اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در سخنرانی خود در کنگره آمریکا در اواخر ماه ژوئیه، مبنی بر تلفیق حمایت از فلسطین با وفاداری کورکورانه به ایران، نه تنها از نظر واقعی بیاساس بود، بلکه بر اساس یک فرض نادرست و قابل ابطال نیز بنا شده بود: اینکه همگرایی مواضع در مورد فلسطین به طور خودکار به معنای وجود رابطه علی بین اقدامات شهروندان معترض از یک سو و سیاست خارجی ایران از سوی دیگر است. در عوض، آخرین دادههای سال ۲۰۲۴ عرب بارومتر نشان میدهد که مخالفت با جنگ اسرائیل علیه غزه و مخالفت با سیاستهای ایران و نیروهای نیابتی و متحدان منطقهای آن در منطقه، مواضعی متناقض نیستند. شهروندان خاورمیانه و شمال آفریقا در نظرات خود ظریفتر و محتاطتر هستند: کل دیدگاههای آنها بسیار فراتر از مواضع تهران در مورد فلسطین است. علاوه بر این، رد مخالفت ابراز شده توسط نتانیاهو به عنوان «خریداری شده و پرداخت شده» برای سلب مشروعیت آن، استانداردهای دوگانه «آزادی بیان» را که در نه ماه گذشته گفتمان پیرامون جنگ غزه را به ستوه آورده است، برجسته میکند. برابر دانستن صریح اعتراض با تبلیغات، به این معنی است که هرگونه انتقادی از اسرائیل فقط میتواند محصول اجبار یا همکاری باشد. این طرز استدلال به طرز عجیبی شبیه اظهارات مستبدان خاورمیانه و شمال آفریقا است که در اوج بهار عربی، معترضانی را که خواستار آزادی، کرامت و عدالت بودند، به عنوان "عوامل خارجی" یا "تروریست" رد میکردند. برای شهروندان خاورمیانه و شمال آفریقا، این حرف نتانیاهو چیز جدیدی نیست و شاید کمتر از سوءاستفاده ایران از آرمان فلسطین در رقابت برای نفوذ منطقهای، تکراری نباشد. آخرین جنگ اسرائیل در غزه، اعتراضات عمومی را در منطقه دوباره شعلهور کرد. نتایج نظرسنجی بارومتر عرب نشان میدهد که اکثر شهروندان، محاصره غزه توسط اسرائیل از سال ۲۰۰۷، بمباران و حمله اخیر به زیرساختهای آنجا و آوارگی اجباری…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.