مشارکت ایالات متحده در غزه نشاندهنده کاهش کنترل اسرائیل بر این باریکه نیست، بلکه چارچوب استراتژیک جدیدی است که پس از ادغام اسرائیل در سنتکام در سال ۲۰۲۲ پدیدار گشته است. این ادغام، هماهنگی منطقهای بیسابقه، اشتراکگذاری اطلاعات در لحظه و یک موضع دفاعی چندلایه علیه ایران و نیروهای نیابتیاش را ممکن ساخته است. در پی نبردهای غزه، یک ساختار فرماندهی مشترک میان آمریکا و اسرائیل ایجاد شد که ضمن حفظ استقلال اسرائیل در تصمیمگیری، یکپارچگی عملیاتی را تقویت کرده است. سالهاست که اسرائیل ایده معاهده دفاعی رسمی با ایالات متحده را بررسی کرده، اما به دلیل ترس از دست دادن خودمختاری استراتژیک، همواره تردید داشته است. ترتیب فعلی در واقع یک «مدل ترکیبی» ایجاد کرده است؛ مدلی که اگرچه یک اتحاد رسمی نیست، اما بسیاری از مزایای آن — از جمله بازدارندگی قویتر، دفاع هماهنگ، عمق استراتژیک بیشتر و ظرفیت اقدام مشترک — را فراهم میکند، در حالی که آزادی عمل اسرائیل را نیز حفظ مینماید. در هفتههای اخیر، صداهایی در اسرائیل بلند شده که ادعا میکنند کشور کنترل اوضاع غزه را از دست داده و آن را به ایالات متحده واگذار کرده است. اگرچه رگههایی از حقیقت در این ادعا وجود دارد (از این جهت که آمریکا به بازیگری محوری در عرصههای عملیاتی، بشردوستانه و سیاسی غزه تبدیل شده است)، اما این دیدگاه دگرگونی استراتژیک گستردهتری را که رخ داده، نادیده میگیرد. آنچه به عنوان تسلط رو به رشد آمریکا در غزه به نظر میرسد، در واقع جدیدترین تجلی از یک تغییر ساختاری عمیقتر است که از سال ۲۰۲۲ آغاز شد؛ تغییری که اهمیت آن تازه اکنون برای اکثر اسرائیلیها در حال روشن شدن است. ساختار فرماندهی و انتقال به سنتکام برای درک این تغییر، باید از ساختار نظامی ایالات متحده شروع کرد. ارتش آمریکا شش «فرماندهی رزمی جغرافیایی» در سطح جهان دارد که هر کدام مسئول منطقهای…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.