پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۲/۲۱

احیای اقتدارگرایی سوریه و ایجاد سوالات ناخوشایند برای غرب

بازپروری-دیکتاتور-سوریه-سؤالات-ناخوشایندی-را-برای.-the-economist
  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه  :رصدگر
لینک منبع اصلی
مقدمه
اجلاس سالانه اتحادیه عرب چیز دندان گیری نیست . با این حال، بشار اسد باید از دعوتش برای پیوستن به این اجلاسیه در عربستان سعودی در این ماه خوشحال باشد. رئیس‌جمهور سوریه از سال 2011، یعنی زمانی که سرکوب مردمش باعث یکی از وحشیانه‌ترین جنگ‌های داخلی قرن بیست و یکم شد، توسط اکثر کشورهای جهان طرد شده است. اکنون، همانطور که گزارش می‌دهیم، او در این مناقشه پیروز شده است و همسایگان او و برخی در غرب  در حال بررسی این هستند که آیا روابط را دوباره برقرار کنند یا خیر. معضل سوریه حاد است و در جاهای دیگر، از افغانستان تا زیمبابوه، دیده می شود. آیا دولت‌ها باید مدت‌ها پس از اینکه مشخص شد تحریم‌ها تغییر سیاسی ایجاد نمی‌کند، به منزوی کردن کشورهای منزوی ادامه دهند؟اشتباه نکنید، آقای اسد جنایتکار جنگی است. بیش از 300000 غیرنظامی از سال 2011 کشته شده اند که 1.4 درصد از جمعیت 22 میلیونی سوریه قبل از جنگ است. او برای حفظ قدرت به ترور، بمب های بشکه ای، مزدوران واگنر و شبه نظامیان مورد حمایت ایران تکیه کرده است. شهرها به ویرانه تبدیل شده اند. حدود 6 میلیون شهروند در داخل سوریه آواره شده اند. تعداد مشابهی نیز از کشور فرار کرده اند. او در رأس یک اقتصاد مافیایی قرار دارد. قبل از جنگ 50 لیره سوریه یک دلار ارزش داشت. اکنون این نرخ حدود 8700 است.

 

کشورهای عربی در حال عادی سازی روابط با دولت سوریه

کشورهای عربی سنی که زمانی با اسد مخالفت کردند و حتی از دشمنان او حمایت مالی کردند، در حال تغییر روش هستند. منطق آنها این است که او اینجاست تا بماند. آنها همچنین مایلند میلیون ها پناهنده سوری به کشور خود بازگردند، به ویژه پس از وقوع زلزله در ماه فوریه که تعداد آوارگان افزایش یافت. تنش زدایی اخیر عربستان سعودی با ایران ممکن است به این معنی باشد که سوریه دیگر نقطه عطف درگیری بزرگتر میان دو کشور قدرتمند در خاورمیانه نیست و اگر حکومت آقای اسد منزوی شود، می تواند یک تهدید باشد.  او بودجه خود را از طریق فروش مواد مخدر تامین می کند: کاپتاگون به عنوان یک آمفتامین، بزرگترین صادرات سوریه است.

 

عواقب لغو تحریم های سوریه برای غرب

برای غرب، عواقب منفی لغو تحریم‌ها علیه اسد آشکار است. او احساس تبرئه می کند و ممکن است اثر بازدارنده تحریم ها بر حکومت های دیگر، از جمله روسیه، از بین برود. با این حال، چشم انداز باقی ماندن سوریه برای همیشه به عنوان یک کشور شکست خورده و یک فاجعه انسانی فریبنده نیست. اگر مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با سوریه تجارت کنند، آمریکا با این احتمال مواجه خواهد شد که متحدانش را تحریم کنند تا بتوانند تحریم سوریه را مهار کنند.

بنابراین سوریه یک مورد آزمایشی است. از آنجایی که آمریکا و اروپا تمایلی به استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور ندارند، بیشتر از اجبار اقتصادی استفاده کرده اند. آمریکا حدود 10000 فرد و شرکت را در 50 کشور تحریم کرده است که مجموعاً 27 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می دهند. این کشور تحریم های شدیدی را علیه برخی از کشورها از کوبا گرفته تا میانمار اعمال کرده است. در تعداد فزاینده ای از موارد، کشورهای دیگر غرب را نادیده می گیرند و شروع به درگیر شدن با حکومت های منحوس می کنند. وزیر خارجه چین به تازگی با طالبان گفتگو کرده است. کنفرانسی از کشورهای آمریکای لاتین در ماه گذشته درباره به رسمیت شناختن مجدد حکومت دیکتاتوری ونزوئلا به عنوان یک حکومت مشروع بحث شد. برخی از دیپلمات‌های غربی در زیمبابوه زمزمه می‌کنند که شاید بهتر باشد برای احیای اقتصاد فلاکت‌زده و کمک به مردم بدبخت آن ، تحریم‌ها لغو شود.

در پاسخ، آمریکا و اروپا باید با انعطاف بیشتری درباره تحریم ها فکر کنند. سه اصل باید اعمال شود. اول، تحریم‌های شخصی بر مستبدان (در این مورد آقای اسد و دوستانش)  باید به قوت خود باقی بماند. دوم، طرح‌های بشردوستانه باید به طیف وسیع‌تری از فعالیت‌ها، از تعمیر تاسیسات تا بازسازی مدارس، که ممکن است به کاهش رنج غیرنظامیان کمک کند، به انجام برسد. امارات مشتاق ساخت یک نیروگاه خورشیدی در سوریه است که به احیای برق کمک می کند، اما تردید دارد زیرا می ترسد به دلیل نقض تحریم ها مجازات شود.

در نهایت، هرگونه بازگرداندن تحریم‌ها فراتر از این باید مشروط به تغییرات جدی در رفتاری باشد که کمتر از تغییر حکومت باشد. در مورد سوریه، این بدان معناست که دولت خرید و فروش مواد مخدر را متوقف می کند و به پناهجویان اجازه بازگشت می دهد. برای روسیه، در مقطعی در آینده، لغو بخشی از تحریم‌ها ممکن است به بازپس‌دادن خاک اوکراین بستگی داشته باشد. ایران باید اقداماتی را برای محدود کردن برنامه هسته‌ای خود انجام دهد.

 

جمع بندی

یک دهه پیش، بسیاری از سیاست گذاران تحریم ها را جایگزینی ارزان تر و امن تر برای جنگ می دانستند که به غرب از نظر اقتصادی مسلط اجازه می داد بدون شلیک گلوله، حکومت های متخاصم را فلج کند. همانطور که سوریه نشان می دهد، آنها بسیار خوشبین بودند. اما این به معنای بی فایده بودن تحریم ها نیست. آنها را باید به عنوان یک شماره گیر در نظر گرفت که در طول زمان می توان آن را بالا و پایین کرد. آنها نمی توانند مستبدانی مانند آقای اسد را برکنار کنند، اما شاید می توانند به آنها انگیزه بدهند تا اندکی کمتر از خود رفتار بد نشان دهند . برای مردمی که تحت حکومت های سرکش رنج می برند، حتی لطف های کوچک ارزش درک کردن را دارد.

اوج چین؟

 

The rehabilitation of Syria's dictator raises awkward questions for the ... - The Economist

The Arab League’s annual summit is not a hot ticket. Yet Bashar al-Assad must be delighted with his invitation to join it in Saudi Arabia this month. Syria’s president has been ostracised by most of the world since 2011, when his repression of his people sparked one of the 21st century’s most savage civil wars. Now, as we report, he has won the conflict, and his neighbours—and some in the West—are weighing whether to re-establish ties. The dilemma over Syria is acute and found elsewhere, from Afghanistan to Zimbabwe. Should governments continue to isolate pariah states long after it is clear that sanctions will not induce political change?

Make no mistake, Mr Assad is a war criminal. Over 300,000 civilians have been killed since 2011, 1.4% of Syria’s pre-war population of 22m. He has relied on terror, barrel bombs, Wagner mercenaries and Iranian-backed militias to stay in power. Cities have been reduced to rubble. Some 6m citizens have been displaced inside Syria; a similar number have fled from the country. He sits atop a mafia economy. Before the war 50 Syrian pounds were worth one dollar; now the rate is around 8,700.

Having once opposed Mr Assad and even funded his enemies, Sunni Arab countries are changing tack. Their logic is that he is here to stay. They are also keen that millions of Syrian refugees return home, especially after an earthquake in February swelled their ranks. Saudi Arabia’s recent detente with Iran may mean Syria is no longer a flashpoint in a bigger conflict between two of the Middle East’s most powerful states. And if left isolated, Mr Assad’s regime can be a menace. It funds itself by drug-peddling: Captagon, an amphetamine, is Syria’s largest export.

For the West the downside of lifting sanctions on Mr Assad is obvious. He would feel vindicated and the deterrent effect of sanctions on other regimes, including Russia, might be eroded. Yet the prospect of Syria indefinitely remaining a failed state and humanitarian catastrophe is not enticing either. If Egypt, Saudi Arabia and the United Arab Emirates (uae) trade with Syria, America will face the prospect of having to impose sanctions on its allies to try to keep the embargo on Syria watertight.

So Syria is a test case. As America and Europe have grown reluctant to use military force abroad, they have made more use of economic coercion. America has imposed sanctions on some 10,000 individuals and on companies in 50 countries, which together account for 27% of global gdp. It has placed tight embargoes on some states, from Cuba to Myanmar. In a growing number of cases other countries are ignoring the West and starting to engage with pariah regimes. China’s foreign minister has just held talks with the Taliban. A conference of Latin American countries last month discussed re-recognising Venezuela’s dictatorial regime as legitimate. Some Western diplomats in Zimbabwe whisper that it might be better to lift sanctions to revive its wretched economy and help its hapless people.

In response America and Europe should think about sanctions more flexibly. Three principles should apply. First, personal sanctions on despots—in this case Mr Assad and his cronies—should remain in place. Second, humanitarian carve-outs should permit a broader range of activities, from fixing utilities to rebuilding schools, that might help alleviate civilian suffering. The uae is eager to build a solar-power plant in Syria that would help restore electricity, but is hesitating because it fears being punished for violating sanctions.

Finally, any rollback of sanctions beyond this must be contingent on serious changes in behaviour that fall short of regime change. In Syria’s case that would mean the government stopping drug-dealing and allowing refugees to return. For Russia, at some point in the future, a partial unwinding of sanctions might depend on its giving back Ukrainian territory; Iran would need to take steps to curb its nuclear programme.

A decade ago many policymakers saw sanctions as a cheaper, safer alternative to war, allowing the economically dominant West to cripple hostile regimes without firing a shot. They were far too optimistic, as Syria shows. But that does not mean that sanctions are useless. They should be thought of as a dial that can be turned up and down over time. They cannot depose despots such as Mr Assad, but they can perhaps give them incentives to behave slightly less badly. For the people who suffer under rogue regimes, even small mercies are worth grasping.

This article appeared in the Leaders section of the print edition under the headline "The outcast returns"

Peak China?

From the May 13th 2023 edition

Discover stories from this section and more in the list of contents

Explore the edition

منبع گزارش:
https://www.economist.com/leaders/2023/05/11/the-rehabilitation-of-syrias-dictator-raises-awkward-questions-for-the-west

مقالات مشابه

آیا چین نسبت به ایران عقب نشینی می کند؟
پهپادهای ایرانی و قطعات آمریکایی استفاده شده در آن
سرنگونی پهپاد ایرانی توسط اسرائیل در سوریه

انتخاب سردبیر

user