ایران در گذشته نه چندان دور شاهد چرخههایی از اعتراضات بوده است، اما قیام مردمی که در ۲۸ دسامبر شعلهور شد، چیزی کاملاً متفاوت است - در مقیاس وسیعتر، در لحن ناامیدکنندهتر و برای بقای جمهوری اسلامی بسیار تهدیدآمیزتر. جرقه این قیام بازار بود. هنگامی که ارزش پول ایران، دوباره سقوط کرد، بازاریان تهران - ستون فقرات سنتی جمهوری اسلامی - از مغازههای خود بیرون آمدند و به خیابانها ریختند. این اعتراض به سرعت به طوفانی ضد حکومت تبدیل شد. در عرض چند روز، ناآرامیها از شهرهای استان به پایتخت، دانشگاهها، مراکز صنعتی و مناطق مرزی فراموششده سرایت کرد. مردم شجاع ایران از خطرات آگاه بودند. نیروهای امنیتی ایران - بار دیگر - با باتوم، گلوله و بازداشتهای گسترده با مخالفان برخورد کردهاند: هزاران معترض کشته و دهها هزار نفر دستگیر شدهاند. با توجه به قطعی تقریباً کامل اینترنت، احتمالاً تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام منتشر شده است. ایران، کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت، در حال حاضر حساسترین نقطه خاورمیانه است که بین مشت آهنین سرکوب حکومت خود و شبح قریبالوقوع مداخله نظامی ایالات متحده گرفتار شده است. خطرات به سختی میتوانستند بیشتر از این باشند: سوء مدیریت بحران در ایران تنها بر ایران تأثیر نخواهد گذاشت؛ بلکه میتواند ثبات اقتصادی و سیاسی منطقهای را تضعیف کند. سایه جنگ ۱۲ روزهقیام در ایران که پس از جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل و حملات نظامی آمریکا به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ در حال وقوع است - درگیریای که بخشهای کلیدی برنامه هستهای ایران را از بین برد، بخشهایی از رهبری نظامی آن را نابود کرد و آسیبپذیری محض جمهوری اسلامی را آشکار ساخت. رهبران ایران، صرفاً بقا را به عنوان پیروزی جلوه دادند. آنها ادعا کردند که جمهوری اسلامی بدترین ضرباتی را که دشمنانش میتوانستند وارد کنند، تحمل کرده است - مقاومتی که مدیون انسجام داخلی و…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.