سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

عملیاتی برای شکست تسلط ایران بر تنگه هرمز

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

از زمان آغاز عملیات خشم حماسی ارتش ایالات متحده در ۲۸ فوریه - و در واقع طی دو سال گذشته - بیشتر ابزارهای ایران برای ایجاد وحشت در خاورمیانه تضعیف شده است. برنامه موشکی آن آسیب دیده، برنامه هسته‌ای آن زیر آوار است و نیروهای نیابتی آن در منطقه کاهش یافته‌اند. اما یک استثنا وجود دارد. یکی از ابزارهای ایران برای ایجاد ویرانی، اگر نگوییم هیچ، فقط قوی‌تر شده است: تهدید تنگه هرمز.

تهران چنین تهدیدهایی را در جنگ ایران به طور مؤثر به کار گرفته و ترافیک کشتیرانی را از طریق شریان حیاتی تجارت جهانی متوقف کرده است. حتی با وجود آتش‌بس شکننده‌ای که این هفته برقرار شد، ترافیک همچنان پایین و خطر درگیری همچنان شدید است. روز پنجشنبه، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران، گفت که این کشور در حال ورود به مرحله جدیدی از مدیریت تنگه است و این نشان می‌دهد که ایران در حال دو برابر کردن تسلیحاتی کردن این آبراه است.

ایالات متحده و متحدانش به واکنشی فراتر از تشدید نظامی نیاز دارند. یک استراتژی زیرساختی برای دور زدن کامل تنگه، در مقیاس پروژه‌های انجام شده در طول جنگ جهانی دوم، گزینه دیگری برای تضعیف تسلط ایران بر این آبراه است. آن را عملیات سرریز بنامید.

پایان دادن به اهرم ایران در تنگه هرمز
ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس می‌توانند از طریق یک طرح دو بخشی، فشار بر تأمین انرژی را کاهش دهند، بر گلوگاه اقتصادی ایران غلبه کنند و در نهایت موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهند.

اول، ایالات متحده و متحدانش باید تلاشی عظیم برای ساخت زیرساخت‌های انرژی که تنگه هرمز را از طریق مسیرهای متعدد قابل دفاع دور می‌زند، آغاز کنند. دوم، آنها باید در صورت از سرگیری درگیری با ایران، از اشکال دفاع پهپادی به سبک اوکراین برای محافظت از این زیرساخت‌ها استفاده کنند.

رهبران ایران می‌دانند که نمی‌توانند ایالات متحده را از نظر نظامی شکست دهند. بنابراین، آنها به جای آن، جغرافیا را به صورت استراتژیک مسلح می‌کنند. با عبور تقریباً ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان، به همراه ۳۰ درصد از محموله‌های کود و آمونیاک از طریق این تنگه، تهران از ناتوانی اقتصاد جهانی در تحمل بسته شدن مداوم این آبراه سوءاستفاده می‌کند. آخرین امید ایران برای بقا، حفظ ظرفیت خود برای گروگان گرفتن اقتصاد جهانی است.

آنچه رهبران ایران طی چند هفته گذشته آموخته‌اند این است که با بسته شدن تنگه، فشار بر دشمنانشان برای تسلیم شدن افزایش خواهد یافت. واکنش بازارهای مالی اغلب از تنگناهای فیزیکی عقب می‌ماند، اما هنگامی که موجودی‌ها کاهش می‌یابد و زنجیره‌های تأمین تحت فشار قرار می‌گیرند، فشار سیاسی - به ویژه از سوی متحدان وابسته به انرژی - تشدید می‌شود. تهران روی این پویایی که بی‌نهایت قابل تکرار است، حساب می‌کند.

بازگشایی تنگه هرمز با زور دشوار و پرهزینه خواهد بود. ابزار نامتقارن ایران - مین‌ها، پهپادها و موشک‌های ضد کشتی - هرگونه عملیاتی از این دست را حتی در غیاب نیروی دریایی ایران که در طول جنگ نابود شده است، خطرناک و نامطمئن می‌کند.

اما گزینه دیگری نیز وجود دارد. به جای مجبور کردن کشتی‌ها به عبور از این گلوگاه، ایالات متحده و شرکایش باید به سرعت اطراف آن را بسازند.

خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی، که میادین نفتی شرقی عربستان در بقیق را به ینبع در دریای سرخ متصل می‌کند، پیش از این ثابت کرده است که زیرساخت‌های کنارگذر می‌تواند بخشی از تنگنای ایجاد شده توسط بسته شدن تنگه هرمز را کاهش دهد. این مدل اکنون باید به طور چشمگیری گسترش یابد.

خطوط لوله باید گسترش یابند یا ساخته شوند تا تولید بالادستی و پالایشگاه‌ها را به طور فیزیکی به زیرساخت‌های موجود در مکان‌هایی مانند سیستم SUMED در اسکندریه، مصر و همچنین مناطق ساحلی مانند اشکلون در اسرائیل و دقم در عمان متصل کنند. زیرساخت‌های صادراتی باید به سرعت در بنادر دریای سرخ عربستان سعودی و ترمینال فجیره امارات متحده عربی در خلیج عمان گسترش یابند. از نظر استراتژیک، کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب باید به اصل سازماندهی مرکزی ژئواکونومیک خاورمیانه تبدیل شوند. چنین طرحی بی‌سابقه نیست.

در طول جنگ جهانی دوم، پس از روز D، متفقین عملیات پلوتو را برای تأمین سوخت به سرزمین اصلی اروپا از طریق کانال مانش آغاز کردند. ظرف چند ماه، نیروهای متفقین روزانه حدود یک میلیون گالن سوخت دریافت می‌کردند. این یکی از جاه‌طلبانه‌ترین تلاش‌های مهندسی جنگ بود - و به تضمین پیروزی کمک کرد.

در جبهه داخلی، خط لوله بیگ اینچ از تگزاس به نیوجرسی ظرف پانزده ماه بین سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ ساخته شد. این خط لوله که بیش از ۱۲۰۰ مایل امتداد داشت، امنیت انرژی نیوانگلند را تقویت کرد و نشان داد که ایالات متحده چقدر سریع می‌تواند ظرفیت صنعتی را بسیج کند، زمانی که انرژی به عنوان یک اولویت در زمان جنگ در نظر گرفته می‌شود.

اگر ایالات متحده مایل است بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار برای عملیات نظامی علیه ایران هزینه کند، تصور کنید با سرمایه‌گذاری کسری از این مبلغ در زیرساخت‌های مقاوم که به طور دائم اهرم ایران را تضعیف می‌کند، چه می‌توان کرد. واشنگتن قبلاً پروژه‌های انرژی در مقیاس بزرگ را در خلیج فارس تأمین مالی کرده است. در سال ۲۰۱۲، بانک صادرات-واردات ایالات متحده نزدیک به پنج میلیارد دلار در یک مجتمع پتروشیمی در شرق عربستان سعودی سرمایه‌گذاری کرد. اکنون باید به تأمین مالی زیرساخت‌هایی کمک کند که تضمین می‌کند این سرمایه‌گذاری‌ها دیگر هرگز توسط زورگویی ایران در تنگه هرمز گروگان گرفته نشوند.

این اساساً یک مشکل مهندسی است. و ایالات متحده، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس از تخصص فنی بی‌نظیری برخوردارند. پیشرفت زیادی می‌تواند در یک سال یا کمتر حاصل شود. به عنوان مثال، خط لوله دسترسی داکوتا، که ۱۱۷۲ مایل از داکوتای شمالی تا ایلینوی امتداد دارد، بسیار طولانی‌تر از خط لوله نفت خام شرق-غرب در عربستان سعودی است و تنها در ده ماه بین سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ساخته شد.

اعلام هماهنگ این مسیرهای جدید تأمین - همراه با تأمین مالی، جدول زمانی و مشارکت ائتلاف - احتمالاً بازارهای جهانی را مطمئن کرده و اهرم ایران را قبل از تکمیل اولین خط لوله تضعیف می‌کند. بازارها این جاه‌طلبی را درک کرده و بر اساس آن برنامه‌ریزی خواهند کرد.

حفاظت از خطوط لوله

ایران و متحدانی مانند روسیه که اطلاعات لازم برای هدف قرار دادن منافع ایالات متحده در خلیج فارس را در اختیار تهران قرار داده‌اند، تقریباً مطمئناً برای مختل کردن یا از بین بردن کریدورهای جدید انرژی تلاش خواهند کرد. به همین دلیل است که ستون دوم عملیات سرریز ضروری است: دفاع پهپادی به سبک اوکراین که در مقیاس وسیع مستقر شده است.

اوکراین نوآوری قابل توجهی در جنگ ضد پهپاد نشان داده و از زیرساخت‌های حیاتی تحت حملات مداوم محافظت می‌کند. این درس‌ها اکنون باید در سراسر خلیج فارس به کار گرفته شوند. تعامل دیپلماتیک اخیر بین اوکراین و شرکای عرب خلیج فارس - به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی - نشان می‌دهد که چنین همکاری در حال ظهور است. ایالات متحده و اروپا باید این تلاش را به یک ائتلاف رسمی برای محافظت از زیرساخت‌ها گسترش دهند.

این استراتژی چیزی بیش از حذف تسلط ایران بر تنگه هرمز خواهد بود. این استراتژی به عنوان ستون فقرات یک معماری اقتصادی و امنیتی جدید عمل خواهد کرد که خاورمیانه را بیشتر به غرب متصل می‌کند و شرکای منطقه‌ای را از نظر ساختاری برای دهه‌های آینده به ایالات متحده متصل می‌کند. این امر روابط بین کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را تعمیق می‌بخشد و در را برای پیشرفت بیشتر در توافق‌نامه ابراهیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، باز می‌کند. این امر امنیت انرژی اروپا را تقویت می‌کند. و این امر حمایت از اوکراین را در حالی که در برابر تجاوز روسیه مقاومت می‌کند، حفظ خواهد کرد.

ایالات متحده و متحدانش به جای اینکه به تهران اجازه دهند اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد، به تدریج آخرین ابزار بازدارندگی ایران - ایجاد مسیرهای جایگزین، تقویت اتحادها و فرسایش اهرم تهران در طول زمان - را محدود خواهند کرد.

ایالات متحده نباید در برابر تهدید تنگه هرمز توسط ایران، چشم‌پوشی کند. باید دوران جدیدی از زیرساخت‌های استراتژیک را با شرکای خود در خاورمیانه آغاز کند.

منبع گزارش:
https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/operation-overflow-how-to-break-irans-grip-over-the-strait-of-hormuz/

مقالات مشابه

نقش هوش مصنوعی در حملات آمریکا به ایران
پیامد جنگ رمضان بر زیرساخت تأمین آب در خاورمیانه
مخاطرات جهانی گذار به عصر رقابت و گسست

انتخاب سردبیر

user