آتشبس اعلامشده توسط ترامپ در ۷ آوریل، تلویحاً کنترل جدید ایران بر جریانهای انرژی خلیج فارس را تصدیق میکند - چالشی استراتژیک برای ثبات بازار نفت و منافع کشورهای صادرکننده عرب خلیج فارس. ایالات متحده عملیات نظامی را که شش هفته پیش آغاز کرده، متوقف کرده و تهران آماده است تا در مورد صادرات نفت و گاز تصمیم بگیرد. همانطور که قبل از آتشبس نیز چنین بود، کشتیهای نفتکش برای خروج از خلیج فارس به تأیید ایران نیاز خواهند داشت که ممکن است منوط به توافق جدید در مورد هزینههای عوارض باشد.
پس از اعلام ترامپ، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اظهار داشت: «به مدت دو هفته، عبور ایمن از تنگه هرمز از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی امکانپذیر خواهد بود.»
اولین نشانههایی که باید به آنها توجه کرد، میزان اعطای مجوز عبور به کشتیهای نفتکش توسط ایران و اطمینان کافی از عبور ایمن برای از سرگیری فعالیتهای عادی توسط اپراتورهای کشتی است. با توجه به اینکه طبق گزارشها، ایران بعدازظهر چهارشنبه در پاسخ به نقض ادعایی آتشبس توسط ایالات متحده و اسرائیل، تنگه را دوباره بسته است، اپراتورهای کشتی و بازار نفت با سؤالات بیشتری نسبت به پاسخها مواجه هستند.
پرسش اول: میزان اختلالات صادرات نفت خلیج فارس که نیاز به بهبود دارد، چقدر است؟۱
طبق گزارش پترو-لجستیک، صادرات نفت خام و میعانات خلیج فارس از طریق هرمز از ۱۶.۳ میلیون بشکه در روز قبل از جنگ به تنها ۱.۲ میلیون بشکه در روز در طول هفت روز منتهی به ۶ آوریل کاهش یافته است. ۳.۷ میلیون بشکه دیگر در روز توسط عربستان سعودی به ینبع در دریای سرخ و توسط امارات متحده عربی به فجیره در خلیج عمان منتقل شده است.
با توجه به اینکه صادرات اساساً به مدت حدود یک ماه متوقف شده است و هیچ کشتی خالی برای بارگیری محمولههای جدید وجود ندارد، تولیدکنندگان خلیج فارس مجبور شدند تولید خود را بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش دهند. بهبود صادرات مستلزم بازگشت کشتیهای خالی برای بارگیری محمولههای نفتی خلیج فارس و بازگرداندن سطح تولید نفت کشورهای تولیدکننده به حالت عادی است.
پرسش دوم: برای شروع از سرگیری صادرات نفت خلیج فارس چه چیزی لازم است؟
الف) ۲: با فرض اینکه مجوز ایران برای عبور از تنگه هرمز به طور کلی اعطا شده باشد و اپراتورهای کشتی به اندازه کافی احساس امنیت کنند تا بتوانند حرکات دریایی خود را از سر بگیرند (فرضیات بسیار مهم، و به هیچ وجه در زمان انتشار این مطلب تضمین نشده است)، عملیات اولیه کشتیرانی بر پاکسازی حجم عظیم نفت انباشته شده، بالغ بر ۱۱۶ میلیون بشکه (معادل حدود یک هفته صادرات قبل از جنگ)، که در ماه گذشته در نفتکشها در داخل خلیج فارس گیر افتاده است، متمرکز خواهد شد. به محض خروج این نفتکشهای پر از نفت از منطقه، نفتکشهای خالی میتوانند برای بارگیری محمولههای جدید و بازیابی سطح تولید نفت وارد خلیج فارس شوند. این توالی با فرض بر این است که پایانههای صادراتی و تأسیساتی که نفت خام و فرآوردههای نفتی را به آنها تأمین میکنند، دست نخورده باقی ماندهاند.
پرسش سوم: قیمت نفت چگونه به اعلام آتشبس واکنش نشان میدهد؟
الف) ۳: در بازار معاملات آتی، قیمت نفت خام برنت، معیار بینالمللی، تا صبح چهارشنبه حدود ۱۳ درصد کاهش یافته و به ۹۵ دلار در هر بشکه رسیده است. قیمتهای آتی برای نفت خام برتر ایالات متحده، به نام وست تگزاس اینترمدیت، حدود ۱۵ درصد کاهش یافته و به ۹۵ دلار در هر بشکه رسیده بود. قیمتهای آتی برنت و WTI به ترتیب ۳۰ درصد و ۴۰ درصد بالاتر از سطوح قبل از جنگ خود باقی ماندند.
مهمتر از همه، این قیمتهای آتی که به طور گسترده اعلام میشوند، کل داستان را بیان نمیکنند. در بازار نفت فیزیکی، که در آن نفت خام و فرآوردههای پالایششده مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت هواپیما دست به دست میشوند، قیمتها بسیار بالاتر بودهاند - حدود ۱۴۰ دلار در هر بشکه برای نفت خام نوع برنت. قیمت سوخت جت به ۴.۸۸ دلار در هر گالن افزایش یافته است که به معنای بیش از ۲۰۰ دلار در هر بشکه است. با نگاهی به آینده، کاملاً محتمل است که قیمتهای آتی که به طور گسترده اعلام میشوند، در حالی که بازار فیزیکی برای مدت طولانیتری در تنگنا قرار میگیرد، کاهش بیشتری پیدا کند و کاهش قیمت در پمپ بنزینها و بلیط هواپیما را به تعویق بیندازد. ما در گزارش آینده به واگرایی غیرمعمول بین بازارهای نفت فیزیکی و «کاغذی» خواهیم پرداخت.
پرسش چهارم: هزینه عوارض مورد انتظار ایران چگونه بر بازارهای نفت تأثیر خواهد گذاشت؟
الف) محدوده قیمت گزارششده غیررسمی عوارض جدید مورد انتظار، ۱ تا ۲ دلار در هر بشکه، قیمتها را اندکی افزایش میدهد، اما نه آنقدر که عرضه نفت خلیج فارس را غیررقابتی کند. احتمالاً (و احتمالاً منظور تهران بوده است) که کشورهای صادرکننده عرب خلیج فارس، بیشتر یا تمام هزینه حملونقل اضافی را به عنوان نوعی غرامت برای (از نظر ایران) تسهیل حمله ایالات متحده متحمل شوند. تهران میتواند بعداً تصمیم بگیرد که عوارض را افزایش دهد تا تولیدکنندگان عرب خلیج فارس را بیشتر تحت فشار قرار دهد، از جمله احتمالاً در اختلافات آینده مربوط به حقوق پایگاه یا سایر عناصر روابط آنها با ایالات متحده.
اهرم عوارض تنگه هرمز ایران همچنین میتواند در چارچوب تصمیمات آتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در مورد سیاستهای عرضه نفت مورد استفاده قرار گیرد. با فرض اینکه لغو تحریمهای نفتی در راه است، تهران میخواهد سهم بازار از دست رفته در سالهای اخیر را که به رقبا واگذار شده بود، بازپس گیرد. ایران اکنون میتواند از نفوذ ژئوپلیتیکی جدید خود برای تکیه بر کشورهای عضو اوپک خلیج فارس استفاده کند تا «فضایی» برای بازگشت بشکههای نفت ایران به مقاصد پیش از تحریمها در هند، ژاپن، تایوان، ترکیه، کره جنوبی، یونان و ایتالیا ایجاد کنند. این امر میتواند به شکل محدود کردن حجم صادرات اوپک خلیج فارس یا افزایش هزینه آن بشکهها از طریق عوارض بالاتر - یا هر دو - باشد.
این یک نتیجه قطعی نیست که صادرکنندگان عرب خلیج فارس حتی اجازه ایران را برای از سرگیری حمل و نقل با هرگونه ترتیب عوارضی دریافت کنند. اگر چنین شود، تهران ممکن است از آن کشورهای «متخاصم» نرخی بالاتر از عوارضی که قرار است بر عراق، که تهران آن را یک دولت متحد میبیند، اعمال شود، دریافت کند.
