نقش سنتی مسقط ممکن است این بار کافی نباشد. در سالهای گذشته، وظیفه عمان انتقال پیامها، میزبانی کانالهای مخفی و حفظ فضایی برای گفتگو در زمان کنارهگیری دیگران بود. آن زمان، همین مقدار کافی بود؛ چرا که هم ایران و هم آمریکا معتقد بودند زمان به نفع آنهاست. اما محیط فعلی بسیار بیرحمتر است. ایران با اعتمادبهنفس سیگنال میدهد که آمریکا هیچ گزینه نظامی مؤثری ندارد. در مقابل، آمریکا بر این باور است که ایران آسیبپذیر شده و در نهایت تسلیم خواهد شد. اسرائیل نیز به شدت لابی میکند تا مطالبات آمریکا را گسترش دهد و مانع از هرگونه توافقی شود، مگر آنکه تهران عملاً در برابر تمام خواستهها تسلیم شود؛ خواستههایی شامل کاهش چشمگیر برنامه موشکی و قطع حمایت از متحدان نیابتی منطقهایاش مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن. همچنین گزارشهایی وجود دارد که دولت اسرائیل اکنون ترامپ را برای حمله به کارخانههای موشکهای بالستیک و محاصره ایران تحت فشار قرار داده است. در همین حال، کشورهای حاشیه خلیج فارس — که در این مورد به شکلی غیرعادی متحد شدهاند — وحشتزدهاند که یک محاسبه غلط از سوی واشینگتن یا تهران، کل منطقه را به آتش بکشد. در چنین فضایی، عمان مسئولیتی متفاوت بر عهده دارد: نه صرفاً تسهیلگری، بلکه اصلاح سوءبرداشتهایی که احتمال تنش را افزایش میدهند. مسقط در جایگاه منحصربهفردی قرار دارد تا به تهران چیزی را بگوید که هیچ پایتخت دیگری نمیتواند: اینکه تعبیرِ تمایل آمریکا به گفتگو به عنوان «تسلیم»، یک توهم خطرناک است؛ اینکه غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ نشانه ضعف نیست بلکه یک تاکتیک مذاکراتی است؛ و اینکه امتناع از گسترش دستور کار مذاکرات، هرچند از سوی ایران قابل درک باشد، اما این ریسک را دارد که باور واشینگتن مبنی بر «وقتکشی ایران» را تأیید کند. همزمان، عمان میتواند این پیام را به آمریکا برساند که مطالبات حداکثری — مانند غنیسازی صفر، برچیدن برنامه موشکی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.