جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک حقیقت خطرناک را درباره خاورمیانه آشکار کرده است: وقتی مناقشات منطقهای به جای دیپلماسی از طریق نیروی نظامی مدیریت میشوند، کل سیستم بینالمللی آسیبپذیر میشود. این جنگ به عنوان یک رویارویی محدود میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده باقی نمانده است؛ بلکه امنیت خلیج فارس را مختل کرده، مسیرهای انرژی جهان را به خطر انداخته، بیمِ تشدیدِ گستردهتر تنشها را افزایش داده و فشار بر مردم عادی سراسر منطقه را بیشتر کرده است. در این فضای پرتنش، نقش روسیه شایسته توجه جدی است. روسیه یک ناظر دوردست در خاورمیانه نیست. این کشور یک قدرت بزرگ با منافع منطقهای دیرینه، روابط عمیق با ایران، کانالهای کاری فعال با کشورهای عربی، حضور دیپلماتیک در سازمان ملل متحد و تعامل روزافزون با جهان اسلام است. موضع موسکو در بحران فعلی روشن بوده است: حاکمیت ایران باید محترم شمرده شود، استفاده از زور باید متوقف گردد و دیپلماسی باید به مرکز روند صلح بازگردد. این به معنای آن نیست که روسیه به نیابت از ایران وارد درگیری نظامی شده است؛ چنین برداشتی یک سوءتفاهم خطرناک خواهد بود. نقش روسیه بسیار حسابشدهتر و از جهات گوناگون، کارآمدتر بوده است. روسیه با رد تلاشهایی که سعی داشتند با ایران به عنوان کشوری رفتار کنند که حاکمیتش بدون عواقب قابل نقض است، از تهران به صورت سیاسی و دیپلماتیک حمایت کرده است. موسکو از این اصل دفاع کرده که حتی قدرتهای بزرگ نیز نمیتوانند آینده یک کشور مستقل دیگر را از طریق حملات جوی، ترورها، تحریمها و فشارهای نظامی تعیین کنند. این موضع اهمیت بالایی دارد. در سیاست بینالمللِ مدرن، حاکمیت صرفاً با تانکها و موشکها محافظت نمیشود، بلکه از طریق به رسمیت شناختن دیپلماتیک، استدلالهای حقوقی، فشار در شورای امنیت، شراکتهای استراتژیک و امتناع قدرتهای بزرگ از مشروعیتبخشی به تجاوز نیز حفظ میگردد. حمایت روسیه کمک کرده است تا…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.