روسیه از جنگ بین اسرائیل، ایالات متحده و ایران سود قابل توجهی به دست آورده است: به ویژه، درآمد اضافی از افزایش قیمت نفت و کاهش احتمالی حمایت نظامی غرب از اوکراین. اما فقدان گزینههایی برای تأثیرگذاری بر روند درگیری، مایه نگرانی کرملین است.
بر این اساس، مسکو به دنبال راههایی برای دخالت با ارائه پهپاد و اطلاعات میدانی به ایران بوده است. اینکه روسیه با هرگونه نفوذی که ممکن است به دست آورد، چه کاری ممکن است انجام دهد، یک سوال بیپاسخ است. کاملاً ممکن است که حتی کرملین هم نداند. با این حال، در حال حاضر، این موضوع اهمیت کمتری دارد. تنها چیزی که مسکو میخواهد، اهرم فشار است.
از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، مقامات روسی گفتهاند که از میانجیگری بین طرفهای درگیر خوشحال خواهند شد. اما پیشنهادات آنها بیپاسخ مانده است. سخنگوی ولادیمیر پوتین اذعان کرد که به نظر نمیرسد هیچ یک از طرفین به میانجیگری روسیه نیاز داشته باشند و در نهایت پاکستان برای میزبانی مذاکرات صلح انتخاب شد (و ترکیه به عنوان گزینه ذخیره).
نادیده گرفته شدن به این شکل، به ویژه برای کرملین آزاردهنده بوده است، زیرا این درگیریها مستقیماً بر منافع روسیه در ایران تأثیر گذاشته است: کنسولگری روسیه در شهر اصفهان آسیب دید (که منجر به تعطیلی آن شد)؛ یک کلیسای ارتدکس روسیه در تهران مورد اصابت قرار گرفت؛ و بندر انزلی در دریای خزر - یک مرکز کلیدی برای تجارت روسیه و ایران - نابود شد.
با این حال، نگرانکنندهترین مورد برای مسکو، چهار حمله آمریکایی-اسرائیلی به نیروگاه هستهای بوشهر بود که توسط تکنسینهای روسی از شرکت هستهای دولتی روساتم با استفاده از اورانیوم کم غنیشده ساخت روسیه اداره میشود. در نتیجه بمباران، حداقل یک کارمند ایرانی کشته شد و روسیه مجبور شد تقریباً تمام اتباع خود را تخلیه کند.
اگر بتوان آسیب به کلیسای ارتدکس و کنسولگری روسیه را به بدشانسی نسبت داد، نمیتوان همین را در مورد بوشهر و بندر انزلی گفت. پس از بمباران بندر انزلی، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعتراض کرد که کارزار اسرائیل و آمریکا به منافع اقتصادی روسیه آسیب میرساند.
ناظران اگر به این نتیجه برسند که اگر بخواهند، ایالات متحده و اسرائیل میتوانند روسیه را از ایران بیرون کنند - و در پاسخ، کرملین نمیتواند کاری بیش از انتشار بیانیههای مطبوعاتی خشمگین انجام دهد. از نظر رهبری روسیه، این یک سابقه خطرناک ایجاد میکند.
خاورمیانه پس از فروپاشی روابط بین روسیه و غرب ناشی از حمله همه جانبه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، به منطقهای بسیار مهم برای کرملین تبدیل شد. کشورهای خاورمیانه اغلب از رویکرد غرب نسبت به روسیه حمایت نمیکنند و همچنان مسکو را به عنوان یک بازیگر مشروع میشناسند. حجم تجارت بین روسیه و خاورمیانه افزایش یافته است؛ مسیرهای حمل و نقل جدیدی برنامهریزی شده است؛ و تلاشهایی برای توسعه مدلهای جدید همکاری اقتصادی که در برابر تحریمهای غرب مقاوم باشند، صورت گرفته است.
جنگ فعلی به این معنی است که چنین برنامههایی در معرض تهدید هستند - و نه تنها در ایران، جایی که روسیه چندین پروژه مهم از جمله کریدور حمل و نقل شمال-جنوب و یک مرکز بزرگ گاز طبیعی دارد. این جنگ همچنین روابط روسیه با سایر کشورهای خاورمیانه مانند امارات متحده عربی را به خطر میاندازد. تجارت بین روسیه و امارات متحده عربی از سال ۲۰۲۲ بیش از دو برابر شده است؛ کالاهای تحریمشده مانند میکروچیپها از طریق امارات متحده عربی به روسیه دوباره صادر میشوند؛ و بانکهای اماراتی برخی از معاملات خارجی روسیه را تسهیل میکنند. اکنون، همه اینها در معرض خطر است.
در واقع، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، کل سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه را تضعیف کرده است. در نتیجه، مسکو متوجه شده است که به راههای جدیدی برای اعمال نفوذ نیاز دارد تا در نهایت به یک ناظر منفعل تبدیل نشود.
در حال حاضر، مشخص نیست که مسکو تا چه حد آماده است، به ویژه در مورد کمک به رژیم ایران. اما بدیهی است که همکاری نظامی بین ایران و روسیه رو به کاهش نیست - بلکه برعکس، رو به افزایش است.
روسیه در ماه مارس شروع به عرضه پهپادهای مدرنشده پهپادهای شاهد-۱۳۶ به ایران کرد و مرحله جدیدی را در روابط دفاعی آغاز کرد. از سال ۲۰۲۲، طیف سختافزارهای نظامی که روسیه مایل به صادرات به ایران است، به طور پیوسته گسترش یافته و شامل بالگردهای تهاجمی، خودروهای زرهی و سلاحهای سبک میشود. با اضافه شدن پهپادها، اکنون سلاحی را شامل میشود که قادر است مستقیماً به نیروهای آمریکایی و اسرائیلی آسیب وارد کند. در حالی که مسکو و تهران پیش از این برای تأمین جتهای جنگنده سوخو-۳۵ و سیستمهای دفاع هوایی قابل حمل توسط روسیه به توافق رسیده بودند، این تنها یک توافق کلی بود. هیچ تأییدی مبنی بر دریافت این محمولهها توسط تهران وجود ندارد.
مسکو همچنین در تلاش برای هدایت حملات ایران، اطلاعات را با تهران به اشتراک گذاشته است. باید اعتراف کرد که این کمک روسیه از نظر اندازه و دامنه محدود است و به نظر میرسد کرملین با دقت در حال آزمایش محدودیتهای کاری است که میتواند بدون برانگیختن خشم زیاد ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس انجام دهد.
آنچه روسیه از همه اینها به دست میآورد، حضور در درگیری در حال وقوع است. علاوه بر این، حملات منظم پهپادهای ایرانی، ایالات متحده و متحدانش را مجبور میکند تا از رهگیرهایی که در غیر این صورت ممکن بود برای سرنگونی موشکهای روسی به اوکراین فرستاده شوند، استفاده کنند.
صرف حمایت روسیه از ایران، نفوذ سیاست خارجی است که میتواند متعاقباً مفید باشد. به گفته پولیتیکو، مسکو پیش از این به واشنگتن پیشنهاد داده است که اگر ایالات متحده و متحدانش از انجام همین کار با اوکراین دست بردارند، میتواند از اشتراکگذاری اطلاعات با ایران دست بردارد.
در حال حاضر، مشارکت روسیه در آخرین جنگ در خاورمیانه محدود است. به جای تلاش واقعی برای تأثیرگذاری بر نتیجه جنگ، بیشتر شبیه تلاشی برای به دست آوردن اهرم فشار برای مذاکرات آینده است - درست همانطور که مداخله روسیه در جنگ داخلی سوریه آغاز شد. به عبارت دیگر، مسکو اکنون در حال پرورش داراییهای سیاست خارجی خود است و به فراخور حال خود تصمیم خواهد گرفت که چگونه به بهترین نحو از آنها به نفع روسیه استفاده کند.
