دوشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۳۱

ایران و اسرائیل در تنشی مدام

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

اگر یک خط مشی واحد در سیاست خارجی نتانیاهو قابل مشاهده باشد، آن خط مشی، موضع سختگیرانه او در قبال ایران بوده است. او دهه‌هاست که در مورد خطرات ناشی از سلاح‌های هسته‌ای در دست آیت‌الله‌ها هشدار می‌دهد. قابل درک است که او کشوری را که شعارش «مرگ بر اسرائیل» است و شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل را به طور برجسته در وسط تهران به نمایش گذاشته است، تهدیدی برای بقای کشورش می‌داند. اسرائیل و ایران سال‌ها درگیر جنگ سایه بودند و از زمان قتل عام ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که توسط حماس تحت حمایت ایران انجام شد، سه دوره رویارویی مستقیم که در ژوئن گذشته به یک جنگ محدود ۱۲ روزه منجر شد، رخ داده است. و این درگیری هیچ نشانه‌ای از پایان ندارد.

اما همانطور که گاهی اوقات در خاورمیانه اتفاق می‌افتد، اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داد. همزمان با اینکه ایران با ناآرامی‌های گسترده ناشی از تورم بالا و نارضایتی عمومی از ایران مواجه شد، نتانیاهو، که مدت‌ها طرفدار سرسخت ایران بود، عقب‌نشینی کرد. بنا بر گزارش‌ها، اسرائیل با ایران به توافقی رسید که هیچ‌کدام به دیگری حمله نکنند و به همراه کشورهای خلیج فارس، به منصرف کردن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از بمباران ایران در این زمان کمک کرد.

با این حال، توافق نتانیاهو با تهران، بیشتر یک مکث تاکتیکی بود تا یک تغییر دهنده بازی در رقابت جاری. بعید است که این وقفه طولانی مدت باشد و دلایل خوبی وجود دارد که باور کنیم دور بعدی جنگ ایران و اسرائیل حتی بزرگتر از قبل خواهد بود.

اسرائیل دلایل عملیاتی خوبی برای تمایل به جلوگیری از رویارویی مستقیم دیگر در حال حاضر داشت. در طول جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته، موشک‌های ایرانی حداقل ۳۳ نفر را در اسرائیل کشتند، بیش از ۳۵۰۰ نفر را زخمی کردند و حداقل ۱.۵ میلیارد دلار خسارت به بار آوردند. پدافند هوایی اسرائیل و ایالات متحده مانع از افزایش بسیار زیاد این اعداد شدند. با این حال، در پایان جنگ، طبق گزارش‌ها، ذخایر رهگیرهای اسرائیل - به ویژه سیستم پیشرفته ارو، که قادر به رهگیری موشک‌های بالستیک است - شروع به کاهش کرد. علاوه بر این، ایالات متحده اکنون دارایی‌های نظامی کمتری در منطقه برای کمک به دفاع اسرائیل نسبت به تابستان گذشته دارد.

اسرائیل همچنین با تهدیدات فوری‌تری روبرو است. اسرائیل مدت‌هاست نگران است که حزب‌الله، نیروی نیابتی اصلی ایران در مرزهای اسرائیل، بتواند حمله‌ای مشابه حماس در شمال اسرائیل انجام دهد - اما در مقیاسی حتی بزرگتر. در حالی که ارتش اسرائیل حدود ۴۰۰۰ نفر از عوامل حزب‌الله را در عملیات خود در لبنان در پاییز ۲۰۲۴ کشت، این گروه هنوز ده‌ها هزار جنگجو را حفظ کرده است. اسرائیل حتی پس از برقراری آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۴ به اعمال فشار نظامی بر این گروه ادامه داد و به گفته مقامات آمریکایی، ایران همچنان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱ میلیارد دلار به این گروه کمک مالی کرد.

این عوامل عملی را با تردید عمومی در مورد اینکه آیا حملات هوایی می‌توانست ایران را در جریان اعتراضات سرنگون کند، ترکیب کنید، به نظر می‌رسد که اسرائیل قبل از درگیر شدن در یک درگیری دیگر با ایران، اولویت‌های دیگری داشته است.

با این حال، محاسبات نتانیاهو ممکن است به زودی دوباره تغییر کند. مقامات وزارت دفاع اسرائیل پیش از این قول داده بودند که تولید موشک‌های رهگیر «ارو» را در طول تابستان «به طور قابل توجهی تسریع» کنند و ارتش اخیراً سیستم دفاع هوایی جدید «ارو ۴» را آزمایش کرده است. در مورد جبهه شمالی اسرائیل، دولت لبنان تا پایان سال گذشته به حزب‌الله فرصت داد تا طبق توافق آتش‌بس، خلع سلاح شود و استقرار نیروهای خود را به سمت جنوب آغاز کرد. دفتر نتانیاهو این تلاش‌ها را «آغاز دلگرم‌کننده‌ای» خواند، اما به هیچ وجه کافی نیست. به عبارت دیگر، اسرائیل به زودی با این انتخاب روبرو خواهد شد که آیا اجازه دهد روند خلع سلاح ادامه یابد یا خودش تلاش کند «کار را تمام کند».

هنگامی که هر یک از این گزینه‌ها عملی شود، تمرکز اسرائیل ناگزیر به ایران باز خواهد گشت. در حالی که عملیات هوایی اسرائیل و ایالات متحده در طول تابستان برنامه هسته‌ای ایران را چندین سال یا بیشتر به عقب انداخت، ایران جاه‌طلبی‌های هسته‌ای خود را رها نکرده است. گزارشی از سوی موسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بین‌المللی که اواخر سال گذشته منتشر شد و به نقل از منابع ناشناس در ایران بود، حاکی از آن است که رهبر انقلاب، به طور خصوصی موافقت خود را با توسعه کلاهک‌های هسته‌ای مینیاتوری اعلام کرده است. و در حالی که یک مطالعه موسسه علوم و امنیت بین‌المللی در اواخر نوامبر به این نتیجه رسید که سایت‌های هسته‌ای اصلی ایران در فردو، نطنز و اصفهان «تا حد زیادی تخریب شده‌اند و از زمان جنگ فعالیت قابل توجه کمی داشته‌اند»، ارزیابی‌های دیگر به یک سایت هسته‌ای جدید - ملقب به کوه کلنگ - اشاره کردند که حتی عمیق‌تر در زمین دفن شده است.

تلاش‌های هسته‌ای ایران همچنین ممکن است از حمایت بازیگران خارجی، به ویژه روسیه، برخوردار باشد. در حالی که روسیه رسماً با گسترش سلاح‌های هسته‌ای مخالف است، کرملین - که در جنگ خود در اوکراین به فناوری پهپادهای ایران متکی بوده است - بارها حق ایران برای داشتن یک برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را تأیید کرده، با حملات هوایی اسرائیل در ماه ژوئن مخالفت کرده و احتمال کمک به ایران در هرگونه رویارویی آینده با غرب را باز گذاشته است. سپتامبر گذشته، دو کشور قراردادی ۲۵ میلیارد دلاری برای آژانس هسته‌ای دولتی روسیه، روس‌اتم، برای ساخت چهار راکتور هسته‌ای غیرنظامی در ایران امضا کردند.

ایران همچنین در حال تقویت سایر قابلیت‌های نظامی خود است. پاییز گذشته، طبق گزارش‌ها، چین مواد اولیه برای برنامه موشک‌های بالستیک ایران را ارسال کرده است. در ماه دسامبر، یک نشریه رسانه‌ای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از آزمایش‌های موشک‌های بالستیک خبر داد، اما بعداً اخبار رسمی دولت این گزارش را تکذیب کرد. همچنین ماه گذشته، یک رسانه ایرانی - به نقل از منابع نظامی ناشناس - ادعا کرد که ایران روی کلاهک‌های شیمیایی و بیولوژیکی کار می‌کند. به طور جداگانه، روسیه چندین ماهواره ارتباطی ایرانی را که بنا به گزارش‌ها برای اهداف غیرنظامی استفاده می‌شوند، پرتاب کرد، اگرچه برخی تحلیلگران گمان می‌کنند که آنها عملکرد نظامی نیز دارند.

بعید است اسرائیل اجازه دهد بازسازی نظامی ایران بدون چالش باقی بماند. حتی قبل از جنگ ژوئن، نتانیاهو تردید داشت که ایران داوطلبانه از برنامه هسته‌ای خود دست بکشد، چه برسد به اینکه برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی منطقه‌ای خود را رها کند. اکنون که ایران تمایل و توانایی خود را برای حمله مستقیم به اسرائیل با موشک و پهپاد نشان داده است، اسرائیل هرگونه سلاح هسته‌ای، بیولوژیکی یا شیمیایی بالقوه را حتی بیشتر از یک تهدید وجودی می‌بیند. و در طرز فکر استراتژیک اسرائیل پس از 7 اکتبر، پیشگیری بر بازدارندگی به عنوان وسیله ترجیحی برای مقابله با چنین تهدیدهایی غلبه می‌کند.

علاوه بر این، این واقعیت نیز وجود دارد که امسال، سال انتخابات در اسرائیل است. نتانیاهو سرمایه سیاسی خود را بر تضمین امنیت، به ویژه از ناحیه رفع تهدید ایران، شرط بسته است. علاوه بر این، او برای حکومت کردن باید ائتلاف راست افراطی خود را راضی کند. در حال حاضر، چندین عضو تندرو دیگر با آتش‌بس که به جنگ ژوئن پایان داد، مخالفت کرده و از یک پایان قاطع‌تر حمایت کرده‌اند. حتی اگر دولت نتانیاهو سقوط کند، مشخص نیست که یک دولت میانه‌روتر اسرائیلی، موضع نرم‌تری در قبال ایران اتخاذ کند.

اسرائیل آشکارا از یک حمله پیشگیرانه دیگر صحبت کرده است. در اواخر دسامبر، ژنرال ایال زمیر، رئیس ارتش اسرائیل، هشدار داد که «ایران کسی است که حلقه خفقان اطراف اسرائیل را تأمین مالی و مسلح کرده و از برنامه‌های نابودی آن حمایت کرده است.» وی افزود که اسرائیل «هر جا که لازم باشد، چه در جبهه‌های نزدیک و چه در جبهه‌های دور» حمله متقابل خواهد کرد. چند روز بعد، نتانیاهو در بازدید از ملک ترامپ در مار-آ-لاگو، ایده دور دیگری از حملات را مطرح کرد. ترامپ پس از دیدارشان تهدید کرد که اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را از سر بگیرد، «آن را به خاک سیاه خواهد نشاند».

اگر اسرائیل واقعاً در حال بررسی حمله دیگری به ایران است، ممکن است دیر یا زود اتفاق بیفتد. جنگ تابستان بسیاری از پدافند هوایی ایران را از بین برد و تقریباً نیمی از پرتابگرهای موشک زمین به زمین را نابود کرد. در حالی که ایران اندکی پس از پایان جنگ به بازسازی پدافند هوایی خود پرداخت، هنوز به طور کامل از این خسارت بهبود نیافته است. همانطور که حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران، در اوایل دسامبر اظهار داشت، «آسمان ایران برای دشمن کاملاً امن شده است.» از نقطه نظر عملیاتی، اسرائیل احتمالاً ترجیح می‌دهد تا زمانی که این پنجره باز است، حمله کند.

این جنگ همچنین ممکن است گسترده‌تر از کارزار ژوئن گذشته باشد. ایران و اسرائیل حدود ۹۰۰ مایل از هم فاصله دارند که عملیات نظامی را محدود می‌کند. اما به راحتی می‌توان یک جنگ هوایی طولانی‌تر و مخرب‌تر را تصور کرد. پس از جنگ ۱۲ روزه، ایران گزارش مکان‌های ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود را متوقف کرد و برخی تحلیلگران نگرانند که ایران بتواند به راحتی این مواد را در سراسر کشور منتقل کند. علاوه بر این، اگر ایران واقعاً یک برنامه شیمیایی و بیولوژیکی داشته باشد، تولید این سلاح‌ها به همان زیرساخت‌های بزرگ و تخصصی - مانند مجموعه‌های سانتریفیوژ - که برای سلاح‌های هسته‌ای مورد نیاز است، نیاز ندارد و می‌توان آنها را در مکان‌های مختلفی تولید کرد. همه این بدان معناست که اهداف اسرائیل فقط بر روی تعداد انگشت‌شماری از سایت‌های هسته‌ای بزرگ متمرکز نخواهد شد.

به طور مشابه، تأسیساتی که در اعماق زمین دفن شده‌اند - مانند کوه پیکاکس - برای هدف قرار دادن مؤثر آنها به مواد منفجره قوی‌تری نیاز دارند. با توجه به اینکه اسرائیل نه بمب‌افکن دارد و نه مهمات مورد نیاز، به کمک ایالات متحده برای نابودی این سایت نیاز دارد و این امر به طور بالقوه می‌تواند درگیری را گسترش دهد. اگر حمایت ایالات متحده حاصل نشود، اسرائیل باید بارها به این سایت حمله کند یا نوعی عملیات خرابکارانه پرخطر برای نابودی آن انجام دهد. همه اینها به جنگی گسترده‌تر از جنگ ژوئن گذشته اشاره دارد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نوبه خود استدلال می‌کند که اسرائیل قادر به تحمل یک کارزار طولانی‌تر و پرهزینه‌تر نخواهد بود و نشان می‌دهد که آنها نیز خواهان طولانی شدن جنگ هستند. احتمال یک شکست نسبتاً سریع و یک‌طرفه دیگر نه تنها ضربه‌ای به اعتبار ایران خواهد بود، بلکه می‌تواند تسلط ایران را بیشتر تضعیف کند. رهبری ایران که هنوز از بزرگترین اعتراضات ضد دولتی در دهه‌های اخیر گیج است، نمی‌تواند ضعیف به نظر برسد.

البته، هیچ چیز در خاورمیانه هرگز تضمین شده نیست. اگر اعتراضات در ایران دوباره شعله‌ور شود یا حتی در سرنگونی موفق شود، می‌تواند سیاست خارجی ایران را تغییر دهد. از طرف اسرائیل، افزایش خستگی از جنگ ممکن است اشتهای سیاستمداران را برای درگیری دیگری محدود کند. ترامپ ممکن است صرف نظر از خواسته‌های نتانیاهو، تصمیم به بمباران ایران بگیرد - یا برعکس، ممکن است تلاش جدیدی را برای یک توافق دیپلماتیک آغاز کند. بازیگران دیگری هم وجود دارند: چین که روزانه حدود ۷۵۰ هزار بشکه نفت ایران را وارد می‌کند، بدون شک نگران جنگی خواهد بود که تامین انرژی آن را مختل کند.

با این حال، در حال حاضر، شاخص‌ها نشان می‌دهند که تنش‌زدایی ایران و اسرائیل دوام زیادی نخواهد داشت. و وقتی این تنش‌زدایی از بین برود، دور بعدی می‌تواند حتی بزرگتر و زشت‌تر از دورهای قبلی باشد.

منبع گزارش:
https://www.rand.org/pubs/commentary/2026/01/the-israel-iran-detente-wont-last.html

مقالات مشابه

پیامدهای جنگ رمضان برای رژیم عدم اشاعه
مقاومت، فراتر از ایران
پیش‌نویس مهار محور مقاومت در توافق احتمالی

انتخاب سردبیر

user