این هفته، نیویورک تایمز و سایر رسانهها گزارش دادند که مقامات ایرانی به سمت معرفی [آیتالله] مجتبی خامنهای به عنوان جانشین پدر مرحومش تمایل دارند و مجلس خبرگان احتمالاً این انتخاب را در جلسات جاری تأیید خواهد کرد. هرگونه تصمیمی از این دست در شرایط فعلی با عدم قطعیت همراه خواهد بود - مجلس خبرگان مجبور شده به دلیل بمباران دفاترش در تهران و قم، از راه دور تشکیل جلسه دهد، در حالی که وزیر دفاع اسرائیل اعلام کرده که هر رهبر عالی جدید «هدفی قطعی برای نابودی خواهد بود» و هشدار داده که به ارتش دستور داده شده است «برای انجام این مأموریت با تمام قوا آماده و اقدام کند». اسرائیل تمایل خود را برای از بین بردن رهبران دشمن و جایگزینهای آنها به سرعت نشان داده است. با این وجود، جمهوری اسلامی ممکن است احتیاط را کنار بگذارد و به جای انتظار برای پایان درگیری قبل از اعلام رهبر جدید، روند را تسریع کند. در هر صورت، ارزش دارد ارزیابی کنیم که اگر خامنهای جوان بتواند این مقام را به دست آورد، چه نوع رهبری خواهد بود.
رهبر سیاسی؟
با توجه به روابط خانوادگی و سن نسبتاً کم (۵۶ سال)، او در موقعیت خوبی برای تصدی زمام امور و استفادهی فعال از بیش از ۵۰۰۰ کارمند دفتر پدرش قرار دارد. خامنهای پدر علاوه بر طیف وسیعی از مشاوران و کارشناسان، در هر استان و وزارتخانهی دولتی و همچنین در بسیاری از شهرها و واحدهای سپاه نمایندگانی داشت. خامنهای جوان، مدتهاست که چهرهی مهمی در دفتر رهبری بوده، و برخی از ناظران ادعا میکنند که او اغلب بر دسترسی به پدرش تأثیر میگذاشته و حتی آن را کنترل میکرده است. به نظر میرسید که او حتی هنگام تلاش برای شکلدهی به تصمیمات مهم - از جمله برخی تصمیماتی که به خوبی پیش نرفتند، مانند تلاش برای انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان رئیس جمهور در دوره اول در ریاستجمهوری نهم، عمدتاً در سایه عمل میکرده است.
در مقابل، سایر نامزدهای بالقوه جانشینی باید با درک نحوهی عملکرد رهبری شروع کنند. حتی [آیتالله] خامنهای قبل از اینکه بتواند خود را به عنوان یک صدای مهم در تصمیمگیریهای ساختار مطرح کند، به چندین سال حضور در قدرت و برای ایجاد کنترل کامل بر دولت و نهادهای انقلابی، به زمان بیشتری نیاز داشت. با این حال، این اهرمهای کنترل برای دههها تثبیت شدهاند، بنابراین [آیتالله] مجتبی خامنهای در موقعیت خوبی برای اعمال سریع بخش زیادی از اقتدار پدرش قرار خواهد داشت.
فرمانده کل قوا؟
این جانشینی در لحظهای فوقالعاده از بحران رخ میدهد: جنگ با ایالات متحده و اسرائیل، حذف ناگهانی رهبر قبلی، و انتقال بیسابقه قدرت در یک خانواده - که برای اولین بار در جمهوری اسلامی رخ میدهد و با توجه به ایدئولوژی و جمهوریت نظام، بسیار بحثبرانگیز است. با توجه به پیشینه او، پیامدهای آن در نهاد نظامی نیز موج خواهد زد.
[آیتالله] مجتبی خامنهای به عنوان بخشی از سابقه طولانی خود به عنوان یک دلال قدرت پشت صحنه در دفتر رهبری، نفوذ خود را در نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و مذهبی ایران، از جمله روابط عمیق با شبکههای سپاه پاسداران، افزایش داده است. او به طور غیرمستقیم یک شبکه پولشویی و سرمایهگذاری قابل توجه در خارج از کشور را اداره میکرد که بخشی از آن برای تأمین مالی عملیات سپاه پاسداران بود. در یادداشتی که چند سال پیش منتشر شد و فاش شد، امیرعلی حاجیزاده - فرمانده فقید نیروی هوافضای سپاه - از او به خاطر دانش نظامی و حمایتهای گستردهاش از این سازمان، از جمله بودجه اضافی برای پروژههای موشکی و پهپادی آن، تمجید کرد.
تجربیات نظامی سازنده او در طول جنگ ایران و عراق به دست آمد. او در نوجوانی در لشکر ۲۷ سپاه، عمدتاً در نقشهای غیرجنگی خدمت کرد، اما این تجربه به اندازهای بود که بتواند با دیگر اعضای «گردان حبیب» کوچک خود، که بسیاری از آنها بعداً مناصب ارشدی را در سپاه، سرویسهای اطلاعاتی و دولت اشغال کردند، رفاقت نزدیکی برقرار کند. آن روابط دوران جنگ همچنان در پایگاه قدرت امروز نیز نقش محوری دارد. از این رو، اگر او رهبر انقلاب شود، اقتدار او احتمالاً بیشتر به حفظ انسجام در سپاه و شبکههای پشت صحنه بستگی خواهد داشت تا مشروعیت گسترده روحانیت.
یکی دیگر از ابعاد شخصی که باید در هرگونه پیشبینی در مورد تصمیمگیریهای آینده او در نظر گرفته شود، ماهیت آسیبزای جانشینی اوست. طبق گزارشهای مختلف، حمله نظامی که منجر به ترور پدرش شد، مادر، همسر، خواهر و برادر همسرش را نیز کشت. بنابراین، او ممکن است نگاه عمیقی به تهدیدات امنیتی خارجی داشته باشد، تأکید بیشتری بر قدرت و انعطافپذیری دولت داشته باشد و حتی کمتر از پدرش تمایل به سازش با ایالات متحده نشان دهد. به ویژه در کوتاهمدت، او ممکن است تحت تأثیر احساسات خام و انتقامجویانهای باشد که ایدئولوژی جمهوری اسلامی مبنی بر رویارویی وجودی با آمریکا و اسرائیل را تقویت میکند.
در عین حال، دوران تصدی او ممکن است شکننده باشد، زیرا یک جانشینی سلسلهای که در شرایط جنگ تحمیل شده است، میتواند به راحتی رقابتهای داخلی را تحریک کند و خشم عمومی را علیه نهاد روحانیت به اوج برساند. در پاسخ به این و سایر چالشهای بالقوه، او احتمالاً سعی خواهد کرد با تشدید کنترل بر کل نیروهای مسلح، انجام پاکسازیها و وفاداری در داخل سرویسهای امنیتی و نظامی و تقویت نقش مرکزی سپاه در حکومت و اقتصاد، به سرعت قدرت را تثبیت کند.
پیامدهای سیاسی
رئیس جمهور ترامپ در مورد مذاکرات جانشینی ایران و چشمانداز صعود فرزند رهبری، سخنان بیپرده نگفته است. او در مصاحبهای که امروز با آکسیوس انجام داد، اعلام کرد: «آنها وقت خود را تلف میکنند. پسر خامنهای مهم نیست. من باید در این انتصاب دخیل باشم، مانند دلسی [رودریگز] در ونزوئلا… پسر خامنهای برای من غیرقابل قبول است. ما کسی را میخواهیم که هماهنگی و صلح را برای ایران به ارمغان بیاورد.»
چه اظهارات رئیس جمهور بر سیاست ایالات متحده در این مورد تأثیر بگذارد و چه نگذارد، خطرات استراتژیک به قدرت رسیدن [آیتالله] مجتبی خامنهای واضح است: او که با فشارهای شدید شخصی و سیاسی و تحت تأثیر شدید سپاه پاسداران روبرو است، ممکن است گزینههای افراطی را برای بازگرداندن بازدارندگی در خارج از کشور و مشروعیت در داخل دنبال کند. بسته به وضعیت تواناییهای رو به کاهش مداوم ایران، این گزینهها میتوانند شامل گسترش حملات موشکی بالستیک (از جمله علیه کشورهای خلیج فارس)، تشدید دخالت نیابتی در جنگ، افزایش سرکوب گسترده داخلی برای جلوگیری از قیامها، تسریع فعالیتهای هستهای مخفی و بررسی کانالهای خرید غیرمتعارف برای قابلیتهای موشکی و هستهای در درازمدت باشند.
[آیتالله] مجتبی خامنهای به عنوان فرمانده کل قوا، احتمالاً استراتژی «تحکیم جسورانه» را در پیش خواهد گرفت - یعنی تکیه بر سپاه پاسداران، تأکید بر عمق استراتژیک از طریق قدرت قهری و استفاده از ابزارهای موشکی و نامتقارن برای نشان دادن انعطافپذیری. در میانمدت، او و سپاه پاسداران ممکن است تصمیم بگیرند که ایران باید به سرعت برای دستیابی به سلاحهای هستهای اقدام کند تا از حملات آینده ایالات متحده و اسرائیل جلوگیری کند. چه این رویکرد نظام را تثبیت کند و چه تجزیه را تسریع کند، مرحله بعدی درگیری را شکل خواهد داد. اگر نظام سقوط کند، [آیتالله] مجتبی خامنهای احتمالاً سعی خواهد کرد با عناصر وفادار سپاه و بسیج باقی مانده برای ایجاد شورش و خنثی کردن تلاشهای مردم ایران برای بازسازی کشورشان همکاری کند.