دوشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

آتش‌بس ناپایدار در جنگ رمضان

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

کمی قبل از ضرب‌الاجل دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران - که بدون آن ایالات متحده زیرساخت‌های غیرنظامی ایران را نابود می‌کرد و به گفته رئیس‌جمهور باعث می‌شد «امشب یک تمدن کامل بمیرد»، دو طرف بر سر آتش‌بس دو هفته‌ای توافق کردند. این توافق با میانجیگری شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش، و با مشارکت ترکیه و مصر حاصل شد.

شریف نتیجه را در توییتی اعلام کرد و اظهار داشت که «هیئت‌های [ایالات متحده و ایران] را در روز جمعه، ۱۰ آوریل ۲۰۲۶، به اسلام‌آباد دعوت کرده است تا برای رسیدن به توافقی قطعی برای حل و فصل همه اختلافات، مذاکرات بیشتری انجام دهند.» نخست‌وزیر همچنین اعلام کرد که آتش‌بس فوری خواهد بود و شامل «لبنان و جاهای دیگر» نیز می‌شود. در مقابل، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در توییتی نوشت که اسرائیل از «تصمیم ایالات متحده برای تعلیق حملات علیه ایران به مدت دو هفته مشروط به باز کردن فوری تنگه‌ها توسط ایران و توقف تمام حملات به ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای منطقه» حمایت می‌کند، اما او همچنین افزود که «آتش‌بس دو هفته‌ای شامل لبنان نمی‌شود.»

آتش‌بس به یک روز پرتنش که در آن ترامپ و ایرانی‌ها تقریباً تا پایان درگیر یک بازی ریسک‌پذیری بودند، پایان داد. رئیس جمهور آمریکا در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی تروث اعلام کرد که ایران را نابود خواهد کرد، که واکنش بسیار منفی در میان پایگاه محافظه‌کار خود رئیس جمهور را برانگیخت. گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که ایرانی‌ها مذاکرات با واشنگتن را لغو کرده‌اند، و معاون اول رئیس جمهور ایران در یک پست در رسانه‌های اجتماعی گفت: «پاسخ ما به وحشیگری دشمن، ایستادگی محکم بر منافع ملی خود و تکیه بر قدرت درونی ملت بزرگ ایران است.» با این حال، کاملاً آشکار به نظر می‌رسید که هیچ یک از طرفین علاقه‌ای به ادامه درگیری ندارند - هم به دلیل ویرانی وحشتناکی که ایالات متحده آماده بود بر ایران تحمیل کند، و هم به این دلیل که به نظر می‌رسید هیچ کاری از دست آمریکایی‌ها برای بازگشایی تنگه هرمز برنمی‌آید.

این واقعیت که اسرائیلی‌ها به عملیات نظامی خود در لبنان ادامه دادند، دو سوال اصلی را بی‌پاسخ گذاشت: چرا تهران با آتش‌بس با ایالات متحده و اسرائیل موافقت کرد، در حالی که پیش از این از چیزی کمتر از توقف کامل خصومت‌ها خودداری کرده بود؟ و آیا با آتش‌بس بدون در نظر گرفتن لبنان موافقت کرد، در حالی که اصرار داشت لبنان نیز در چنین ترتیباتی گنجانده شود؟ پاسخ سوال اول واضح به نظر می‌رسید، یعنی اینکه احتمال تشدید تنش‌های عمده توسط ایالات متحده علیه زیرساخت‌های ایران، اهرم فشار زیادی برای رهبری ایران جهت تحمیل آتش‌بس دائمی باقی نمی‌گذاشت.

در مورد سوال دوم، امتناع اسرائیل از گنجاندن لبنان در آتش‌بس، برای ایران یک معضل ایجاد کرد. اگر ایران علی‌رغم نقض آتش‌بس توسط اسرائیل در لبنان، به رعایت آتش‌بس ادامه دهد، این امر تنها نشان‌دهنده‌ی رها کردن متحدان لبنانی توسط ایران خواهد بود و این نشان می‌دهد که تنها هدف ایران از این کار، تبدیل شدن به گوشت دم توپ ایران بوده است. از سوی دیگر، اگر ایران به این دلیل که اسرائیل به آتش‌بس احترام نمی‌گذارد، از اجرای آن خودداری کند، این امر به نفع اسرائیل خواهد بود، زیرا از آتش‌بس ناراضی است. در واقع، در ۵ آوریل، نتانیاهو به ترامپ در مورد موافقت با آتش‌بس در این مرحله هشدار داد.

بازگشایی تنگه هرمز توسط ترامپ به عنوان یک پیروزی بزرگ مطرح خواهد شد، حتی اگر ایرانی‌ها اعلام کرده باشند که بازگشایی آن به مدت دو هفته «از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیت‌های فنی» انجام خواهد شد. صبح روز پس از آتش‌بس، این امر آرامش موقت را به بازارها بازگردانده بود و قیمت نفت خام برنت ۱۵ درصد کاهش یافت و به زیر ۹۳.۸۲ دلار در هر بشکه رسید. در هفته‌های اخیر، ترامپ برای منزوی کردن اقتصاد ایالات متحده از تأثیر جنگ با ایران تلاش کرده بود، اما او به پایان راه خود در انجام این کار نزدیک می‌شد، زیرا مشخص شد که ایالات متحده هیچ راه حل جادویی برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد.

پیامدهای این توافق برای آینده چیست؟

هنوز نکات زیادی در مورد توافق آتش‌بس ناشناخته مانده است. یکی از نکات جالب توجه، اظهارات ترامپ مبنی بر دریافت یک پیشنهاد ده ماده‌ای از ایران بود "و معتقد است که این پیشنهاد مبنایی عملی برای مذاکره است." ایران به تازگی طرح خود را منتشر کرده است، با این حال مقامات آمریکایی می‌گویند نسخه منتشر شده با طرحی که ترامپ به آن اشاره می‌کرد، مطابقت ندارد. این پیشنهاد شامل توافق عدم تجاوز ایالات متحده با ایران، ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، خروج تمام نیروهای نظامی ایالات متحده از خاورمیانه، پذیرش حق ایران برای غنی‌سازی هسته‌ای، جبران خسارات جنگ و لغو تمام تحریم‌های اولیه و ثانویه علیه ایران و موارد دیگر است.* به سختی می‌توان تصور کرد که دولت ترامپ با چنین شرایطی مذاکره کند. در واقع، طرح ایران پاسخی به یک طرح پانزده ماده‌ای به همان اندازه سختگیرانه بود که توسط ایالات متحده در اواخر ماه مارس ارائه شد. بنابراین، طرفین دقیقاً در اواخر این هفته در اسلام‌آباد در مورد چه چیزی بحث خواهند کرد؟ آیا این یک پیشنهاد ترکیبی، یک توافق جدید یا چیز دیگری است؟ به نظر نمی‌رسد کسی بداند.

سوال دوم، هرچند که اهمیت فوری کمتری دارد، اما ممکن است پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. به گفته ترامپ، چین برای ترغیب ایران به مذاکره با ایالات متحده مداخله کرد، جزئیاتی که مقامات ایرانی آن را تأیید کردند. به یاد بیاورید که در طول جنگ اکتبر ۱۹۷۳ اعراب و اسرائیل، پس از دستیابی به توافق آتش‌بس، اتحاد جماهیر شوروی تهدید کرده بود که وقتی اسرائیل حملات خود را علیه ارتش سوم مصر ادامه داد، مداخله نظامی خواهد کرد. دولت نیکسون در پاسخ، نیروهای آمریکایی را بسیج کرده بود، زیرا وزیر امور خارجه وقت، هنری کیسینجر، می‌خواست به هر قیمتی از پایان جنگ به دلیل اولتیماتوم شوروی که می‌توانست جایگاه مسکو را به ضرر واشنگتن تقویت کند، اجتناب کند. با این حال، اعتراف ترامپ در مورد چین دقیقاً همان کاری را انجام داد که کیسینجر سعی در اجتناب از آن داشت - اینکه رقیب جهانی واشنگتن را به عنوان یک بازیگر مسئول نشان دهد و جهان را از یک جنگ دیوانه‌وار که توسط ایالات متحده و اسرائیل تحریک شده بود، نجات دهد. این امر پیامدهای بین‌المللی خواهد داشت و به نفع آمریکا نیست.

نکته آخری که باید به آن توجه کرد این است که وضعیت لبنان چگونه پیش خواهد رفت و ایران چگونه به امتناع اسرائیل از پذیرش آتش‌بس در عرصه لبنان واکنش نشان خواهد داد. در ۸ آوریل، اسرائیل بمباران‌های سنگینی را در سراسر لبنان، از جمله مناطقی در مرکز بیروت که معمولاً هدف قرار نمی‌گیرند، انجام داد و باعث مرگ و میر و جراحات زیادی شد. به نظر می‌رسد این تلاشی از سوی اسرائیلی‌ها برای برهم زدن توافق آتش‌بس باشد، زیرا آنها متوجه شدند که ایران نمی‌تواند به راحتی آسیب‌های ناشی از امضای آتش‌بس در داخل کشور را تحمل کند، در حالی که جنایات اسرائیل در لبنان را نادیده می‌گیرد. بنابراین، تهران می‌تواند تمایل داشته باشد که از توافق آتش‌بس عقب‌نشینی کند یا حداقل اجرای آن را مشروط کند.

با این حال، فراتر از آتش‌بس، پایان جنگ برای جایگاه لبنان در هرگونه توافق نهایی بین ایالات متحده و ایران چه معنایی خواهد داشت؟ آیا مهار نیروهای طرفدار ایران در منطقه بخشی از توافق مذاکره شده بین واشنگتن و تهران خواهد بود؟ آیا با توجه به احساس آسیب‌پذیری ایران امروز، این اصلاً قابل تصور است؟ از سوی دیگر، اگر یک توافق جامع، متحدان ایران را در نظر نگیرد، اسرائیل این را یک شکست بزرگ تلقی خواهد کرد، همانطور که دولت لبنان که به شدت تلاش می‌کند لبنان را از دخالت در جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای دور نگه دارد، چنین خواهد کرد. این بدان معناست که کشوری که به نظر می‌رسد اولویت هیچ‌کس نیست، ممکن است در ماه‌ها و سال‌های آینده با مشکلات جدید زیادی روبرو شود.

منبع گزارش:
https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/04/the-united-states-and-iran-have-agreed-to-a-two-week-ceasefire

مقالات مشابه

ساختار تصمیم‌گیری در ایران
چگونه جنگ ترامپ به نفع تهران تمام شد؟
چرا ترامپ شکست خورد؟

انتخاب سردبیر

user