حمله هوایی اسرائیل به دوحه، زنگ هشداری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس بود: محدودیتهای اندکی بر توانایی و تمایل اسرائیل برای استفاده از نیروی نظامی در منطقه وجود دارد. تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، بلافاصله حمایت گستردهای از سوی سایر رهبران شورای همکاری خلیج فارس دریافت کرد—نه تنها تماسهای تلفنی حمایتی معمول، بلکه دیدارهای سطح بالا از سوی رهبرانی مانند محمد بن زاید، رئیسجمهور امارات متحده عربی (با دیدارهای بیشتر در راه). با این حال، فراتر از سخنرانیهای رسمی که هر روز تندتر میشوند، مشخص نیست که کشورهای حاشیه خلیج فارس چه گامهای معناداری میتوانند یا خواهند برداشت. بدر السیف، دانشمند علوم سیاسی کویت، از رهبران خلیج خواست تا از «ابزارهای در دسترس خود»—عمدتاً فشار دیپلماتیک و مالی—برای بازدارندگی اسرائیل استفاده کنند، در حالی که نخستوزیر قطر خواستار «پاسخ جمعی از سوی منطقه» شد. با این حال، با توجه به اینکه مفسران برجسته خلیج قبلاً اشاره کردهاند که «دیگر نیرویی قادر به تهدید اسرائیل وجود ندارد»، حمله سهشنبه ناتوانی ظاهری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را در منصرف کردن یا بازداشتن اسرائیل از تجاوزات بیشتر—حتی در خاک این کشورها—برجسته میکند. در طول یک و نیم دهه که نگرانیهای امنیتی ایران بر خلیج فارس غالب بود، رهبران در ریاض و ابوظبی میتوانستند به صورت متناوب به ایالات متحده تکیه کنند تا علیه ایران (و گروههای وابسته) اقدام کند یا تنشها را با تهران کاهش دهند تا به منافع مشترک اقتصادی و امنیتی دست یابند. هیچکدام از این گزینهها در مورد اسرائیل وجود ندارد. با وجود ناراحتی دورهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، دولت او محدودیتهای مالی (مانند قطع کمکها) یا نظامی (مانند به تعویق انداختن فروش تسلیحات) را بر اسرائیل اعمال نکرده و نخواهد کرد. نتانیاهو نیز به وضوح نشان داده است که به جای روابط نزدیکتر با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به تداوم درگیری به…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.