشتیرانی ایجاد کنند. ایالات متحده و متحدانش نمیتوانند به ایران اجازه دهند که کشتیرانی بینالمللی را تهدید کند. هیئت آمریکایی باید در طول مذاکرات در پاکستان، تعهد رسمی ایران را برای توقف تهدیدات علیه تنگه تضمین کند.
۲. اهرم فشار پس از آتشبس
اگر پس از آتشبس دو هفتهای، ایران همچنان مصمم به صدور به اصطلاح انقلاب خود باشد و از پایان دادن به برنامه هستهای غیرقانونی خود امتناع ورزد، ایالات متحده باید عملیات خشم حماسی را برای دستیابی به اهداف باقیمانده، از جمله تأمین امنیت اورانیوم غنیشده، از سر بگیرد.
۳. پویاییهای سیاسی داخلی در ایران
ایالات متحده باید به تلاشهای خود برای یافتن یک دولت موقت مشارکتی که قادر به ایجاد ثبات قبل از ظهور دولتی به رهبری مردم ایران باشد، ادامه دهد. واشنگتن همچنین باید افراد جدا شده از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشویق کند و حمایت ایالات متحده از مردم ایران را مجدداً تأیید کند.