بعید است که عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران، تنها با حملات هوایی به تغییر حکومت منجر شود. هدف واقعبینانهتر، تضعیف و تحمیل تغییر بر ساختار قدرت موجود خواهد بود. این تغییرات، حداقل در کوتاهمدت، از آن نوع تغییراتی نخواهند بود که اکثر ایرانیان به دنبال آن هستند.
رئیسجمهور ترامپ و دیگر مقامات ارشد آمریکایی طیف وسیعی از اهداف احتمالی را برای ورود به این جنگ پیشنهاد کردهاند، چه محافظت از معترضان ایرانی در برابر ساختاری که هزاران شهروند خود را در ژانویه کشت، چه مقابله با برنامه هستهای ایران که ترامپ ژوئن گذشته آن را «کاملاً نابود» خواند، و چه از بین بردن قابلیتهای موشکهای بالستیک ایران. اما این همه ماجرا نیست.
ترامپ با اعلام آغاز عملیاتهای بزرگ جنگی در ایران، مستقیماً با مردم ایران صحبت کرد: «به مردم بزرگ و مغرور ایران، امشب میگویم که زمان آزادی شما فرا رسیده است… وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را به دست بگیرید. این وظیفه شماست که… اکنون زمان اقدام است. نگذارید از دست برود.»
اما اعضای کابینه او از تغییر حکومت به عنوان یک هدف طفره رفتهاند. پیت هگزت، وزیر دفاع، اصرار داشت: «این یک جنگ به اصطلاح تغییر حکومت نیست» و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، ادعا کرد که نابودی برنامه موشکهای بالستیک ایران ماموریت اصلی است و افزود: «ما امیدواریم که مردم ایران بتوانند این دولت را سرنگون کنند.»
اما امید یک استراتژی نیست و در حالی که رهبر عالی ایران و دیگر مقامات ارشد ایرانی کشته شدهاند، نظام هیچ نشانهای از فروپاشی نشان نداده است و مخالفان ایران هنوز در یک رهبری جایگزین مناسب متحد نشدهاند.
اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان با ساختار انقلابی روحانیون مخالفند، اما از سرنگونی آن ناتوان هستند. طبق نظرسنجی سال ۲۰۲۳ توسط گروه تحقیقاتی گمان، ۸۱ درصد از ایرانیان جمهوری اسلامی نمیخواهند.
سال بعد، نظرسنجی انجام شده توسط همان گروه، اختلافات داخلی را که گذار آرام به یک حکومت پس از انقلاب را پیچیده میکند، برجسته کرد. در حالی که ۸۹ درصد از مردم از دموکراسی حمایت کردند، ۴۳ درصد همچنان پذیرای حکومت اقتدارگرا بودند. اما آنها میدانستند چه نمیخواهند: دو سوم با حکومت روحانیون مخالف بودند و بیش از ۷۰ درصد با حکومت نظامی مخالف بودند.
با دیدن این اعداد، به نظر میرسد ترامپ محاسبه کرده است که وقتی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی رهبری را به قتل برسانند و سازمانهای امنیتی ایران را هدف قرار دهند، ایرانیان قیام خواهند کرد و از فرصت آزادی خود استفاده خواهند کرد. شاید او به تاریخ اخیر اعتراضات فزاینده و پر سر و صدای ایران در شهرهای سراسر کشور نگاه کرده و به این نتیجه رسیده است که آنها فقط به کمی حمایت نیاز دارند.
در واقع، طی چند دهه گذشته، اعتراضات علیه به دلیل تقلب در انتخابات (۲۰۰۹)، مشکلات اقتصادی و فساد (۲۰۱۷-۲۰۱۸)، افزایش قیمت سوخت (۲۰۱۹-۲۰۲۰)، کمبود آب (۲۰۲۱-۲۰۲۲)، حجاب اجباری برای زنان (۲۰۲۲-۲۰۲۳) و اخیراً ترکیبی از مسائل اجتماعی و اقتصادی، فوران کرده است. به تدریج، معترضان ایرانی درخواستهای اصلاحات سیاسی در نظام روحانیون را به نفع درخواستهای «مرگ بر دیکتاتور» کنار گذاشتند.
در اعتراضات اخیر، برخی از ایرانیان شعار میدادند: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» اما به هیچ وجه قطعی نیست که این نبرد نهایی باشد، و کمتر قطعی است که محمدرضا پهلوی پیروان کافی در ایران داشته باشد تا بتواند مخالفان را متحد کند. پهلوی ابراز امیدواری کرد که «شاید این همان باشد. این فرصت ماست.» اما تاکنون، ایرانیان به فراخوان او «برای بازگشت به خیابانها» توجه نکردهاند.
این ممکن است نتیجه سالها سرکوب خشونتآمیز مخالفان سیاسی توسط دولت ایران و هدف قرار دادن پیشگیرانه هرگونه تلاش برای مخالفت سیاسی سازمانیافته، چه در داخل و چه در خارج از مرزهای ایران باشد. در واقع، در سالهای اخیر، ایران به طور قابل توجهی سرعت عملیات خارجی، مانند توطئههایی با هدف ارعاب، آدمربایی یا ترور مخالفان ایرانی در خارج از کشور را افزایش داده است. در نتیجه، هیچ اپوزیسیون متحد ایرانی وجود ندارد، بلکه اکوسیستمی از بازیگران متفاوت وجود دارد که هدف مشترکشان پایان دادن به حکومت آخوندی است اما در مورد چیزهای کمی فراتر از آن توافق دارند. همه اینها نشان میدهد که علیرغم حملات به اصطلاح حذف رأس، کسانی که به پایان سریع امیدوار بودند، احتمالاً ناامید خواهند شد.
اگر حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به طور جامع رهبری، تأسیسات و قابلیتهای سازمانهای امنیتی ایران که در سرکوب داخلی دخیل هستند را هدف قرار دهد، این وضعیت میتواند تغییر کند و فضایی برای رشد مخالفان سیاسی ایران بدون ترس از سرکوب خشونتآمیز ایجاد کند. یک کمپین اطلاعاتی اسرائیل چنین تلاشهایی را برجسته کرده است، از جمله یک حساب کاربری رسانههای اجتماعی فارسیزبان اسرائیلی که تصویری از یک ایستگاه پلیس بمبگذاری شده را منتشر کرده و اظهار داشته است: «ما برای مردم شجاع ایران شرایطی را فراهم میکنیم تا سرنوشت خود را به دست بگیرند.»
یک دولت ضعیفشده احتمالاً تحت سلطه سپاه انگیزه زیادی برای اعمال خشونت شدید علیه مردم ایران برای محافظت از منافع ایدئولوژیک و موقعیت ممتاز خود دارد. اما این احتمال وجود دارد که کمپین هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در نهایت بتواند تسلط بر قدرت را تضعیف و فرآیندی را آغاز کند که در آن توانایی ارعاب و سرکوب مؤثر مخالفان را از دست بدهد و ایرانیان در اعتراضات مداوم به خیابانها بیایند. پیش از این، سپاه پاسداران و شبهنظامیان بسیج، و همچنین سایر سازمانهای امنیتی درگیر در سرکوب داخلی، به شدت ضربه خوردهاند و رهبری، امکانات، سلاحها و شاید مهمتر از همه، هالهی شکستناپذیری خود را از دست دادهاند.
اهداف استراتژیک و سیاسی جنگ ایران ممکن است به طور کامل بیان نشده باشد، اما ارتشهای اسرائیل و ایالات متحده مجموعه اهداف مشخصی دارند. دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده، اظهار داشت: «اهداف نظامی ما کاملاً واضح است»، و افزود: «ما تازه شروع کردهایم.»
که نشان میدهد اگرچه جنگ ایران ممکن است منجر به تغییر در ایران در کوتاه مدت نشود، اما تقریباً مطمئناً تغییر را بر دولت فعلی ایران تحمیل خواهد کرد. ایالات متحده و اسرائیل با نابودی برنامه موشکهای بالستیک، تضعیف بیشتر برنامه هستهای آن، هدف قرار دادن رهبری و فرماندهان آن و بمباران سیستماتیک سازمانهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی آن، میتوانند ایران را دیگر در موقعیتی قرار ندهند که بتواند همسایگان خود در منطقه یا شهروندان خود را در داخل ویران کند. با گذشت زمان، شاید این امر همچنین بتواند فضایی را ایجاد کند که در آن یک اپوزیسیون سیاسی سازمانیافته بتواند از درون متحد شود.