در حالی که نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) به طور سیستماتیک زیرساختهای هستهای و نظامی ایران را تضعیف میکنند، اسرائیل با یک چالش پیچیده روبرو است: تا چه حد میتواند مشروعیت بینالمللی خود را حفظ کند و اهداف امنیتی وجودی خود را بدون حمایت تضمینشده ایالات متحده دنبال کند؟ نتایج اولیه حملات، یک پارادوکس را آشکار میکند: موقعیت استراتژیک اسرائیل در حال تقویت است - حتی با وجود اینکه سوالات اساسی در مورد پایداری رویکرد نظامی مستقل آن مطرح میشود. واکنش ایالات متحده به حملات، پیچیدگیهای مدیریت اتحاد را زمانی که شرکا اشتهای متفاوتی برای ریسک دارند، نشان میدهد. دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور، به ارائه حمایت نظامی به اسرائیل، از جمله اشتراکگذاری اطلاعات و هماهنگی دفاعی ادامه داده است - در حالی که صریحاً از دخالت مستقیم در حملات علیه ایران اجتناب میکند. این نشان دهنده اختلاف گزارش شده بین مقامات ارشد پنتاگون در مورد میزان حمایت نظامی ایالات متحده است. بسیاری، از جمله ژنرال مایکل کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، درخواست منابع بیشتری برای حمایت از اسرائیل کردهاند. اما درخواستهای آنها با مقاومت معاون وزیر دفاع در امور سیاسی، البریج کولبی، مواجه شده است که مدتهاست با انتقال داراییهای نظامی ایالات متحده از آسیا به خاورمیانه مخالف است. این امر یک معضل استراتژیک برای اسرائیل ایجاد میکند: آیا میتواند بدون تعهد کامل ایالات متحده، از جمله استفاده از قابلیتهای سنگرشکنی آمریکایی، به اهداف نهایی خود - از جمله خنثیسازی یا کاهش قابل توجه برنامه هستهای ایران - دست یابد؟ پیشبینی احتمال پیوستن ایالات متحده به تلاش نظامی اسرائیل، در چارچوب استراتژی اعلام شده ترامپ مبنی بر عدم تمایل به جنگ، دشوار است. اما استقرار ۲۸ هواپیمای سوخترسانی آمریکایی به سمت شرق، اگرچه رسماً به عملیات اسرائیل ارتباطی ندارد، اما رویکرد ایالات متحده برای ارائه پشتیبانی لجستیکی را نشان میدهد که از تعهد عملیاتی فراتر میرود. اگر چنین باشد،…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.