ناآرامیهایی که در ژانویه از بازار تهران آغاز شد، در هفتههای اخیر به سراسر کشور گسترش یافته و به خشونت کشیده شده است. گزارشهای اولیه حاکی از آن است که نیروهای امنیتی در چندین شهرِ کمربند زاگرس، از جمله استان ایلام و جوامع مجاور مانند لردگان، از گلولههای جنگی استفاده کردهاند. خشونتها سرانجام در جریان سرکوب دولت در ۸ و ۹ ژانویه به شدت تشدید شد؛ زمانی که طبق برخی گزارشها، بیش از سی هزار معترض در وضعیتی کشته شدند که شاید بتوان آن را بدترین قتلعام در تاریخ مدرن ایران نامید. بسیاری از این کانونهای اعتراضی با مناطقی همپوشانی دارند که کمبود شدید آب در سالهای اخیر، زندگی را در آنها به شدت دشوار کرده است. این الگو حائز اهمیت است: اینها حوادث امنیتی منزوی نیستند، بلکه تکرار مکرر تنش در مناطقی هستند که پیش از این تحت استرس حاد آبی و فشار اقتصادی بودهاند؛ مناطقی که شکست در ارائه خدمات پایه، سالهاست آستانه تحمل عمومی را فرسوده کرده است. ایران به آنچه مقامات هواشناسیاش «روز صفر آب» مینامند نزدیک میشود؛ نقطهای که سیستمهای تامین آب عملاً از کار میافتند. در این چارچوب، واژه «کمبود» حق مطلب را ادا نمیکند؛ این یک «شکست سیستمی» است. بسیاری از دانشمندان این وضعیت را «ورشکستگی آبی» توصیف میکنند؛ اصطلاحی که با پژوهشگرانی چون کاوه مدنی (از موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد) گره خورده است و به وضعیتی اشاره دارد که در آن آسیبها در بازههای زمانی انسانی عملاً برگشتناپذیر میشوند. وقتی شکست سیستم خود را در شیرهای آب نشان میدهد، یک بحران بلندمدت منابع به یک «بحران مشروعیت» فوری تبدیل میشود؛ بهویژه در استانهایی که مردم پیش از این هم در آستانه فروپاشی خدمات زندگی میکردند. نیروی وحدتبخش در این اعتراضات ایدئولوژی نیست، بلکه «فرسایش کرامت انسانی» است. وقتی مقامات در حالی شعار «استقامت» میدهند که شبکههای…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.