ماهها پس از فوت مهسا (ژینا) امینی در بازداشت پلیس جمهوری اسلامی ایران، مردم ایران همچنان در شورش آشکار علیه دولت این کشور هستند که این امر جدیترین چالش برای اقتدار آن از سال ۱۹۷۹ را نشان میدهد. در حالی که نظام ایران برای مهار اعتراضات تلاش کرده است، کارزارهای تلافیجویانه فزاینده و شدیدتری را علیه کسانی که مسئول ناآرامیها میداند، آغاز کرده است. اگرچه حکومت از پذیرش مسئولیت مسمومیتهای صدها دانشآموز دختر در سراسر ایران طفره رفته است – و حتی معترضان را مقصر این حملات دانسته است – این اقدام با الگوی هواداران نظام که سعی در ارعاب یکی از قویترین گروههای حامی اعتراضات دارند، مطابقت دارد. به عنوان یک گروه، زنان و دختران تحصیلکرده در ایران بسیار لیبرالتر از سایر اقشار جامعه ایران هستند و همچنان به شدت با قوانین حجاب اجباری و سایر محدودیتهای اجتماعی مخالفند. علیرغم تغییرات سیستمی توسط دولت پس از سال ۱۹۷۹ با هدف «اسلامی کردن» مدارس ایران، سیستم آموزشی این کشور به طور قابل توجهی غربی باقی مانده است. دستور کار لیبرال مدارس و دانشگاهها تهدیدی وجودی برای جمهوری اسلامی محسوب میشود و طی چهل سال گذشته، نیروهای آن به طور دورهای دانشجویان آزادیخواه را با اقدامات افراطی سرکوب کردهاند. ریشههای آموزش لیبرال آموزش مدرن، ریشهگرفته در فلسفه عصر روشنگری، نقش مهمی در شکلدهی نگرشهای ایرانیان نسبت به لیبرالیسم ایفا کرده است. جنبش لیبرال، که در اواخر قرن هفدهم در اروپای غربی ظهور کرد، مفهوم حاکمان منصوب الهی را رد میکند؛ این جنبش انسانها را افراد ذاتاً آزادی میداند که با دولت خود یک قرارداد اجتماعی منعقد میکنند تا از حاکمیت قانون و زندگی جمعی بهرهمند شوند. از نکات مهم، لیبرالیسم تفسیرهای انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه مذهبی و شبهمذهبی از قدرت را رد میکند و به جای آن رویکردی تجربی و استقرایی به سیاست در پیش میگیرد. با قرار دادن فرد، به جای…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.