رهبران ایران چندین مسیر برای بازسازی یا پیکربندی مجدد برنامه هستهای خود در پیش دارند که برخی واقعبینانهتر و برخی پرخطرتر از بقیه هستند. بنابراین واشینگتن باید به جای نادیده گرفتن کلی احتمال بازسازی برنامه هستهای ایران، بر شکل دادن به مسیری که ایران انتخاب میکند تمرکز کند. بلافاصله پس از پایان درگیریها بین اسرائیل، ایالات متحده و ایران در ماه ژوئن، بحثهایی در مورد توانایی تهران برای بازسازی برنامه هستهایاش بالا گرفت. با این حال، توجه عمومی کمتری به این موضوع شده که بازسازی واقعاً به چه معناست. ایران در وهله اول نزدیک به بیست سال طول کشید تا این برنامه را بسازد؛ آیا قصد دارد دوباره همان طرح اولیه را دنبال کند یا چیز متفاوتی بسازد؟ جدولهای زمانی و تعاریف متضاد دولت ترامپ در ابتدا ادعا کرد که برنامه هستهای «کاملاً نابود شده است» و ایران «انتخاب نخواهد کرد» که تواناییهای غنیسازی اورانیوم خود را بازسازی کند، و در نتیجه اساساً هرگونه جدول زمانی تخمینی برای بازسازی احتمالی را از بین برد. با این حال، مدت کوتاهی پس از آن، لحن ایالات متحده به سمت یک رویکرد فنیتر تغییر کرد، زیرا سیا، اسرائیل، فرانسه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سایرین به این نتیجه رسیدند که ایران ممکن است در عرض چند ماه یا چند سال به نوعی از پیشرفت هستهای دست یابد. از سوی دیگر، برخی مقامات ایرانی پیشنهاد کردند که این برنامه به اندازه کافی «به شدت آسیب دیده» است که دسترسی بیشتر بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را غیرممکن میکند، در حالی که برخی دیگر (از جمله رهبر ایران، آیتالله علی خامنهای) این آسیب را متوسط یا حتی ناچیز توصیف کردند. این ادعاها و نتایج متفاوت ممکن است ناشی از عوامل مختلفی باشند، از جمله دشواری انجام ارزیابی خسارات نبرد برای حملات هوایی علیه سایتهایی که در عمق زمین قرار دارند. با این حال، بزرگترین عامل…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.