سه شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۱۹

چین در میانه جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

آغاز حملات گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران که با اهداف دونالد ترامپ برای تضعیف توانایی‌های نظامی تهران و احتمالاً تسریع تغییر حکومت آغاز شده، پکن را در موقعیت استراتژیک نامناسبی قرار می‌دهد. این کمپین، مهم‌ترین عملیات نظامی ایالات متحده از زمان جنگ عراق است که در منطقه‌ای مرکزی برای امنیت انرژی و جاه‌طلبی‌های تجاری چین در حال وقوع است.

چین رسماً با تغییر حکومت و گذارهای سیاسی مهندسی‌شده خارجی مخالف است و آنها را مغایر با اصولی می‌داند که به عنوان محافظ حاکمیت ایران و حساسیت‌های داخلی و سرزمینی خود می‌داند. این موضع، واکنش اولیه پکن را شکل داد، زیرا به مسکو پیوست و درخواست جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل را مطرح کرد، بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «بسیار نگران» است و خواستار احترام به تمامیت ارضی ایران و توقف خصومت‌ها شد. در ۴ مارس، چین خواستار حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز شد و از برنامه‌هایی برای اعزام فرستاده ویژه برای میانجیگری خبر داد - اقدامی که ممکن است وجهه دیپلماتیک آن را تقویت کند، اما بعید است که در واشنگتن، بدون جستجوی راه خروج، مورد توجه قرار گیرد.

پکن اعتراض دیپلماتیک را با اقدامات احتیاطی همراه کرد. مقامات چینی ضمن پیگیری پرونده حقوقی-دیپلماتیک خود، به سمت محدود کردن مواجهه با ویروس حرکت کردند و از اتباع خود در ایران خواستند که آنجا را ترک کنند و به شهروندان خود در اسرائیل هشدار دادند که آمادگی اضطراری خود را تقویت کنند. این ترکیب محکومیت عمومی و کاهش سریع خطر نشان می‌دهد که چین به جای تلاش برای متوقف کردن تشدید اوضاع، برای آن آماده می‌شد.

با این حال، لفاظی‌ها به ندرت، اگر نگوییم هرگز، به حمایت قوی تبدیل شده است. چین فناوری‌های نظامی و دوگانه - از جمله سیستم‌های دفاع هوایی، پهپادها و کمک‌های نظارتی - را در اختیار تهران قرار داده است، در حالی که از ارائه ضمانت‌های امنیتی رسمی خودداری می‌کند.

با تمرکز نیروهای آمریکایی در اطراف ایران، ماهواره‌ها و سایر پلتفرم‌های اطلاعاتی چین به طور فعال استقرار نیروهای ایالات متحده و متحدانش در نزدیکی خلیج عمان را رصد کرده‌اند که نشان دهنده تأکید بر آگاهی عملیاتی است. چنین اطلاعاتی مسلماً برای برنامه‌ریزی بلندمدت چین در منطقه هند و اقیانوس آرام مفیدتر از تأثیرگذاری بر پویایی میدان نبرد فعلی است. این الگو ثابت است: به صورت گزینشی فعال کنید، از درگیری اجتناب کنید. در حالی که پکن ممکن است با اجازه دادن به یک متحد فرضی برای تزلزل، هزینه‌های اعتباری در بین شرکا متحمل شود، اما از نظر تاریخی، عایق‌بندی استراتژیک را بر همبستگی نمادین اولویت داده است و هر چیزی فراتر از اعتراض دیپلماتیک را بعید می‌داند.

علیرغم لفاظی‌ها در مورد "مشارکت جامع"، چین هرگز شرط‌بندی استراتژیک قاطعی روی ایران انجام نداده است. تجارت دوجانبه نسبت به سبد جهانی چین همچنان متوسط ​​​​است، واردات نفت از ایران مفید اما قابل جایگزینی است و سرمایه‌گذاری‌های طرح کمربند و جاده بیشتر به سمت کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی جریان دارد - اقتصادهایی که اکنون در معرض تلافی ایران قرار دارند. عدم تقارن آشکار است، زیرا ایران مدت‌هاست که بسیار بیشتر از چین به ایران به چین نیاز داشته است.

این سلسله مراتب منافع با تنگ‌تر شدن محیط استراتژیک گسترده‌تر چین، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. روسیه همچنان درگیر یک جنگ فرسایشی سنگین در اوکراین است. پاکستان و افغانستان با بی‌ثباتی فزاینده‌ای روبرو هستند. در نیمکره غربی، دولت ترامپ موضع مداخله‌جویانه خود را تشدید کرده است. در ۳ ژانویه، نیروهای آمریکایی عملیات «عزم مطلق» را آغاز کردند، حمله‌ای در کاراکاس که منجر به دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، و همسرش، و برکناری او از قدرت و انتقال آنها به نیویورک برای مواجهه با اتهامات فدرال شد. ظرف چند هفته، واشنگتن در رابطه با کوبا وضعیت اضطراری ملی اعلام کرد و تعرفه‌های اضافی بر واردات از کشورهایی که نفت این جزیره را تأمین می‌کنند، اعمال کرد. این اقدام بخشی از فشارهای گسترده‌تر مرتبط با همسویی هاوانا با دولت‌هایی است که واشنگتن آنها را دشمن می‌داند.

اکنون ایران - شریک دیگری که اغلب به عنوان بخشی از محور موازنه در نظر گرفته می‌شود - در حال تحمل حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل است که این امر باعث می‌شود با بستن تنگه هرمز و انجام حملات در سراسر کشورهای خلیج فارس که برای تجارت، جریان انرژی و حضور مهاجران چین مهم هستند، تلافی کند. آنچه که در حال ظهور است، یک بلوک منسجم نیست، بلکه شبکه‌ای تحت فشار است. اگرچه برخی ممکن است گمان کنند که تمرکز ایالات متحده بر ایران می‌تواند زمینه‌ای برای اقدام علیه تایوان ایجاد کند، اما خطرات ناشی از آغاز یک درگیری گسترده‌تر با ایالات متحده که از قبل بسیج شده است، احتمالاً از هرگونه مزیت کوتاه‌مدتی بیشتر است.

برای پکن، ترکیبی از تشدید تنش‌ها توسط ایران و اهداف گسترده ایالات متحده، محدودیت‌های سختی را برجسته می‌کند. چین فاقد نیروی نظامی معنادار در منطقه است، هیچ تعهد دفاعی ارائه نمی‌دهد و همواره از بار مسئولیت یک ضامن امنیتی اجتناب کرده است.

عدم مداخله صرفاً یک احتیاط تاکتیکی نیست؛ بلکه به یک ویژگی تعیین‌کننده هویت دیپلماتیک چین تبدیل شده است. اگر ایران در شکل ضعیف خود باقی بماند، پکن احتمالاً حمایت محدود و قابل انکاری را تنظیم خواهد کرد و در عین حال از تعهد بیش از حد اجتناب خواهد کرد. اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، چین احتمالاً تعامل عمل‌گرایانه با هر ساختاری که ظاهر شود را دنبال خواهد کرد و منافع اقتصادی خود را به شیوه‌ای معامله‌گرایانه حفظ خواهد کرد.

در چنین شرایطی است که نشست مورد انتظار ایالات متحده و چین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دولت ترامپ اعلام کرده است که مذاکرات بر تجارت متمرکز خواهد بود، اما اینکه آیا این نشست ادامه خواهد یافت - و تحت چه فضایی - به هیچ وجه قطعی نیست. تنها چند هفته پیش، ترامپ با تصمیم دیوان عالی مبنی بر لغو بسیاری از تعرفه‌های خود، از نظر سیاسی ضعیف به نظر می‌رسید. اکنون اوضاع پیچیده‌تر شده است. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در سایه یک کارزار نظامی گسترده ایالات متحده و در زمانی که چندین شریک استراتژیک چین در چندین عرصه با هم درگیر هستند، وارد هر بحثی می‌شود.

انتقادات عمومی پکن از اقدامات ایالات متحده به عنوان "غیرقابل قبول" و درخواست خویشتنداری، ناراحتی آن را برجسته می‌کند، اما پاسخ سنجیده در نهایت هم اهرم محدود آن بر اقدام نظامی آمریکا و هم ماهیت فزاینده معامله‌گرایانه - و شکننده - مشارکت‌های دیپلماتیک آن را برجسته می‌کند. چین نه حامی ایران است و نه یک ناظر منفعل؛ بلکه یک فرصت‌طلب محتاط است که در چارچوب محدودیت‌های مشخص عمل می‌کند و ضمن حفظ انعطاف‌پذیری، از درگیر شدن در درگیری‌ای که نمی‌تواند کنترل کند، اجتناب می‌کند.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/china-in-the-crossfire-calculated-moves-amid-the-us-iran-showdown/

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user