در حالی که دونالد ترامپ فعالیتهای بینالمللی خود را گسترش میدهد و موانع بودجهای در امتداد مرزهای این کشور برپا میکند، مطالعهی آشفتگیهای داخلی در ایالات متحده، با وجود اهمیتشان، به حاشیه رانده میشود. ساکن جدید کاخ سفید در حال تغییر شکل نهادها و اولویت دادن وفاداری بر تجربه است - انتخابی که انتقادات شدیدی را برانگیخته است. مثال «مدیر کل جدید سرویس خارجی» در این زمینه گویاست و باعث نگرانی در میان دیپلماتها شده است، کسانی که دیگر در موقعیتی نیستند که نارضایتی خود را ابراز کنند.
از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در ژانویه گذشته، تغییرات سرگیجهآوری در سیاست خارجی آمریکا رخ داده است. رئیس جمهور یک جنگ تجاری جهانی به راه انداخته، به نظر میرسد کم و بیش اوکراین را رها کرده و به مهاجران حمله کرده است. دونالد ترامپ و متحدش ایلان ماسک تأثیر چشمگیری بر زیرساختهای دیپلماسی آمریکا داشتهاند، USAID را تعطیل کردهاند، بودجه و پرسنل امور خارجه را کاهش دادهاند و روابط خود را با سازمانهای بینالمللی مانند سازمان بهداشت جهانی (WHO) قطع کردهاند. پیگیری همه اینها دشوار است. پیگیری تخریبهایی که در داخل نهادهای ما در حال وقوع است، حتی دشوارتر است. رئیس جمهور خطوط کلی یک سیاست خارجی را ترسیم میکند که، به بیان ملایم، متجاوزانه است. در عین حال، وفاداران او نیز با دقت بر جزئیات تمرکز میکنند. بیایید مثالی از وزارت امور خارجه بزنیم.
مطمئن هستم که نام «مدیر کل سرویس خارجی» را نشنیدهاید. برخلاف بسیاری از مقامات ارشد دیگر در داخل وزارتخانه - از جمله وزیر امور خارجه - مدیر کل (DG) نقشی متمرکز بر داخل دارد. این یکی از آن موقعیتهایی است که خارج از کمربند پایتخت (Beltway) توجه کمی را به خود جلب میکند. با این وجود، این مقام یکی از چهرههای کلیدی در شکلدهی به مسیر کلی دیپلماسی ما است. مدیر کل رسماً رئیس منابع انسانی در وزارت امور خارجه است، اما این شغل مستلزم چیزی فراتر از آن است. مدیر کل سیاستهای کلی پرسنلی را تعیین میکند، بر استخدام دیپلماتهای جدید نظارت میکند، به شناسایی افسران برای پستهای ارشد کمک میکند، بحرانها و تخلیههای خارج از کشور را مدیریت میکند، اختلافات کارگری را حل میکند و اساساً به عنوان رئیس سپاه دیپلماتیک آمریکا عمل میکند. اغراق نیست اگر بگوییم این مدیر کل است که سرویس خارجی را اداره میکند.
طبق قانون، مدیر کل باید از میان ردههای حرفهای سرویس خارجی انتخاب شود، و طبق سنت، مدیر کل همیشه یک افسر بسیار ارشد با حداقل یک پست سفارت است. فهرست مدیران کل سابق شامل بسیاری از دیپلماتهای حرفهای و برجسته وزارت امور خارجه است.
با این حال، در این ماه، کاخ سفید، لو اولوفسکی را به عنوان مدیر کل موقت منصوب کرد. او یک وکیل متخصص در «امنیت ملی» است و با رسانهها و سازمانهای راستگرا مانند دیلی کالر و فدرالیست سوسایتی ارتباط دارد. او در دولت اول ترامپ در وزارت امنیت داخلی خدمت کرده است. لو اولوفسکی به سختی حداقل الزامات قانونی برای پست جدید خود را برآورده میکند، و تنها یک مأموریت به عنوان یک دیپلمات جوان در صدور ویزا در نمایندگی ایالات متحده در چین داشته است. اولین حضور عمومی او در این سمت - سخنرانی برای افسران جدید سرویس خارجی - به طور گسترده در رسانهها مورد بحث قرار گرفت. از جمله نقل قولهای قابل توجه، این یکی بود که به سوگندی که به تازگی به قانون اساسی ایالات متحده یاد شده بود اشاره داشت: «سوگندها و کلمات متفاوت هستند.» او گفت: «کلمات برای صحبت کردن هستند. دلفینها میتوانند صحبت کنند. سوگندها تعهد هستند. حیوانات تعهد نمیدهند. فقط خدا و انسان تعهد میدهند.»
جای تعجب نیست که واکنش سرویس خارجی مشتاقانه نبود. انجمن سرویس خارجی آمریکا (AFSA)، که اساساً اتحادیه دیپلماتها است، بیانیهای مطبوعاتی منتشر کرد و به شدت از انتصاب اولوفسکی انتقاد کرد. این انتصاب از چند جهت مشکلساز است. اولاً، او فاقد تجربه و احترام همتایان لازم برای تصدی چنین پست حیاتی است. او به عنوان یک افسر غیررسمی با تنها یک مأموریت خارجی، در انتخاب سفرا و مقامات ارشد آینده شرکت خواهد کرد، مسائل حساس پرسنلی را مدیریت میکند و تخلیه سفارتخانهها را در مناطق جنگی هماهنگ میکند. همانطور که AFSA در بیانیه خود بیان کرد، انتصاب اولوفسکی به عنوان مدیرکل «مانند این است که یک افسر نظامی جوان، که هنوز فرماندهی را بر عهده نگرفته است، مسئول سیستم پرسنلی پنتاگون شود. این امر ساختار، نظم و انضباط و استانداردهایی را که برای حفظ یک نیروی کار مؤثر امنیت ملی ضروری هستند، تضعیف میکند.» ثانیاً، انتصاب «موقت» اولوفسکی، نظارت کنگره را که از نظر قانون اساسی برای چنین پستهای کلیدی لازم است، دور میزند. مدیر کل باید توسط سنا تأیید شود. عنوان موقت «مقام ارشد مسئول» نیازی به تأیید ندارد. جمهوریخواهان کنگره تقریباً به طور قطع به نفع او رأی میدادند، اما این وضعیت موقت به او اجازه میدهد از ملاقات با سناتورها و جلسات استماع اغلب طاقتفرسا در برابر کمیته روابط خارجی اجتناب کند. دموکراتها هیچ فرصتی برای سؤال از او یا بررسی صلاحیتهایش نداشتهاند. ثالثاً، انتصاب او با شرکای نهادی مشروع قطع رابطه میکند.
اگرچه از نظر فنی یک اتحادیه نیست، اما AFSA مدتهاست که نقش رسمی در امور پرسنلی ایفا میکند. رابطه بین AFSA و دفتر مدیر کل بین همکاری و درگیری در نوسان بوده است، اما این انجمن همچنان صدای ضروری برای دیپلماتهای آمریکایی است. در ماه مارس، رئیس جمهور ترامپ یک فرمان اجرایی صادر کرد که حقوق نمایندگی اتحادیه را از کارمندان فدرال در آژانسهای «امنیت ملی» سلب میکرد. AFSA اکنون هیچ نقش رسمی شناخته شدهای ندارد و لو اولوفسکی در مورد مسائل مربوط به کار بدون دخالت اتحادیه تصمیمگیری خواهد کرد. هیچ یک از اینها تصادفی نیست. دولت ترامپ به طور مداوم به دنبال این بوده است که کارمندان دولت را به اطاعت وادارد. انتصاب لو اولوفسکی پیام روشنی به سرویس خارجی میفرستد: «تجربه و تخصص شما مهم نیست. وفاداری سیاسی مهمتر از توصیههای سیاستی یا دانش شما از کشورهای خارجی است. ما علاقهای به گفتگوی منصفانه با مردان و زنانی که در وزارت امور خارجه کار میکنند، نداریم.»