حمله غافلگیرکننده حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، عصر جدیدی از بیثباتی را در روابط منطقهای اسرائیل رقم زد. در حالی که توجه بینالمللی به طور قابل درک بر خود غزه متمرکز بود، پسلرزههای این حمله فراتر از مرزهای آن گسترش یافته است. این امر به ویژه در مورد مصر، مهمترین همسایه عرب اسرائیل و یک شریک حیاتی از زمان امضای توافقنامه کمپ دیوید در سالهای ۱۹۷۸-۱۹۷۹، صادق است. در نزدیک به دو سالی که از آغاز جنگ اسرائیل و حماس میگذرد، تصمیمات اسرائیل روابط دوجانبه با قاهره را متشنج کرده است. این اصطکاک فزاینده نه تنها یک ستون از امنیت منطقهای اسرائیل را به خطر میاندازد، بلکه موقعیت استراتژیک گستردهتر آن در خاورمیانه را نیز تضعیف میکند. اسرائیل در آستانه عملیات نظامی پیشبینی شده خود در شهر غزه، باید رویکرد خود در قبال مصر را پیش از اینکه آسیب دائمی به یک صلح سرد اما کارآمد وارد کند، دوباره تنظیم کند. نگرانیهای امنیتی و اقتصادی مصر از همان آغاز جنگ، مصر حمله اسرائیل به غزه را به عنوان یک تهدید مستقیم برای امنیت ملی خود میدید. تلاشهای مکرر اسرائیل – گاهی پنهان و گاهی آشکار – برای تحت فشار قرار دادن قاهره به منظور پذیرش فلسطینیها از غزه در سینا، همواره با مقاومت مصر روبرو شد. عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، که هیچ علاقهای به حماس ندارد، به صراحت اعلام کرد که شرکت در جابجایی اجباری پناهندگان فلسطینی یک خط قرمز است، زیرا این اقدام میتواند بیثباتی داخلی را تشدید کرده و ادعای دیرینه مصر در دفاع از حقوق فلسطینیها را تضعیف کند. مصر همچنین تلاش کرده است تا در جهان عرب، در مورد برنامههای جایگزین برای «روز پس از جنگ» در غزه که یک دولت تکنوکرات فلسطینی را توانمند سازد، اجماع ایجاد کند. بنابراین، ترویج مداوم «مهاجرت داوطلبانه» توسط اسرائیل، همراه با طرح «ریویرای» غزه در دولت ترامپ، از دیدگاه…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.