به نظر میرسد نظام جمهوری اسلامی در ضعیفترین نقطه خود در طول نزدیک به نیم قرن حاکمیتش قرار دارد. طی دو هفته گذشته، ایرانیان در سراسر کشور در اعتراض به بحرانهای عمیق اقتصادی به خیابانها آمدهاند؛ امری که خاطرات اعتراضات مهسا امینی در سالهای ۱۴۰۱ و تظاهرات جنبش سبز در سالهای ۱۳۸۸ را زنده کرده است. این وضعیت با نرخ تورم بیسابقه، بحران وجودی آب و اعتراف صریح مسعود پزشکیان مبنی بر ناتوانی دولت در برآوردن نیازهای مردمش، وخیمتر شده است. علاوه بر این، اعتراضات در پی مجموعهای از شکستهای استراتژیک برای نظام جمهوری اسلامی رخ میدهد؛ از جمله نابودی تقریبی گروههای نیابتی ایران توسط اسرائیل، سقوط رژیم اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ و ویرانیهای ناشی از جنگ دوازدهروزه در ژوئن ۲۰۲۵. با این حال، مجموع این عوامل تا حدی تحتالشعاع دونالد ترامپ و دولت مداخلهگر او قرار گرفته است. گفتار شبکههای اجتماعی ترامپ در دوم ژانویه که در آن وعده «حفاظت» از معترضان ایرانی در صورت سرکوب را داده بود، حتی پیش از وقایع این هفته در ونزوئلا نیز شوکهکننده بود. اگرچه در ابتدا آن را یک ژست شعاری و بدون هزینه میدیدم، اما با توجه به اینکه دولت ترامپ مایل بود به ونزوئلا حمله کرده و نیکولاس مادورو، مرد مقتدر سابق این کشور را در اوایل ماه جاری بازداشت کند، نمیتوان آن را کاملاً نادیده گرفت. در واقع، تهدید ترامپ میتواند میزان حضور در اعتراضات را افزایش دهد؛ چرا که در تئوری، ایرانیانی که مردد بودند، اگر حس کنند نوعی حمایت از سوی ایالات متحده وجود دارد، ممکن است تمایل بیشتری برای اعتراض داشته باشند. با تداوم اعتراضات، شایسته است چندین شاخص مهم را دنبال کنیم که میتواند تعیین کند این حرکت چه تفاوتی با جنبشهای تودهای گذشته در ایران دارد، چه مسیری را طی خواهد کرد و چه معنایی برای آینده جمهوری اسلامی خواهد داشت. اعتراضات…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.