سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۲

ترامپ و پس‌لرزه‌های جهانی جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

مرکز توجه سیاست خارجی آمریکا در این ماه به پکن منتقل می‌شود؛ جایی که دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در ۱۴ و ۱۵ می (۲۴ و ۲۵ اردیبهشت) دیدار خواهند کرد تا به فهرست طولانی مسائل حل‌نشده میان این دو قدرت جهانی بپردازند.

اما جنگ ایران و فاجعه ژئواکونومیکی که همچنان در حال گسترش است، سایه‌ای سنگین بر این گفتگوها و پویایی‌های سراسر جهان افکنده است. یکی از نکات کلیدی در آستانه نشست پکن و در جریان خودِ ملاقات، این است که آیا در پرتو حوادث اخیر خاورمیانه، چین دست برتر را دارد یا ایالات متحده؟

بحران با ایران اکنون به مرز ۷۰ روز رسیده است؛ یعنی بسیار فراتر از بازه چهار تا شش هفته‌ای که دولت ترامپ در ابتدا پیش‌بینی کرده بود. باتلاقِ ایران، ترامپ را در بدترین موقعیت سیاسی دوران پنج‌ساله ریاست‌جمهوری‌اش قرار داده است. این موضعِ تضعیف‌شده در داخل، پیامدهایی در عرصه جهانی دارد؛ همان‌طور که پیش از این در آسیب دیدن روابط با شرکای نزدیک اروپایی شاهد بودیم و احتمالاً هفته آینده در چین نیز دوباره شاهد آن خواهیم بود.

تلاش‌های ترامپ برای اعلام پیروزی زودهنگام و خطر ناپایداری در خاورمیانه

چند هفته‌ای است که دولت ترامپ برای پایان دادن به درگیری با ایران به‌شدت مستأصل به نظر می‌رسد، حتی در حالی که مسائل کلیدی بین واشنگتن و تهران همچنان حل‌نشده باقی مانده است. چند هفته پیش، ترامپ به اشتباه اعلام کرد که تنگه هرمز باز است، اما بلافاصله پس از آن شاهد ادامه حملات و تهدیدات ایران علیه کشتیرانی بودیم. ترامپ پس از مجموعه‌ای از تهدیدهای تند نظامی، از جمله هشدار به نابودی تمدن ایران، ماه گذشته آتش‌بسِ دوهفته‌ای میان آمریکا و ایران را به‌صورت نامحدود تمدید کرد.

همین هفته، ترامپ روز یکشنبه «پروژه آزادی» (Project Freedom) را با هدف بازگشایی تنگه هرمز از طریق «هدایت» کشتی‌های تجاری با پشتیبانی هوایی و دریایی آغاز کرد؛ اما کمتر از ۴۸ ساعت بعد، در پی تشدید حملات ایران به همسایگان عرب، این پروژه را به حالت تعلیق درآورد. گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی از این همسایگان به دلیل کوچک‌شمردن حملات توسط دولت ترامپ، موقتاً اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاه‌های خود را به ارتش آمریکا ندادند. تا روز پنجشنبه، دولت مجدداً در حال بررسی تغییر مسیر و ازسرگیری این پروژه بود. یکی از نقاط ضعف جدی در مدیریت بحران ایران توسط دولت ترامپ، فقدان هماهنگی استراتژیک کافی با شرکای عرب درباره «پایان بازی» است؛ هرگونه راه حل پایدار نیازمند مشارکت کشورهای منطقه است، در غیر این صورت دوام نخواهد داشت.

همچنین در هفته جاری، مارکو روبیو (وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ) در حالی که موشک‌های ایران به امارات متحده عربی اصابت می‌کرد، پایان تلاش‌های جنگی را اعلام کرد و گفت: «عملیات خشم حماسی به پایان رسیده است؛ ما با آن مرحله کارمان تمام شده است.» پیت هگست، رئیس پنتاگون نیز با تکرار این موضع مدعی شد که علیرغم حملات ایران، آتش‌بس همچنان برقرار است.

این اظهارات ممکن است برای خرید زمان جهت مذاکره با ایران یا منحرف کردن افکار عمومی از این واقعیت باشد که عملیات نظامی آمریکا از ضرب‌الاجل اول می (که نیازمند تأیید کنگره است) فراتر رفته است. با این حال، روشن است که ترامپ نمی‌خواهد با یک جنگ بزرگ در خاورمیانه راهی پکن شود. رئیس‌جمهور آمریکا این هفته از یک سو نسبت به مذاکرات ابراز خوش‌بینی کرد و از سوی دیگر گزینه‌های نظامی را باز گذاشت و گفت: «فکر می‌کنم شانس خوبی برای پایان یافتن وجود دارد، اما اگر تمام نشود، باید برگردیم و چنان بمبارانی راه بیندازیم که جهنم را به چشم ببینند.»

جزئیات توافق احتمالی با ایران باید به‌دقت رصد شود؛ مواضع علنی ایران و آمریکا هنوز بسیار از هم فاصله دارند. اگر ترامپ صرفاً به دلیل موقعیت تضعیف‌شده‌ای که آمریکا را در آن قرار داده، از خواسته‌های کلیدی برای تأمین امنیت منطقه کوتاه بیاید، هرگونه توافقی ناپایدار خواهد بود.

در این مرحله از بحران، کارنامه تأثیر جنگ بر مردم ایران، خاورمیانه و جهان به‌طور کلی منفی است، اما توازن قدرت در نیروهای متعارف همچنان به نفع آمریکا باقی مانده است.

نتایج حاصل از آغاز جنگ ایران

حذف برخی رهبران کلیدی: رهبران رده‌بالای ایران در ساعات اولیه جنگ حذف شدند، اما بدنه اصلی نظام همچنان کنترل را در دست دارد و احتمالاً چهره‌های تندروتر و پیش‌بینی‌ناپذیرتری در تهران به قدرت رسیده‌اند. این همان نظامی است که دهه‌ها همسایگان را تهدید کرده و به سرکوب مردم خود پرداخته است.

عقب‌گرد در جاه‌طلبی‌های هسته‌ای: برنامه هسته‌ای ایران ضربات سختی خورد، اما مشابه جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، پرسش‌های بزرگی درباره وضعیت قطعات کلیدی و صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا باقی مانده است.

کاهش توان نظامی: حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آسیب جدی به زیرساخت‌های نظامی ایران زد، اما تهدید اصلی ایران همواره «نامتقارن» بوده است. حملات ایران به آمریکا و شرکای منطقه‌ای (به‌ویژه امارات) در هفته گذشته نیز ادامه یافته است.

ایجاد عدم قطعیت در تنگه هرمز: ایران کنترل و اهرم فشار بر این گلوگاه حیاتی انرژی جهان را به دست آورده و مانورهای نظامی و گفتگوهای دیپلماتیک هنوز این سلطه را از بین نبرده است.

تقابل قدرت و روایت‌ها

در نشست‌های اخیر «مؤسسه خاورمیانه» با حضور مقامات سابق دولت‌های ترامپ، بایدن و اوباما، چند نکته کلیدی درباره ترازنامه سیاست خارجی آمریکا برجسته شد:

۱. برتری نظامی در برابر جنگ نامتقارن: اگرچه آمریکا برتری مطلق نظامی دارد، اما استفاده ایران از تسلیحات ارزان‌قیمت مثل پهپادها، به این کشور اجازه داده تا ضربات مؤثری وارد کند. نکته مهم این است که آستانه موفقیت برای ایران بسیار پایین است: آن‌ها فقط به دنبال «بقا» هستند. در مقابل، آمریکا در این جنگ برخی از زرادخانه‌های کلیدی خود را تخلیه کرده که اثرات آن در جبهه‌های اروپا و آسیا نیز دیده می‌شود.

۲. عرصه اقتصادی: ترامپ سال‌هاست که تلاش می‌کند با فشار اقتصادی، منابع ایران را بخشکاند؛ اما دهه‌ها تحریم باعث شکل‌گیری «اقتصاد مقاومتی» در ایران شده است. ایران نیز با کنترل بر تنگه هرمز و حمله به زیرساخت‌های انرژی خلیج [فارس]، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را به ترامپ در داخل آمریکا تحمیل کرده است.

۳. جنگ روایت‌ها: ترامپ در جلب افکار عمومی در این جنگ چندان موفق نبوده که بخشی از آن به دلیل پیام‌های متناقض دولتش است. در مقابل، حامیان ایران نیز با استفاده از ویدیوهای تبلیغاتی و شیوه‌های نوین جنگ شناختی، سعی در پیشبرد روایت خود دارند.

در بوته آزمایش: جایگاه جدید آمریکا در جهان

هنوز زمان لازم است تا تأثیر جنگ ۲۰۲۶ ایران بر جایگاه جهانی آمریکا مشخص شود.

برخی معتقدند این جنگ در کنار عملیات ونزوئلا، با دادن کنترل بیشتر بر منابع نفت و گاز به واشنگتن، موقعیت آمریکا را در برابر چین تقویت می‌کند و سلطه «پترودلار» را تمدید می‌نماید. آن‌ها می‌گویند حمایت چین از ایران باعث می‌شود کشورهای منطقه از پکن فاصله گرفته و به سمت واشنگتن متمایل شوند.

در مقابل، عده‌ای بر این باورند که دولت ترامپ زمان، پول و دارایی‌های نظامی گرانبهایی را هزینه کرده اما در نهایت به «تراز منفی» رسیده است؛ چرا که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز از بین رفته و برنامه هسته‌ای ایران نیز متوقف نشده است. همچنین رقبایی مانند روسیه از افزایش قیمت انرژی سود برده‌اند و شکاف‌های داخلی در سیاست آمریکا عمیق‌تر شده است.

نشست آتی ترامپ و شی در چین، سیگنال‌های مهمی درباره جایگاه کنونی آمریکا در جهان صادر خواهد کرد. این اجلاس یادآور این واقعیت خواهد بود که تلاش برای «چرخش استراتژیک» از یک منطقه به منطقه دیگر (مثلاً از خاورمیانه به آسیا) محدودیت‌های خود را دارد؛ آنچه آمریکا واقعاً به آن نیاز دارد، توانایی مدیریت همزمان چندین چالش استراتژیک در مناطق مختلف است.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/trump-planned-for-pressure-on-iran-but-not-the-global-and-domestic-blowback/

مقالات مشابه

ترامپ و بازطراحی خاورمیانه
پیامدهای جنگ رمضان برای چین
آمریکا در بن‌بست جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user