زنان در منطقه منا امروز زمان کمتری را صرف فرزندآوری میکنند و برای کار واجد شرایطتر هستند. پس چرا نرخ مشارکت نیروی کار آنها در مقایسه با مردان اینقدر پایین است؟ این مقاله شواهد جدیدی را در مورد اینکه چگونه داشتن تحصیلات دانشگاهی بر نحوه تقسیم زمان زنان متاهل ایرانی بین کار خانگی، کار و آموزش فرزندانشان تأثیر میگذارد، بیان میکند. سه شاخص توسعه اقتصادی و مدرنیزاسیون در طول تاریخ با هم رخ دادهاند: کاهش باروری؛ افزایش سطح تحصیلات دختران؛ و افزایش مشارکت زنان در کار بازاری (بازار کار رسمی). اما در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (منا)، به نظر نمیرسد این تحولات همگام باشند: در حالی که زندگی زنان در کشورهای منا در دهههای اخیر از نظر کاهش باروری و افزایش تحصیلات به طور قابل توجهی تغییر کرده است، تغییر متناظر کمی در مشارکت آنها در کار بازاری وجود دارد. همراه با معمای نابرابری، این معمای دیگری برای منا است که علوم اجتماعی باید با آن دست و پنجه نرم کند. گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۰۴ از آن به عنوان «تناقض جنسیتی منا» یاد کرد: اگر زنان در منطقه زمان کمتری را صرف فرزندآوری میکنند و برای کار بازاری واجد شرایطتر هستند، چرا نرخ مشارکت نیروی کار آنها کمتر از یک چهارم مردان است؟ ایران را به عنوان مثال در نظر بگیرید، جایی که این معما بیش از هر جای دیگری آشکار است. نرخ باروری در دهه ۱۹۹۰ به شدت کاهش یافت، و اکنون تقریباً به زیر سطح جایگزینی رسیده است. و به طور متوسط، زنان تحصیلات بیشتری نسبت به مردان کسب میکنند، اما مشارکت آنها در کار بازاری زیر ۲۰ درصد باقی میماند. این معما از یک سو در مورد بازدهی اجتماعی آموزش زنان و از سوی دیگر در مورد این است که زنان تحصیلکرده چگونه زمان آزاد شده از فرزندآوری و تربیت فرزند را صرف امور…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.