از میان موضوعات متعددی که در دستور کار سفر بن سلمان به واشنگتن قرار داشته، هیج یک به اندازه رقابت آمریکا و چین برجسته نیستند. در کنار فهرست مسائل مورد نظر دو طرف—یک پیمان دفاعی، مجموعهای از فروشهای تسلیحاتی، و یک توافق احتمالی آینده پیمان ابراهیم—تمایل آمریکا برای اطمینان از اینکه روابط نزدیکتر ریاض با واشنگتن، همزمان ارتباط این کشور با پکن را تضعیف کند، اهمیت بیشتری دارد. در عصر امروز رقابت قدرتهای بزرگ، حتی زمینههای به ظاهر بیضرر همکاری با چین میتواند مانع همکاری با ایالات متحده شود. و بسیاری از کشورهایی که این محدودیتها را آزمایش میکنند، در خاورمیانه قرار دارند. دولت ترامپ یک فرصت منحصر به فرد دارد تا نه تنها روابط را با عربستان بازتعریف کند، بلکه نمونهای از یک رابطه دوجانبه پیچیده در دوره کنونی باشد. دولت قبلاً یک رویکرد جسورانه را در قبال رقابت با چین در سطح جهانی در پیش گرفته، که نه تنها به دنبال مهار نفوذ پکن، بلکه در مواردی، در پی عقب راندن آن بوده است. این دولت باید از سفر ولیعهد استفاده کند تا مسیری مشابه را با عربستان در چندین زمینه، به ویژه فناوری و دفاعی، دنبال کند. فناوری در هسته چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان تمایلی برای تبدیل این کشور به یک قدرت بزرگ فناوری نهفته است. این پادشاهی میلیاردها دلار به هوش مصنوعی و سایر فناوریهای پیچیده اختصاص داده است. مقامات سعودی ثروت کشور و منابع انرژی فراوان آن را به عنوان یک اهرم کلیدی در رقابت هوش مصنوعی میبینند و اقدامات زیر را انجام دادهاند: هدایت منابع به سمت ساخت مراکز داده داخلی برای پردازش حجم وسیعی از اطلاعات. ایجاد نهادی شاخص با ایده مدیریت ۶ درصد از ترافیک جهانی هوش مصنوعی. همکاری با غولهای فناوری مانند گوگل. جذب چندین شرکت فناوری آمریکایی به پادشاهی. با این حال، ریاض همچنین پیوندهای فناورانه خود را با چین تعمیق…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.