پس از تقریباً دو سال جنگ در غزه، و پس از نابودی حزبالله، سقوط رژیم بشار اسد در سوریه، و جنگ ۱۲ روزه اسرائیل-آمریکا علیه ایران، خاورمیانه در یک شرایط سیاسی جدید قرار گرفته است. دو مسیر پیش رو است: اول، مسیری که در آن دستاوردها و تغییرات ناشی از جنگ، از طریق دیپلماسی و مذاکرات فشرده، به ترتیبات بینالمللی و سیاسی جدیدی تبدیل میشوند که دورهای از امنیت و ثبات را در منطقه به ارمغان میآورند؛ دوم، مسیری که در آن این چرخش اتفاق نمیافتد، و جنگها در غزه، ایران، و به طور بالقوه یمن، سوریه و لبنان، به طور نامحدود ادامه مییابد. مسیر آینده به انتخاب بازیگران کلیدی — بیش از همه ایران، اسرائیل و ایالات متحده — بستگی خواهد داشت. ایران: لرزان اما تسلیمنشده: عقبنشینی استراتژیک و معضلات داخلی رهبری در تهران در این مورد حرف زیادی برای گفتن دارد. دولت ایران با ضعف چشمگیر «محور مقاومت» و از دست دادن بیشتر توانایی کشور در بازدارندگی حملات نظامی مستقیم اسرائیل یا آمریکا، موارد زیادی برای بررسی دارد. تهران میداند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به دنبال توافق است، اما رهبران نظام آنچه میشنوند، درخواست پیروزمندانه آمریکا مبنی بر «صفر درصد غنیسازی» به عنوان مبنا است؛ آنها همچنین ممکن است انتظار داشته باشند که ترامپ محدود کردن برنامه موشکی و حمایت از شبهنظامیان نیابتی خود را دوباره به میز مذاکره بازگرداند، همانطور که در نامه ماه مارس خود به آیتالله علی خامنهای انجام داد. تا کنون، در حالی که ایرانیها تمایل خود را برای گفتگو نشان دادهاند، سرکشی و عدم تمایل به ارائه امتیازات بزرگی را که اکنون برای یک توافق لازم است، نیز ابلاغ کردهاند. نظام در ایران، اولاً نگران خواهد بود که دست کشیدن از آنچه از برنامه هستهایاش باقی مانده است، آن را در برابر حمله بعدی اسرائیل و آمریکا آسیبپذیرتر کند. اما علاوه بر…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.