سه ماه پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، این مناقشه به بنبست رسیده است: آتشبسی که در ۸ آوریل ۲۰۲۶ آغاز شد، نه به یک تسویه سیاسی منجر شده و نه توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی به همراه داشته است. این وضعیتِ بلاتکلیفی، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرده و فشارهای اقتصادی متعددی را در سراسر جهان پدید آورده است. برای کشورهای حوزه خلیج فارس که برای صادرات و واردات خود به شدت به این تنگه وابسته هستند، این جنگ آسیبپذیریهای اقتصادی عمیقی را آشکار کرده است. موشکهای بالستیک و پهپادهای ارزانقیمت و فراوان ایرانی به زیرساختهای حیاتی آسیب رسانده، اعتماد سرمایهگذاران را مخدوش کرده و هزینههای بیمه کشتیرانی را به شدت افزایش دادهاند. در این میان، بیشترین تأثیر اقتصادی و انرژی بر کویت و قطر تحمیل شده است که در حال حاضر فاقد مسیرهای جایگزینِ کارآمد برای عبور از تنگه هرمز جهت صادرات نفت کویت و گاز طبیعی مایع قطر هستند. با این حال، عربستان سعودی در مقایسه با همسایگان خود در خلیج فارس در موقعیت نسبتاً بهتری قرار دارد. وسعت سرزمینی پادشاهی سعودی به این معناست که بیشتر رویدادهای گردشگری، فرهنگی و ورزشی میتوانند با وجود جنگ ادامه یابند. به عنوان مثال، در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶، در شرایطی که بسیاری از رویدادها در دیگر کشورهای خلیج فارس لغو شده بود، نزدیک به ۶۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه «شهر ورزشی ملک عبدالله» در جده گرد هم آمدند تا فینال لیگ قهرمانان آسیا را تماشا کنند. دسترسی عربستان به دریای سرخ و زیرساختهای موجودِ انتقال انرژی، به این کشور تابآوری بیشتری در برابر این اختلال طولانیمدت بخشیده است. به زبان سادهتر، مسیرهای صادراتی و لجستیکی جایگزینی که جغرافیای عربستان در اختیارش میگذارد، احتمال به چالش کشیدن اصول بنیادین مدل تنوعبخشی اقتصادی ریاض را کاهش میدهد. این امر بهویژه از آن…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.