مطبوعات آزاد برای دموکراسی و پاسخگویی ضروری هستند. رسانههای مستقل اطلاعات مبتنی بر واقعیت را به سیاستگذاران و رأیدهندگان ارائه میدهند، بستری برای بحث در مورد سیاستهای عمومی فراهم میکنند، ابزاری برای شناسایی فساد و سوءاستفادهها ارائه میدهند، وسیلهای برای پاسخگو نگه داشتن رهبران سیاسی فراهم میکنند و راهی برای ابراز مسالمتآمیز نظرات خود برای افراد خارج از قدرت ایجاد میکنند. ایالات متحده با درک اهمیت آن، از دوران پس از جنگ جهانی دوم تا سال ۲۰۲۵ قاطعانه از روزنامهنگاری مستقل در سراسر جهان حمایت کرده است.
این کمکها در اوایل سال ۲۰۲۵ بلافاصله پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده، به طور ناگهانی متوقف شد. قطع کمکهای ایالات متحده به صدها سازمان رسانهای، رسانههای مستقل، روزنامهنگاران و سازمانهای جامعه مدنی در زمان بسیار سختی برای رسانههای مستقل رخ داد. این بخش در بسیاری از نقاط جهان در مواجهه با تغییرات سریع فناوری، کاهش درآمدها و کوچک شدن فضای سیاسی با بحران وجودی روبرو بود. این مقاله با استفاده از ۶۸ مصاحبه و یک نظرسنجی جهانی از ۱۷۷ رسانه و سازمان حمایت از رسانهها، تأثیرات مالی، بخشی و سیاسی قطع اکثر حمایتهای ایالات متحده از رسانههای مستقل را ترسیم میکند. ما موارد زیر را مشاهده میکنیم:
قطع ناگهانی و برنامهریزی نشده حمایتهای دولتی ایالات متحده باعث آسیب و اتلاف شد. بسته به تخمین و اندازهگیری، قبل از دولت ترامپ، ایالات متحده سالانه بین ۱۳۵ تا ۲۴۸ میلیون دلار کمک خارجی برای رسانههای مستقل ارائه میداد. قطع تقریباً همه جوایز و پرداختها، از جمله پرداختهای مربوط به کارهایی که قبلاً انجام شده بود، به طرز تکاندهندهای سریع انجام شد. این امر مانع از تعطیلی حسابشده، محروم کردن شرکای اجرایی از پرداختهای معوقه، بیکاری بسیاری و طرح دعاوی پرهزینه و طولانی شد. شرکای اجرایی اصلی رسانهای دولت ایالات متحده که قادر به پرداخت صورتحسابهای خود نبودند، صدها کارگر را اخراج کردند و دفاتر خود را تعطیل کردند، زیرا کارکنان آنها بر اساس ادعاهای دروغین مورد آزار و اذیت و افشای اطلاعات قرار گرفتند.
این کاهشها اثرات منفی گستردهای داشته است. حمایت ایالات متحده نه تنها سازمانهای رسانهای را حفظ کرد، بلکه به دنبال بهبود محیط سیاسی و توانمندساز برای رسانهها، تقویت یکپارچگی و تابآوری اطلاعات، حفاظت از ایمنی و امنیت روزنامهنگاران، بهبود کیفیت روزنامهنگاری، افزایش پایداری بازار عملیات رسانهای و تضمین دسترسی روزنامهنگاری مستقل به مناطق و جمعیتهای محروم بود. کاهش کمکها همه این اهداف را تضعیف کرده است. به عنوان مثال، بودجه ایالات متحده برای حمایت از قانون آزادی اطلاعات در زامبیا، ارتقای یکپارچگی اطلاعات در فیلیپین، ارائه پشتیبانی حقوقی به روزنامهنگاران در جمهوری گرجستان که در معرض تهدید دعاوی بیاساس قرار دارند، آموزش و حمایت از روزنامهنگاران برای انجام روزنامهنگاری تحقیقی در اروپای شرقی، بهبود مدلهای کسبوکار رسانهای در صربستان و تقویت ایستگاههای رادیویی محلی در موزامبیک استفاده شده است. قطع کمکها همه این تلاشها را متوقف کرد.
خروج ایالات متحده تأثیر مالی قابل توجهی بر بخشی داشته است که از قبل دچار مشکل بود. در بحبوحه کوچک شدن فضای سیاسی، رشد پلتفرمهای فناوری و کاهش درآمد تبلیغات، این بخش به دلارهای کمکهای خارجی وابسته بود. میانگین دریافتکنندگان کمک مالی ایالات متحده که در نظرسنجی ما شرکت کردند، حدود ۴۰ درصد از درآمد سالانه خود را از دست دادند. این درصد بالا تأثیر آشکاری بر کارکنان، محتوا و کیفیت داشت. میانگین تعداد کارمندان دریافتکنندگان کمک مالی از شانزده به ده نفر و تعداد روزنامهنگاران از هشت به شش نفر کاهش یافت.
در بسیاری از کشورها، تغییر حمایت سیاسی ایالات متحده از رسانهها حتی از از دست دادن بودجه نیز زیانبارتر بود. در حالی که فشارهای دیپلماتیک گذشته ایالات متحده از رسانههای مستقل در بسیاری از کشورها محافظت میکرد، پس از روی کار آمدن دولت ترامپ، بسیاری از دولتها فضای روزنامهنگاری مستقل را بیشتر محدود کردند. به عنوان مثال، در السالوادور، دولت به سرعت اقدام به تصویب قانون عوامل خارجی، دستگیری یک وکیل حقوق بشر و مبارزه با فساد و صدور حکم بازداشت برای چندین روزنامهنگار کرد. در یک تغییر مشابه، جناح راست سیاسی آمریکا تلاشها برای ارتقای یکپارچگی اطلاعات را سانسور دانست و این ابتکارات نیز لغو شد. پاسخدهندگان به نظرسنجی، افزایش اطلاعات نادرست ترویجشده توسط داخلی و خارجی در کشورهای خود را بزرگترین تأثیر تصمیم ایالات متحده برای پایان دادن به کمکهای رسانهای دانستند.
پایان حمایت از رسانههای مستقل با حذف ابزاری برای ایجاد قدرت نرم، دستیابی به منافع استراتژیک و پیشتاز ماندن در رقابت قدرتهای بزرگ، به موقعیت جهانی ایالات متحده آسیب رساند. در حالی که حمایت از رسانههای مستقل در درجه اول توسط ارزشهای دموکراتیک ایالات متحده هدایت میشد، سرمایهگذاریها در این بخش از سایر منافع ایالات متحده، مانند به چالش کشیدن اطلاعات نادرست روسیه در لیبی و اروپای شرقی، تضعیف الشباب در موزامبیک و مقابله با داعش در خاورمیانه، حمایت میکرد. یکی از مصاحبهشوندگان با اشاره به اینکه چگونه رسانههای روسی و چینی از عقبنشینی ایالات متحده از حمایت از رسانههای مستقل سوءاستفاده کردهاند، پرسید: «آیا مردم واشنگتن میدانند چه کردهاند؟ آنها یک خلأ ایجاد کردهاند. شما یک خلأ ایجاد میکنید و مردم آن را پر خواهند کرد.»
کمک ایالات متحده برای تقویت رسانههای مستقل میتوانست مستلزم حمایت مستقیمتر از شرکای محلی باشد، اما مزایای کمک بر محدودیتهای آن غلبه کرد. ما دریافتیم که سرمایهگذاریهای ایالات متحده به طور کلی مؤثر بودهاند، به ویژه از دیدگاه دریافتکنندگان کمک. برخی از سرمایهگذاریها در گزارشگری تحقیقی، بازده مالی را به شکل بازیابی داراییها، از جمله برای ایالات متحده، ایجاد کردهاند. با این حال، انتقادات مشروعی در مورد چگونگی ترجیح قوانین تدارکات و مقررات نظارتی ایالات متحده به شرکای اجرایی بزرگ مستقر در ایالات متحده و محدود کردن میزان بودجهای که به سازمانهای رسانهای محلی میرسید، وجود داشت.
سایر اهداکنندگانی که برای مطبوعات آزاد ارزش قائلند، چه از نظر مالی و چه از نظر سیاسی، برای پر کردن این شکاف قدمی برنداشتهاند. حتی قبل از تغییر دولت، مدافعان این بخش زنگ خطر را در مورد نیاز به تأمین مالی بهتر رسانههای مستقل به صدا درآورده بودند و این بخش از قبل به دلیل کاهش قابل توجه بودجه از سوی بنیادهای جامعه باز، که حمایت آنها قابل توجه بود، آسیب دیده بود. در حالی که برخی از اهداکنندگان باقی مانده، انعطافپذیری در اعطای کمکهای مالی را افزایش داده و بودجه موقت جدیدی ارائه دادند، ۴۸ درصد از پاسخدهندگان به نظرسنجی گزارش دادند که حمایت از سوی سایر اهداکنندگان بینالمللی در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است، در مقایسه با ۲۲ درصد که افزایش را گزارش کردند.
آینده برای رسانههای مستقل تاریک به نظر میرسد، اما زیرساختهای قوی از دانش، سازمانها و افرادی وجود دارد که میتوان بر اساس آنها ساخت. اگرچه کل بودجه توسعه رسانههای ایالات متحده قابل جایگزینی نیست، اما مقدار بسیار کمتری از کمکهای مالی که مستقیماً به سازمانهای رسانهای اختصاص داده شده است، میتواند جایگزین شود. همچنان نیاز مبرمی به حمایت دولتهای اهداکننده، اهداکنندگان نیکوکار و شرکتهای فناوری از سازمانهای رسانهای متعددی که برای بقا تلاش میکنند، وجود دارد. احتمالاً جایی برای حمایت معنادار دولت ایالات متحده از رسانهها تحت رویکرد معاملهگرایانه و «اول آمریکا» وجود ندارد، اما خلاء نهادی فعلی فرصتی را برای دولتهای آینده فراهم میکند تا با معاملهای برای کاهش بوروکراسی و هزینههای سربار از واسطههای آمریکایی و با کمک بیشتر به طور مستقیم به شرکای محلی، به توافق برسند. چندین نقطه روشن برای توسعه باقی مانده است، از جمله سازمانهای روزنامهنگاری مانند پروژه گزارش جرایم سازمانیافته و فساد، سازوکارهای تأمین مالی مانند صندوق بینالمللی رسانههای منافع عمومی و صندوقهای روزنامهنگاری جدیدتر منطقهای یا کشوری، و مدلهای جایگزین مبتنی بر وام مانند صندوق سرمایهگذاری توسعه رسانه.
متأسفانه، رسانههای مستقل در بسیاری از نقاط جهان، اگر نگوییم اکثر آنها، احتمالاً همچنان رو به زوال خواهند بود، زیرا پیشرفتهای فناوری فرصتهای تجاری آنها را از بین میبرد و عقبگرد دموکراتیک، فضای فعالیت آنها را کاهش میدهد. این واقعیتی است که این بخش با آن روبرو است و دموکراسی و حکومتداری خوب به دلیل آن آسیب خواهند دید. مطمئناً، این نیروها مستقل از موضع ایالات متحده وجود دارند، اما تغییر موضع ایالات متحده به یک بازیگر تشدیدکننده به جای محدودکننده در این حوزه، هزینه مضاعفی داشته است. علاوه بر این، مردم آمریکا از این تغییر چشمگیر در سیاست دیرینه و بیان ارزشهای آمریکایی چیزی به دست نیاوردهاند. با افزایش هزینههای دولت ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ علیرغم کاهش بهرهوری وزارت دولت، دولت ایالات متحده تنها فضا را به رقبای جهانی خود واگذار کرده و جایگاه آمریکا را در جهان بیشتر تضعیف کرده است.