پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۱

پیامدهای جنگ رمضان برای محور مقاومت

رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

اعضای موسسه واشنگتن ارزیابی می‌کنند که حزب‌الله، حوثی‌ها، حشد شعبی عراق و دیگر نیروهای نیابتی و متحدان ایران چگونه به جنگ واکنش نشان می‌دهند، و همچنین اینکه با توجه به سابقه طولانی تهران در توطئه‌های خارجی، دولت ترامپ و دولت‌های شریک چگونه ممکن است با خطر حملات تروریستی مقابله کنند.

اسرائیل در مقابل محور ایران - این بار یک کارزار متحد
آصف اوریون

همانطور که مقامات متحدان احتمال ورود گروه‌های خارجی بیشتر به جنگ از طرف ایران را بررسی می‌کنند، باید در نظر داشته باشند که جنگ چند جبهه‌ای تا چه حد می‌تواند بر اندازه‌ی نیروی نظامی تأثیر بگذارد. به همین ترتیب، جنگ طولانی می‌تواند استقامت را آزمایش کند، ذخایر مهمات و قطعات یدکی را تحت فشار قرار دهد و تاب‌آوری لجستیکی و اقتصادی گسترده‌تر یک کشور را محک بزند. کمبود نیرو را می‌توان با تقسیم‌بندی جبهه‌ها برطرف کرد - به عنوان مثال، پس از ۷ اکتبر، اسرائیل به نوار غزه حمله کرد و ابتدا در جبهه لبنان دفاع کرد، سپس در سپتامبر ۲۰۲۴ به عملیات تهاجمی بزرگ علیه حزب‌الله و در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران روی آورد.

چالش اصلی اسرائیل در جنگ فعلی با ایران دو جنبه دارد: ادامه‌ی حمله به اهداف در آنجا و همزمان دفاع از جبهه‌ی داخلی در برابر موشک‌ها و پهپادها. تصمیم حزب‌الله برای ورود به این درگیری - که احتمالاً بعداً حوثی‌ها به آن ملحق خواهند شد - سیستم‌های دفاعی و ذخایر رهگیرهای اسرائیل را بیش از پیش به چالش خواهد کشید. حمله به تهدیدهای دشمن در منبع آنها (مثلاً شکار پرتابگرها: از بین بردن انبارها، ذخایر و کارخانه‌های تولیدی در بالادست) راهی مقرون به صرفه برای از بین بردن تهدیدها و صرفه‌جویی در منابع دفاعی محدودتر و گران‌تر است.

در جبهه لبنان، اسرائیل قادر خواهد بود از تمام نیروهای زمینی و دریایی خود علیه حزب‌الله استفاده کند، زیرا این دارایی‌ها در حال حاضر در ایران مورد نیاز نیستند. با این حال، بسته به نحوه توسعه آنها، باید قدرت هوایی خود را بین دو جبهه تقسیم کند. تاکنون، نیروی هوایی اسرائیل روزانه صدها هدف را در ایران و تنها ده‌ها هدف را در لبنان مورد حمله قرار داده است که نشان دهنده اولویت‌ها و فوریت فعلی آن است. در همین حال، ارتش همچنان باید از مرزهای اسرائیل در غزه، کرانه باختری و جاهای دیگر دفاع کند. اگر دور جدیدی از شلیک موشک‌های حوثی‌ها آغاز شود، پاسخ اسرائیل می‌تواند مطابق با الزامات سایر صحنه‌های نبرد شکل گرفته و زمان‌بندی شود. در تمام این مدت، اسرائیل بدون شک به منحصر به فردترین عنصر این جنگ تکیه خواهد کرد: عملیات ترکیبی بی‌سابقه آن با ایالات متحده، که پاسخی قوی‌تر از نظر اطلاعات، اندازه نیرو، قدرت عملیاتی، ذخایر و استقامت را فراهم می‌کند.

چگونه می‌توان مانع استراتژی جنگی حزب‌الله شد
حنین غدار

پیش از پیوستن حزب‌الله به جنگ، باور عمومی در لبنان این بود که این گروه احتمالاً از به خطر انداختن زیرساخت‌های داخلی و پایگاه حمایتی شکننده خود، مگر اینکه مستقیماً مورد حمله قرار گیرد، خودداری خواهد کرد. آنچه در این ارزیابی از قلم افتاده این واقعیت است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، حزب‌الله را دهه‌ها پیش دقیقاً برای همین لحظه ایجاد کرد. از نظر سپاه، تنها نقش این گروه دفاع از ایران است - نه لبنان و نه خود آن. منابع نزدیک به حلقه‌های حزب‌الله به نویسنده گفتند که نیروی قدس - شاخه اصلی عملیات خارجی سپاه - تصمیم به گشودن جبهه لبنان گرفته است.

با ایجاد جبهه دیگری برای اسرائیل، هدف سپاه پاسداران این است که مقداری از فشار نظامی را از ایران منحرف کند و نشان دهد که در صورت ادامه حملات متحدان، ایران تمام نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود را فعال خواهد کرد. با این حال، هزینه این استراتژی، عملیات شدیدتر اسرائیل در لبنان است که در حال حاضر حزب‌الله را بیشتر تضعیف کرده و آن را از نظر سیاسی تهدید به انزوا می‌کند. در 2 مارس، کابینه لبنان رسماً این گروه را از انجام عملیات نظامی داخلی، حتی اقدامات دفاعی، منع کرد. در همین حال، پایگاه سیاسی شیعه حزب‌الله نشانه‌های آشکاری از نارضایتی را نشان می‌دهد، به ویژه از آنجایی که این گروه هیچ کمکی به هزاران نفر از مردم محلی که در دو سال و نیم گذشته در اثر حملات اسرائیل آواره شده‌اند، ارائه نکرده است.

مرحله بعدی برای لبنان بسیار مهم خواهد بود، بنابراین عاقلانه است که بیروت بر چهار موضوع کلیدی تمرکز کند:

نیروهای مسلح لبنان باید با استقرار در مناطقی که می‌توانند مانع از پرتاب موشک و پهپاد توسط حزب‌الله به اسرائیل شوند، آخرین تصمیم دولت را اجرا کنند.

مقامات لبنانی باید برای هر عضو حزب‌الله که از تصمیم دولت سرپیچی می‌کند، حکم بازداشت صادر کنند.

کابینه باید تصمیم خود را مبنی بر تمرکز صرف بر ممنوعیت فعالیت‌های نظامی حزب‌الله تجدید نظر کند، زیرا این تمرکز به این گروه امکان می‌دهد تا به مشارکت در تصمیمات سیاسی دولت ادامه دهد - نقشی که به حزب‌الله کمک کرد تا پس از درگیری‌های گذشته با اسرائیل، خود را بازسازی کند. انتخابات پارلمانی ماه مه به دلیل جنگ به طور نامحدود به تعویق افتاده است، بنابراین اقدامات اضافی کابینه ممکن است تنها راه محدود کردن نفوذ سیاسی این گروه در حال حاضر باشد.

رهبران لبنان باید درخواست‌های قبلی خود برای مذاکره را با ابلاغ به دولت ترامپ - از طریق سفیر میشل عیسی - مبنی بر آمادگی خود برای مذاکره مستقیم با اسرائیل در مورد توافق صلحی که به جنگ دائمی بین دو کشور پایان دهد، دنبال کنند.

اگر بیروت در مورد ممنوعیت نظامی حزب‌الله جدی است و به اندازه کافی جسور است که حملات این گروه را مهار کند، ایالات متحده باید آماده باشد تا مکانیسم آتش‌بس ایجاد شده در نوامبر ۲۰۲۴ را احیا و گسترش دهد. این مکانیسم کاربردی در حال حاضر میزان قابل توجهی از مشارکت غیرنظامیان اسرائیلی و لبنانی را دارد و می‌تواند به تسهیل یک توافق صلح جامع‌تر کمک کند. با این حال، این مکانیسم باید حتی بیشتر گسترش یابد، زیرا مکانیسم دیگری که صرفاً بر اجرای آتش‌بس متمرکز باشد، تنها جنگ بعدی بین اسرائیل و حزب‌الله را به تعویق می‌اندازد و نه از آن جلوگیری می‌کند.

جلوگیری از حملات شبه‌نظامیان عراقی
مایکل نایتس

روابط بین ایران و گروه‌های «مقاومت» شبه‌نظامی عراق تقریباً به قدمت همکاری ایران و حزب‌الله است، با این حال اکثر این گروه‌های عراقی ثابت کرده‌اند که بازیگران نظامی بسیار کم‌توان‌تر و کم‌قابل اعتمادتری هستند. این امر باعث می‌شود معدود شبه‌نظامیان مؤثر - کتائب حزب‌الله، حرکت حزب‌الله النجباء و کتائب سید الشهدا - دو چندان مشتاق باشند که حامیان خود را در تهران تحت تأثیر قرار دهند و واقعاً انگیزه انتقام مرگ رهبر عالی، علی خامنه‌ای، را داشته باشند.

از زمان آغاز جنگ در آخر هفته گذشته، این سه گروه به حوزه‌های مسئولیت دیرینه خود پایبند بوده‌اند. کتائب حزب‌الله پرتاب پهپاد و موشک به اردن را مدیریت کرده است، که پس از انتقال اخیر اکثر هواپیماهای آمریکایی در منطقه به آنجا، به محیطی غنی از اهداف تبدیل شده است. (آنها در پایگاه هوایی موفق السلطی، جایگزینی برای پایگاه‌های خلیج فارس که در زمان جنگ از استفاده آنها توسط ایالات متحده خودداری می‌شد و در هر صورت به طرز خطرناکی به ایران نزدیک بودند، مستقر شدند.) کتائب حزب‌الله و کوثر - دومی از طریق برند سرایا اولیاء الدم خود - ظاهراً کشورهای خلیج فارس، به ویژه کویت، را از نقاط پرتاب در استان‌های جنوبی عراق، المثنی و بصره، هدف قرار می‌دهند. و هر سه منطقه کردستان عراق را با ده‌ها پهپاد و موشک کوبیده‌اند. سرایا اولیاء الدم حتی ممکن است از موشک بالستیک نزدیک‌برد هدایت‌شونده جدید خود - سلاحی با پنج برابر ظرفیت حمل بار یک پهپاد معمولی و دقت نقطه‌زنی در برد بیش از ۱۰۰ کیلومتر - استفاده کند. (دیروز، نیروهای امنیتی در بصره یک پرتابگر دوقلوی عمل نکرده برای این سیستم را توقیف کردند.)

در پاسخ، به نظر می‌رسد نیروهای متحد در حال مقابله به مثل هستند، اما نه به اندازه کافی قوی که مانع از افزایش حملات شبه‌نظامیان شود. بنابراین، ایالات متحده باید رویکرد موفقی را که آخرین بار در اوایل سال ۲۰۲۴ علیه نیروهای آمریکایی در حملات مرگبار این شبه‌نظامیان به کار گرفته بود، احیا کند. در آن زمان، نیروهای آمریکایی رهبران ارشد شبه‌نظامیان را هدف قرار دادند، از جمله دو حمله مهم در بغداد: علیه ابوتقوا الساعدی از حزب حرکه النجبا (که در ۴ ژانویه ۲۰۲۴ کشته شد) و ابوبکر الساعدی از حزب کتائب (۷ فوریه ۲۰۲۴). این حملات، سلسله‌ای از حملات مرگبار شبه‌نظامیان به پرسنل آمریکایی را متوقف کرد.

در جنگ فعلی، نیروهای متحد می‌توانند با هدف قرار دادن افراد زیر، به دنبال تأثیر مشابهی باشند:

اکرم کعبی، رهبر حزب حرکه النجبا، ابو فدک (معروف به عبدالعزیز المحمداوی)، فرمانده عملیاتی حزب حرکه النجبا، ابو حسین (معروف به احمد محسن فرج الحمیداوی)، فرمانده عملیاتی حزب حرکه النجبا

علاوه بر این، مجتمع پرتاب موشک‌های شبه‌نظامیان در سماوه، که توسط شرکت عمومی المهندس که توسط ایالات متحده تحریم شده است، اداره می‌شود، باید با شدت بیشتری هدف قرار گیرد تا کشورهای خلیج فارس از آسیب‌های بدتر در امان بمانند.

حوثی‌ها چه خواهند کرد؟
آوریل لانگلی الی

جنگ، حوثی‌های یمن را با انتخاب‌های سختی روبرو کرده است. عبدالملک الحوثی، رهبر آنها، حمایت‌های لفظی مانند محکوم کردن «جنایت» آمریکا و اسرائیل، سوگواری برای مرگ خامنه‌ای و اعلام همبستگی با تهران را ارائه داده است. اما او از وعده پاسخ نظامی خودداری کرده و در عوض خاطرنشان کرده است که «موضع ایران ثابت و پاسخ آن قوی است». در اول مارس، حوثی‌ها «راهپیمایی همبستگی با مردم ایران» را در صنعا ترتیب دادند.

در داخل این جنبش، بدون شک هواداران در حال بحث در مورد این هستند که آیا باید از نظر نظامی وارد این نبرد شوند یا خیر. بسیاری از ایدئولوگ‌های حوثی احتمالاً می‌خواهند حملات به اسرائیل، فضای دریایی دریای سرخ، اهداف آمریکایی و احتمالاً متحدان آمریکا در خلیج فارس را به عنوان بخشی از آنچه که آنها نبرد برای آینده منطقه می‌دانند، از سر بگیرند. صرف نظر از هزینه‌ها، آنها ممکن است احساس وظیفه کنند که مانع از شکست ایران توسط اسرائیل و ایالات متحده و از بین بردن سد بزرگی در برابر آنچه که آنها یک پروژه "هژمونیک" می‌دانند، شوند. بخشی از پایگاه حمایت مردمی حوثی‌ها نیز با توجه به سال‌ها لفاظی‌های کوبنده - نه در درجه اول در حمایت از ایران، بلکه علیه ایالات متحده و اسرائیل - انتظار درگیری نظامی را دارند. با انجام هیچ کاری، این جنبش در یک لحظه بحرانی ضعیف به نظر می‌رسد. برخی نیز ممکن است ارزیابی کنند که آنها در حال حاضر به عنوان یکی از "نیروهای نیابتی" ایران در فهرست اهداف اسرائیل و ایالات متحده قرار دارند، بنابراین ممکن است طبق شرایط خود وارد جنگ شوند. و یمنی‌های ضد حوثی پیشنهاد می‌کنند که این گروه برای منحرف کردن توجه از وخامت شرایط اقتصادی، به صورت نظامی درگیر خواهد شد، اگرچه تسلط قاطع حوثی‌ها بر اوضاع امنیتی به این معنی است که این تنها عامل نخواهد بود.

در مقابل، عملگرایان حوثی ممکن است استدلال کنند که اگر این جنبش به جنگ بپیوندد، چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. حوثی‌ها گفتگوی مداومی با عربستان سعودی دارند و فرصتی برای دستیابی به تفاهمی دارند که ممکن است آنها را قادر سازد نقش برجسته‌ای در یمن پس از جنگ ایفا کنند. جانبداری نظامی از تهران در زمانی که ایران به اهداف سعودی حمله می‌کند، می‌تواند این دستاوردها را معکوس کند و جایی برای مخالفان حوثی در دولت یمن باز کند. اگرچه دولت در سال گذشته که حوثی‌ها زیر آتش سنگین آمریکا و اسرائیل بودند، نتوانست از این فرصت استفاده کند، اما گفتگوهای نویسنده با مقامات یمنی نشان می‌دهد که آنها در تلاشند تا صفوف خود را بهتر هماهنگ کنند تا در فرصت بعدی غافلگیر نشوند.

برخی از عناصر حوثی نیز ممکن است این جنگ را فرصتی برای نشان دادن اختلاف بین خود و تهران بدانند. آنها معتقدند که این جنبش می‌تواند با کنار کشیدن از این نبرد، استقلال تصمیم‌گیری خود را نشان دهد و از این طریق به مردم نشان دهد که حوثی‌ها یمن را بر حامی خارجی خود در اولویت قرار می‌دهند.

هیچ یک از گزینه‌های فوق برای این جنبش آسان نخواهد بود. انتخاب نهایی با عبدالملک خواهد بود که از زمان جنگ غزه تمایل به اولویت‌بندی نبردهای منطقه‌ای و ایدئولوژیک نشان داده است. در حال حاضر، او سر خود را پایین نگه داشته است - و یمنی‌ها در بلاتکلیفی هستند.

ارزیابی تهدید تروریستی زمان جنگ در داخل و خارج از کشور
متیو لویت

سه روز پس از جنگ، سپاه پاسداران ایران بخش خاموش ماجرا را با صدای بلند اعلام کرد: نیروی قدس این نیرو مدت‌هاست که در سراسر جهان، از جمله در ایالات متحده، توطئه‌های تروریستی انجام می‌دهد و قصد دارد اکنون این فعالیت را تشدید کند. بیانیه‌ای از نیروی قدس که از تلویزیون ایران پخش شد، هشدار داد که به زودی آمریکایی‌ها را در داخل و خارج از کشور هدف قرار خواهد داد: «دشمن باید بداند که روزهای خوش آنها به پایان رسیده و دیگر در هیچ کجای جهان، حتی در خانه‌های خود، در امان نخواهند بود.»

این تهدید ساعاتی پس از آن مطرح شد که رئیس جمهور ترامپ گفت جنگ می‌تواند یک ماه دیگر طول بکشد و به طور بالقوه زمان کافی برای توسعه و اجرای توطئه‌های خطرناک یا به ثمر رساندن برنامه‌های در دست اجرا باقی می‌گذارد. چنین تهدیدهایی باید با وجود تخریب تأسیسات کلیدی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات و قتل هدفمند بسیاری از مأموران اطلاعاتی که بر عملیات خارجی ایران نظارت داشتند، جدی گرفته شوند. نکته قابل توجه این است که حتی در طول جنگ نسبتاً کوتاه دوازده روزه سال گذشته، مقامات اروپایی حداقل دو توطئه تروریستی مرتبط با ایران را افشا کردند: یکی با هدف قرار دادن منافع اسرائیل و آمریکا در سوئد و دیگری با هدف قرار دادن نهادها و افراد یهودی در آلمان. اکنون به نظر می‌رسد که ایران در حال تکرار آن مدل است. در ۳ مارس، قطر از دستگیری دو هسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد؛ هفت نفر از مظنونین در حال جمع‌آوری اطلاعات در مورد زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات نظامی بودند، در حالی که سه نفر دیگر وظیفه انجام عملیات خرابکاری را بر عهده داشتند.

ایالات متحده از سال ۲۰۱۱، زمانی که توطئه سپاه پاسداران برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن را خنثی کرد، تلاش کرده است تا جامعه بین‌المللی را علیه چنین تهدیدهایی متحد کند. اگرچه مقامات آمریکایی در آن زمان با شک و تردید عمیق خارجی مواجه شدند، اما چنین تردیدهایی در طول سال‌ها تا حد زیادی از بین رفته است، که بخشی از آن به دلیل تکرار تلاش‌های توطئه‌آمیز توسط نیروی قدس، وزارت اطلاعات و حزب‌الله لبنان است.

تنها در پنج سال گذشته، مقامات آمریکایی حداقل هفده توطئه مرتبط با ایران را در داخل کشور خنثی کرده‌اند که شامل عوامل ایران و/یا گروه‌های نیابتی می‌شد. پیش از این، پرونده علی کورانی - یکی از عوامل حزب‌الله که در سال ۲۰۱۹ در نیویورک محکوم شد - هشداری تکان‌دهنده از آنچه ممکن است در پیش باشد، ارائه می‌داد. کورانی خود را به عنوان یک مأمور مخفی توصیف کرد که در ایالات متحده و کانادا نظارت قبل از عملیات را انجام می‌داد. وقتی از او پرسیده شد که تحت چه شرایطی ممکن است به سلول او دستور حمله داده شود، گفت که اگر ایالات متحده وارد جنگ با ایران شود، این اتفاق خواهد افتاد.

در مورد حمله این هفته در آستین، تگزاس، که در آن سه نفر کشته و بسیاری دیگر زخمی شدند، مقامات در حال بررسی جنگ به عنوان یک انگیزه احتمالی هستند. با این حال، احتمال اینکه این یک حمله «الهام‌بخش» باشد تا یک توطئه هدایت‌شده توسط ایران، بسیار بیشتر است.

در هر صورت، مقامات آمریکایی در مورد توطئه‌های ایران در حالت آماده‌باش هستند و با توجه به این خطر که برخی از توطئه‌ها ممکن است برای توسعه زمان‌بر باشند، باید به طور نامحدود در این حالت باقی بمانند. هرچه تهران نگران سرنگونی باشد، احتمال اینکه از عملیات خارجی برای افزایش هزینه‌های جنگ و فشار برای آتش‌بس استفاده کند، بیشتر می‌شود.

مقامات خارجی نیز باید هوشیار باشند. در طول سال‌ها، تعامل مداوم وزارت امور خارجه به آنها در آموزش چگونگی شناسایی، مختل کردن و پیگرد قانونی مؤثر تروریسم تحت حمایت ایران، از جمله از طریق برنامه‌های آموزشی تحت حمایت وزارت دادگستری، اف‌بی‌آی و وزارت خزانه‌داری، کمک کرده است. وزارت امور خارجه همچنین دو انجمن بین‌المللی اصلی اختصاص داده شده به این مسائل - گروه هماهنگی اجرای قانون و انجمن مقابله با تروریسم فراملی - را ایجاد کرده است که به این ترتیب، متخصصان را قادر می‌سازد تا یادداشت‌های تجاری را مقایسه کرده و روش‌های خود را برای تحریم حزب‌الله، مسدود کردن دارایی‌ها و به اشتراک گذاشتن اطلاعات عملی به موقع، چه در داخل دولت‌های خود و چه با سایر شرکا، اصلاح کنند.

با این حال، کشورهای خارجی علیرغم آمادگی بیشتر برای مقابله با توطئه‌های تروریستی احتمالی در زمان جنگ از سوی ایران یا حزب‌الله، هنوز نقاط کور قابل توجهی در مورد چنین فعالیتی دارند. بنابراین، دولت ترامپ باید از دولت‌های شریک خود بخواهد که تمرکز اطلاعاتی و انتظامی خود را بر عناصر ایرانی و نیابتی افزایش دهند و تأکید کند که حتی اگر شهروندان خودشان هدف حملات جدید نباشند، باز هم می‌توانند جزو قربانیان باشند. همچنین باید به دولت‌های خارجی یادآوری شود که این نوع فعالیت نشان‌دهنده نقض خارق‌العاده حاکمیت آنها توسط ایران است و باید عواقب واقعی داشته باشد - اصلی که برخی از مقامات در درک آن نسبتاً کند بوده‌اند. در مورد آن دسته از شرکایی که هنوز نگران انتقام احتمالی ایران یا حزب‌الله هستند، دولت باید خاطرنشان کند که از نظر تاریخی، اقداماتی مانند دستگیری‌ها و تحریم‌های نیروهای انتظامی منجر به حملات نظامی یا تروریستی نشده است.

منبع گزارش:
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/wartime-role-irans-axis-countering-proxy-and-terrorist-threats

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user