در عصری که با رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ تعریف میشود، آوکیس—پیمان امنیتی سهجانبه بین استرالیا، بریتانیا و ایالات متحده—شاید جسورانهترین اعلامیه راهبردی قرن بیستویکم توسط ایالات متحده و متحدانش باشد. آوکیس، همانطور که در ابتدا طراحی شد و توسط چندین دولت تأیید و از سوی احزاب اصلی در هر سه پایتخت حمایت شد، با هدف تقویت بازدارندگی، تزریق ثبات به منطقه هند-اقیانوسیه و تقویت انسجام متحدان ایجاد گردید. اکنون، تقریباً چهار سال پس از اعلام، آوکیس به یک مقطع حساس رسیده است. در پی گزارشهایی مبنی بر برنامهریزی پنتاگون برای بررسی مجدد این برنامه، نگرانیهایی در مورد دوام آن مطرح شده است. اما پرسشها درباره آینده آوکیس فراتر از گزارش یک وزارتخانه است: مقیاس بلندپروازی این پروژه، همراه با منافعی که برای واشنگتن، لندن و کانبرا در خطر است، ارزیابی دقیقی از پتانسیل توافق و چالشهای بسیار واقعی آن در اجرا را میطلبد. چرا موفقیت آوکیس یک ضرورت راهبردی است؟ با توجه به تأثیر ژئوپلیتیکی و منابع قابل توجهی که درگیر آن است، بررسی کامل آوکیس توسط دولت ترامپ ضروری است. اگر آوکیس شکست بخورد یا لغو شود، ایالات متحده در منطقه هند-اقیانوسیه توانایی کمتری خواهد داشت، وضعیت دفاعی و حضور دیپلماتیکش کمتر تثبیت خواهد شد، اعتبار بینالمللیاش به شدت تضعیف میشود، بازدارندگی از بین میرود و تبلیغات پکن و مسکو مبنی بر غیرقابل اعتماد بودن تعهدات آمریکا، اعتبار قابل توجهی پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر، تضمین موفقیت آوکیس پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده را تقویت کرده، نزدیکترین متحدانش را نیرومند ساخته، پیامی بازدارنده و قدرتمند به پکن ارسال میکند و به ثبات منطقه کمک خواهد کرد. بنابراین، تقویت آوکیس و تضمین موفقیت آن یک ضرورت راهبردی است. در واقع، آوکیس ممکن است راهبردیترین اقدام ایالات متحده برای بازپسگیری برتریها در هند-اقیانوسیه و تزریق ثبات به منطقهای باشد که به شدت تحت تأثیر تحریکات مستمر و فزاینده پکن قرار…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.