در پوشش جنگ داخلی سوریه، که با ناآرامیها در سال ۲۰۱۱ آغاز شد و به سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ انجامید، ناظران خارجی به دو نگرانی مهم اشاره کردهاند: یکی نقش ایران و «محور مقاومت» در سوریه، و دیگری وضعیت جوامع اقلیت سوریه. داستان دو روستای شیعه دوازدهامامی در استان ادلب در شمال غربی سوریه، یعنی الفوعه و کفریّا، یک مورد مطالعاتی جالب ارائه میدهد که در آن این دو مسئله به شکلی پیچیده در هم تنیده شدند. جنگ باعث آوارگی یک جامعه اقلیت شیعه دوازدهامامی در شهر مجاور معرة مصرین شد، که بسیاری از آنها به الفوعه و کفریّا مهاجرت کردند. این سه جامعه یک محیط ایزوله از تشیع دوازدهامامی در منطقه را تشکیل میدادند و پس از آنکه شورشیان در سال ۲۰۱۵ استان را تصرف کردند، به آخرین سنگر وفاداری به دولت در ادلب تبدیل شدند. حمله شورشیان، ارتباط بین دو روستا و پایتخت استان، شهر ادلب، را قطع کرد و در نتیجه آنها را تحت محاصره قرار داد. سرانجام، ایران بر سر توافقی برای تخلیه ساکنان دو روستا میانجیگری کرد – فرآیندی که اسد تا ژوئیه ۲۰۱۸ آن را تکمیل نمود. ایران و محور مقاومت، تا حدی مداخله خود در سوریه را با هدف حمایت از تشیع و جوامع شیعه در این کشور تعریف کردند. با این حال، به دلیل ضعف متحد محلی خود، ایران و محور عملاً مردم الفوعه و کفریّا را به تبعیدی نامحدود محکوم کردند، در حالی که روستاهایشان دستخوش تغییر کامل جمعیتی به دست شورشیان شد. در همین حال، با سقوط اسد، روستاییان تبعیدشده عموماً متوجه شدهاند که ایران و محور آنها را رها کردهاند و آنها را با وجود تعهدات لفظی دولت جدید به حمایت از همزیستی و «صلح مدنی»؛ ناتوان از بازگشت به خانههایشان کردهاند. این امر باید نگرانیهایی را برای همه کسانی که آرزوی ظهور یک سوریهی واقعاً کثرتگرا…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.