شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

مسیحیت، قربانی اسلام‌گرایی؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

بدون هیچ خشم سیاسی، بدون هیچ بسیج روحانی و بدون هیچ هیاهوی دیجیتالی برای مسیحیانی که در یکشنبه نخل در نیجریه کشته شدند. خطبه‌های آتشین، هشتگ‌ها و محکومیت‌های جهانی کجا هستند؟

کوتل، مقدس‌ترین مکان برای یهودیان در اورشلیم، نزدیک‌ترین نقطه به آنچه از معبد باقی مانده است، که همیشه روز و شب شلوغ است، یک ماه است که خالی است. خالی به دلیل جنگ و موشک‌های ایرانی. اما به نظر می‌رسد که یک موشک یهودستیزانه، موشک نیست، بلکه پیام صلح است.

بنابراین، بستن کلیسای مقبره به روی کاردینال پیزابالا از ترس حملات ایران، سر و صدا و رسوایی بیشتری نسبت به موشک ایرانی که چند روز قبل در نزدیکی مقبره سقوط کرد، ایجاد کرد.

به نظر می‌رسد یهودستیزی واقعاً سوسیالیسم (از جمله مسیحیان) است.

در نهایت، نخست‌وزیر نتانیاهو مداخله کرد تا عبور امن پیزابالا را به مقبره برای دعا و مراسم عشای ربانی تضمین کند. پرونده بسته شد؟ نه به این سرعت.

۳۵۰ هزار پست در ۱۰ ساعت درباره دسترسی کاردینال به مقبره مقدس به دلایل امنیتی، در مقایسه با ۹۱۰۰ پست دو هفته قبل، زمانی که قطعه‌ای از موشک ایرانی به همان کلیسا برخورد کرده بود.

این یهودستیزی نامیده می‌شود و ما بهای سنگینی برای آن خواهیم پرداخت، همانطور که همه ما همیشه می‌دهیم. زیرا اگر یهودستیزی چپ و اسلامیسم «منطق» پیچ خورده خود را دارند (یهودیان به عنوان نمادی از غرب و اهل ذمه که باید پاک شوند)، یهودستیزی مسیحی در سال ۲۰۲۶ هم آسیب‌شناختی و هم مازوخیستی است.

مسیحیانی که امروز از یهودستیزی لذت می‌برند - چه از راست نوستالژیک و چه از چپ جهان سومی - خیلی دیر متوجه خواهند شد که دشمن اسلام‌گرا هیچ تمایز الهیاتی دقیقی قائل نیست. می‌خواهد ابراهیم، ​​اسحاق و یعقوب را ریشه‌کن کند و سپس به سراغ پطرس و پولس بیاید.

فقط یک مکان در خاورمیانه وجود دارد که مسیحیان در آن به جای زوال، در حال رشد هستند: اسرائیل. آنها ۱۸۵۰۰۰ نفر از ۱۰ میلیون نفر هستند، در حالی که در سال ۱۹۴۸، ۳۴۰۰۰ نفر بودند.

در سوریه، از ۲۵ میلیون نفر؟ ۳۰۰۰۰۰ نفر باقی مانده‌اند. در اردن، از ۱۲ میلیون نفر؟ ۲۰۰۰۰۰ نفر. در عراق، از ۴۸ میلیون نفر؟ ۲۵۰۰۰۰ نفر. الجزایر؟ کمتر از ۱۰۰۰۰۰ نفر از ۴۸ میلیون نفر. و ما در مورد کشورهایی صحبت می‌کنیم که از نظر تاریخی مهد مسیحیت بوده‌اند: سوریه پولس، اردنی که عیسی در آن غسل تعمید داده شد، عراق کلدانی‌ها، الجزایر آگوستین.

در عرض یک دهه، اسرائیل بزرگترین جمعیت مسیحی را در خاورمیانه خواهد داشت.

در تقریباً ۸۰ سال گذشته، حتی یک کلیسای اسرائیلی مورد حمله قرار نگرفته است، همانطور که مرتباً در هر کشور اطراف اتفاق می‌افتد.

مسیحیان اسرائیلی در پارلمان حضور دارند و به عنوان قاضی در دیوان عالی کشور خدمت می‌کنند. در کدام کشور اسلامی دیگر، مسیحیان در بالاترین دادگاه حضور دارند؟

حیفا چندفرهنگی‌ترین شهر خاورمیانه است. یهودیان، مسیحیان، سنی‌ها و شیعیان، دروزی‌ها، آرامی‌ها و بهائیان، جامعه‌ای که اصالتاً ایرانی است و دفتر مرکزی آن در اسرائیل قرار دارد، در آن زندگی می‌کنند. اقلیت بهائیِ التقاطی که توسط آیت‌الله‌های ایرانی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد، در این کشور کوچک - کوچک‌تر از توسکانی - با بیست هزار کیلومتر مربع مساحت، در مقایسه با ۱۳ میلیون کیلومتر مربع کشورهای عربی-اسلامی اطراف، پناه گرفته‌اند. شکوه معبد بهائیان در حیفا گواه این امر است.

بوعلام سنسال، رمان‌نویس بزرگ الجزایری، اسرائیل را «مبدأ یک تناقض وحشتناک: منحصر به فرد بودن اسلام» تعریف کرد. اسرائیل مانند دهکده‌ای گالیک است که در سرزمینی مقاومت می‌کند که از ابتدا تا انتها مانع از اسلامی بودن آن می‌شود. اسرائیل فراتر از سیاست و مذهب است. این یک هستی‌شناسی است.

همانطور که میشل اونفری، روشنفکر مستقل، بیان کرد: «از ده سال پیش که به اسرائیل رفتم، عمیقاً معتقدم کسانی که آنجا نبوده‌اند، فقط در قلمرو ایده‌ها استدلال می‌کنند. اولین بیداری من در تل‌آویو، با صدای مؤذن که از بلندگوها پخش می‌شد و در اورشلیم شرقی نیز شنیده می‌شد، در عمل نشان می‌دهد که این دو ملت از قبل در اسرائیل همزیستی داشته‌اند. من نمی‌دانم که در سرزمین‌های فلسطینی کنیسه‌ها باز و امن هستند.»

در به اصطلاح «کرانه باختری فلسطین» و غزه، حتی یک کنیسه باز و امن وجود ندارد. حتی یک کنیسه در بیت‌لحم، نابلس، جنین یا رام‌الله. تنها کنیسه‌ها در بخش اسرائیلی حِفرون، شهر داوود، مقبره راشل و قبر بزرگان کتاب مقدس هستند، اما فقط به لطف حضور نظامی قوی اسرائیل.

در مقابل، ۴۰۰ مسجد در اسرائیل وجود دارد که همگی باز و امن هستند، از جمله ۷۳ کنیسه در اورشلیم.

اسرائیل در فهرست ۵۰ کشوری که مسیحیان را آزار و اذیت می‌کنند، قرار ندارد.

در سال ۱۹۶۴، زمانی که پاپ پل ششم برای اولین سفر تاریخی یک پاپ به اورشلیم رسید، شهر با سیم خاردار به دو قسمت تقسیم شده بود. تک تیراندازهای اردنی بر روی پشت بام‌ها مستقر بودند و در «سرزمین بی‌صاحب» به طول هفت کیلومتر، همه جا مین‌گذاری شده بود. تنها گذرگاه بین دو بخش شهر، اسرائیلی و اردنی، دروازه ماندلباوم بود که به نام زوج استر و سیمخا ماندلباوم، صاحبان خانه‌ای که مرز از آنجا عبور می‌کرد، نامگذاری شده بود.

محله‌هایی مانند ابوطور وجود داشتند که خانه‌هایشان یک ورودی در بخش اردنی و یک ورودی در بخش اسرائیلی داشت. اما در حالی که پل ششم و همراهانش می‌توانستند آزادانه در اورشلیم برای عبادت در اماکن مقدس حرکت کنند، اسرائیلی‌ها و یهودیان فقط می‌توانستند از میان سیم‌های خاردار به دیوارهای شهر قدیمی نگاه کنند و رویای کوتل را در سر بپرورانند.

وقتی سه پاپ دیگر (ژان پل دوم، بندیکت شانزدهم و فرانسیس) بعداً از اورشلیم بازدید کردند، شهری اسرائیلی یافتند که برای هر سه دین باز است. شهری که هر کسی می‌تواند برای عبادت و تکریم خدای خود به آنجا بیاید - حتی بسیاری از مسلمانان وهابی که از عربستان سعودی برای بازدید از مسجد اسپلاناد می‌آمدند.

این شهر مقدس توسط یبوسی‌ها، یهودیان، بابلی‌ها، آشوری‌ها، ایرانیان، رومی‌ها، بیزانسی‌ها، اعراب، صلیبیون، مملوک‌ها، عثمانی‌ها، بریتانیایی‌ها و اردنی‌ها فتح شده است. اما در طول هزاران سال، اورشلیم فقط به مدت نوزده سال، از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷، تقسیم شد - و این یک کابوس بود.

در طول سال‌های حکومت اردن، هرگونه نشانه‌ای از حضور یهودیان در بخش اردنی شهر از بین رفت. یهودیان هرگز اجازه بازدید از اماکن مقدس خود در بخش اشغالی شهر را نداشتند که این امر نقض قوانین بین‌المللی و توافق‌نامه‌های آتش‌بس بود. گورستان باستانی یهودیان در کوه زیتون به طور سیستماتیک تخریب شد؛ کنیسه‌های باستانی، مانند کنیسه معروف هوروا، و بیشتر ساختمان‌های محله قدیمی یهودیان عمداً تخریب شدند.

برای اولین بار در هزار سال، حتی یک یهودی یا کنیسه در شهر قدیمی باقی نماند. این نوعی داعش قبل از زمان خود بود.

در سال ۱۹۴۷، مسیحیان در بیت لحم - زادگاه عیسی - ۸۵ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دادند؛ امروز آنها کمتر از ۱۵ درصد هستند. در سال ۲۰۰۲، تروریست‌های عرب فلسطینی کلیسای میلاد را محاصره کردند، ده‌ها نفر از اعضای کلیسا را ​​گروگان گرفتند، غارت کردند و آتش زدند.

وقتی باراک اوباما در سال ۲۰۱۳ از بیت لحم بازدید کرد، حتی شبکه فوق لیبرال NBC هم از «اسلامی شدن» این شهر خبر داد.

فقط یک احمق، یک نادان یا یک احمق مفید می‌تواند تصور کند که موج فعلی نفرت علیه اسرائیل و غرب با یهودیان متوقف خواهد شد. همانطور که فابریس هاجاج در روزنامه فیگارو می‌نویسد: «سیل الاقصی در این صف‌بندی ستارگان رخ می‌دهد و به فریاد جهادی معروف صدا می‌دهد: «بعد از شنبه، یکشنبه می‌آید»، به عبارت دیگر: بعد از یهودیان، مسیحیان. زمان تعیین‌کننده است. باید فرا می‌رسید. اسرائیل فقط می‌توانست در مقیاس جهانی ماجرای دریفوس را ایجاد کند، که در آن همه برای شرکت فراخوانده شده‌اند. اگر کتاب مقدس عبری منبع ماست، دولت یهود ریشه ماست. اگر اسرائیل سقوط کند، اروپا هم می‌تواند سقوط کند.»

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-online/christians-mark-my-words-after-the-jews-islamists-will-come-for-you

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user