بمبارانهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران، جنگی منطقهای را شعلهور کرده و تهدیدی برای تغییر شکل غرب آسیا در سالهای آینده است. این حملات منجر به ترور آیتالله علی خامنهای و چندین نفر از مقامات ارشد او شد. اکنون منطق آن به روشنی بیان نشده است؛ قانونگذاران و مقامات آمریکایی توضیحات مختلف و اغلب متناقضی را برای حمله اولیه و اهداف نهایی ارائه دادهاند. با این حال، افزایش شدید نیروهای نظامی آمریکا در منطقه در هفتههای قبل از حمله، آشکار کرد که اتفاق مهمی در راه است، حتی با وجود اینکه مذاکرات بین مقامات ایرانی و آمریکایی ادامه داشت و حتی با وجود اینکه وزیر امور خارجه عمان شب قبل از حمله اولیه اعلام کرد که توافق در دسترس است.
با وجود ترور رهبری ایران، ترامپ گفته است که حملات ادامه خواهد یافت. به چه هدفی؟ اگر تأسیسات و قابلیتهای هستهای ایران در حملات سال گذشته ایالات متحده، همانطور که ترامپ مدتها ادعا کرده بود، از بین رفته بودند، اکنون هدف چیست؟ حذف رهبران باقی مانده، همانطور که نیروهای آمریکایی در عراق تلاش کردند؟ برچیدن سپاه پاسداران؟ فروپاشی کامل دولت؟
این اهداف فرض میکنند که جمهوری اسلامی هرمی است که بر روی یک شکل واحد قرار دارد. اما اینطور نیست.
ارتش منظم ایران، ارتش، تقریباً ۳۷۵۰۰۰ پرسنل دارد. سپاه پاسداران - قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی ایران - تقریباً ۱۲۵۰۰۰ نفر یا بیشتر دارد. بسیج، سازمان شبهنظامی داوطلبانه ایران، حدود ۹۰۰۰۰ عضو فعال دارد و میتواند ۴۵۰۰۰۰ نفر را بسیج کند. طبق برخی تخمینها، نزدیک به یک میلیون نفر در ساختار امنیتی دولت یا در کنار آن خدمت میکنند. تا زمان نگارش این متن، حکومت سقوط نکرده و این نیروها دست نخورده باقی ماندهاند.
در یک ویدیوی هشت دقیقهای که در آغاز کمپین بمباران منتشر شد، رئیس جمهور ترامپ از ارتش، پلیس، سپاه پاسداران و بسیج ایران خواست که سلاحهای خود را زمین بگذارند و از شهروندان خواست که کنترل دولت خود را به دست بگیرند. این درخواست، انفجار سریع دستگاه قهریه دولت را فرض میکند. اما نهادهایی در این مقیاس به این دلیل که به آنها گفته میشود، منحل نمیشوند. صدها هزار مرد مسلح یک شبه خلع سلاح نمیشوند و کشور را به قدرتهای خارجی یا کمیتههای مدنی خودجوش تحویل نمیدهند.
اگر انتظار میرود که بمباران، تغییرات دموکراتیک داخلی را تسریع کند، رویدادهای اخیر خلاف این را نشان میدهند.
ایران پیش از این تحت فشار شدیدی بود. بحران بانکی و کاهش شدید ارزش پول ملی، اعتراضات سراسری را که از پایان سال ۲۰۲۵ آغاز شد، آغاز کرد و همه را از دانشجویان و کارگران گرفته تا بازاریان درگیر کرد. نیروهای امنیتی با خشونت وحشیانهای پاسخ دادند. گروههای حقوق بشر از هزاران تلفات غیرنظامی خبر دادند؛ مقامات از تلفات در میان صفوف خود خبر دادند. اعتراضات با سقوط بمبها دوباره شروع به ظهور کرده بود.
حملات هوایی فضایی برای بسیج مدنی ایجاد نمیکند. آنها مردم را به داخل خانهها میکشانند. وقتی هواپیماهای خارجی به شهرها حمله میکنند، شهروندان در میادین عمومی جمع نمیشوند و خواستار اصلاحات نمیشوند. آنها به دنبال سرپناه میگردند. طبق گزارشها، ظرف ۲۴ ساعت پس از شروع حملات نظامی، صدها ایرانی، از جمله دانشآموزان یک مدرسه دخترانه در استان هرمزگان، کشته شدند. هرگونه حرکت شکنندهای که برای تغییر داخلی وجود داشت، اکنون توسط جنگ مختل شده است.
به دنبال سردرگمی در مورد طرح ترامپ برای این جنگ، سوال دیگری به سرعت مطرح میشود: اگر رهبری فعلی سقوط کند، چه کسی حکومت خواهد کرد؟
هیچ اپوزیسیون متحدی در داخل ایران با ظرفیت نهادی برای به دست گرفتن کنترل وجود ندارد. مخالفان جمهوری اسلامی پراکنده هستند: اصلاحطلبان، جمهوریخواهان، فعالان کارگری، شبکههای دانشجویی، جنبشهای قومی و سلطنتطلبان اغلب نه تنها در مورد رهبری، بلکه در مورد ساختار دولت آینده نیز اختلاف نظر دارند. دولت فعلی همچنین دههها را صرف سرکوب هر یک از این نیروها کرده است که میتواند به عنوان تهدیدی معقول برای قدرت آن باشد و فضای بحث دموکراتیک را خفه کند.
از جمله چهرههای برجسته در تبعید، رضا پهلوی، پسر شاه سابق ایران است. بخشی از ایرانیان خارج از کشور او را به عنوان یک رهبر انتقالی میشناسند و طوری صحبت میکنند که گویی جانشینی او بدیهی است. در رسانههای اجتماعی و شبکههای ماهوارهای، برخی از هواداران از قبل او را به عنوان وارث طبیعی ایران پس از جمهوری اسلامی معرفی میکنند. ولی شهرت در خارج از کشور با مشروعیت حکومت در داخل کشور یکسان نیست.
رضا پهلوی هیچ حزب سیاسی رسمی در داخل ایران، هیچ اتحاد شناخته شدهای با افسران ارشد نظامی و هیچ ساختار سازمان یافتهای که قادر به تأمین امنیت وزارتخانهها، مرزها یا نظم عمومی در لحظهای از آشوب باشد، ندارد. پدر و پدربزرگ او از طریق کنترل استبدادی حکومت کردند و برای بسیاری از ایرانیان، به ویژه کسانی که در دوران سلطنت، زندان، سانسور یا سرکوب را تجربه کردند، این تاریخ همچنان حل نشده باقی مانده است.
رضا پهلوی و هوادارانش فرض میکنند که قتل آیتالله خامنهای به طور خودکار راه را برای بازگشت رژیم پهلوی هموار میکند. این فرض، نهادهایی را که هنوز وجود دارند، نادیده میگیرد: سپاه پاسداران، دلالان قدرت منطقهای، شبکههای روحانی، سیستمهای حمایتی استانی و گروههای مسلحی که مایل به واگذاری قدرت به شخصیتی نیستند که پایگاه حمایتیاش عمدتاً خارجی است.
حتی مقامات برجسته آمریکایی نیز متقاعد نشدهاند. ترامپ اظهار داشته است که رضا پهلوی فاقد حمایت و ظرفیت لازم برای رهبری ایران است. ترامپ در ژانویه به رویترز گفت: «او بسیار خوب به نظر میرسد، اما نمیدانم چگونه در کشور خودش بازی خواهد کرد.» «نمیدانم که آیا کشورش رهبری او را میپذیرد یا نه، و مطمئناً اگر میپذیرفتند، برای من مشکلی نبود.» یکی از مقامات ناشناس آمریکایی به پولیتیکو گفت: «آنها مرا میترساند.»
رهبری در کشوری با بیش از ۹۰ میلیون نفر جمعیت، از طریق آرزو یا نوستالژی محقق نمیشود. این امر مستلزم هماهنگی نهادی، کنترل سرزمینی و مشروعیت داخلی است که هیچ یک از آنها را نمیتوان از تبعید به دست آورد. وضعیت داخلی ایران، عدم قطعیت در مورد وضعیت فعلی را تشدید میکند.
اگرچه فارسها اکثریت جمعیت ایران را تشکیل میدهند، اما این کشور شامل جمعیتهای قابل توجهی از آذریها، کُردها، بلوچها، عربها و ترکها است. این جوامع عمیقاً در زندگی ملی ادغام شدهاند، اما نارضایتیهای تاریخی و تنشهای منطقهای همچنان ادامه دارد. مهم است به یاد داشته باشیم که نارضایتیها علیه قدرت متمرکز دولتی در ایران مدتها پیش از انقلاب وجود داشته است. اقلیتهای قومی و منطقهای اغلب در دوران سلطنت پهلوی با حاشیهنشینی فرهنگی و سیاسی، از جمله انکار حقوق ملی و سرکوب قیامها در استانهای دورافتاده، مواجه بودند. این مسائل دیرینه به نارضایتی گستردهتری دامن زد که به انقلاب کمک کرد. تلاشها برای «ملتسازی» در زمان شاه همچنین شامل سیاستهایی با هدف همگنسازی زبانی و فرهنگی بود که بسیاری از جوامع غیرفارس آن را به عنوان طردکننده و سرکوبگر تجربه میکردند.
در دوران ثبات، چنین تنشهایی توسط یک مرکز کارآمد مهار میشوند. در دوران بیثباتی، آنها به سرعت دوباره ظاهر میشوند. در شمال غربی، جوامع آذری پیوندهای زبانی و فرهنگی با جمهوری آذربایجان دارند. در جنوب شرقی، سیستان و بلوچستان دههها شورش و بیتوجهی دولت را تحمل کرده است. در جنوب غربی، خوزستان بخش زیادی از نفت ایران را در اختیار دارد و جمعیت عرب قابل توجهی با سابقه احساسات جداییطلبانه در آن زندگی میکنند. مناطق کردنشین با جنبشهای گستردهتر کردها در سراسر عراق، ترکیه و سوریه مرتبط هستند.
خلأ طولانی مدت در تهران منجر به گذار منظم نخواهد شد. این امر مداخله منطقهای، بسیج شبهنظامیان و ادعاهای ارضی رقابتی را به دنبال خواهد داشت. تجزیه یک امر نظری نخواهد بود. خشونتآمیز خواهد بود.
تاریخ نمونههای هشداردهندهای را ارائه میدهد. تجزیه یوگسلاوی منجر به جنگ قومی و بالکانیزاسیون شد. حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، درگیریهای فرقهای را آغاز کرد که شکل دولت را تغییر داد. مداخله ناتو در لیبی، سالها رقابت شبهنظامیان را رقم زد. جنگ ۲۰ ساله افغانستان با بازگشت طالبان پایان یافت. ایران با این موارد یکسان نیست. اما این باور که بمباران مداوم میتواند دموکراسی پایدار را مهندسی کند، بارها رد شده است.
جنگ با دقت جراحی عمل نمیکند. یک چهره را حذف و چهره دیگری را جایگزین نمیکند. قدرت را به کسانی که بیشترین توانایی را در اعمال زور دارند، منتقل میکند. جامعه مدنی را سریعتر از ایجاد جایگزینها تضعیف میکند. نارضایتیهایی را که نسلها دوام میآورند، عمیقتر میکند.
حذف رهبری با ایجاد حکومتداری یکسان نیست. هزینه این ابهام در مورد آینده، عمدتاً توسط ژنرالها یا سیاستمداران پرداخت نخواهد شد. این هزینه را دانشجویان شیراز، کارگران کارخانههای اصفهان، بازرگانان تبریز، خانوادههای مشهد - توسط مردمی که قبلاً تحریمها، سرکوب و فروپاشی اقتصادی را تحمل کردهاند - پرداخت خواهند کرد.
ایران چیزی بیش از حاکمانش است. این جامعهای لایه لایه است که توسط تاریخ و حافظه مشترک به هم پیوسته است. اگر مرکز را بدون جایگزینی مناسب حذف کنید، دموکراسی ایجاد نمیکنید. شما یک خلأ ایجاد میکنید. و در این منطقه، خلأها به ندرت خالی میمانند. آنها با ارتشها، شبهنظامیان، نیروهای نیابتی خارجی و جنگهایی پر میشوند که اغلب از افرادی که آنها را آغاز کردهاند، بیشتر عمر میکنند. اگر طراحان این حمله برای صبح روز بعد برنامهای دارند، آن را به اشتراک نگذاشتهاند. اگر آنها معتقدند که داستان با سقوط یک مرد به پایان میرسد، تاریخ خلاف این را نشان میدهد.
۲۸ فوریه ممکن است پایان یک حکومت نباشد، بلکه ممکن است آغاز یک بلاتکلیفی بسیار خطرناکتر باشد - بیثباتی یک ملت.