جمعه ۱۴۰۵/۰۲/۱۱

مذاکرات جنگ رمضان، باخت‌باخت برای ترامپ

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

من فکر می‌کنم آتش‌بس ذاتاً ناپایدار است زیرا هر دو طرف دائماً محدودیت‌های یکدیگر را آزمایش و به نوعی درگیری را تشدید می‌کنند. محاصره مضاعف در واقع وضعیت بسیار شکننده‌ای ایجاد می‌کند زیرا هر ممنوعیت، هر شلیک هشدار، هر توقیف کشتی‌ها، می‌تواند به عاملی برای بازگشت گسترده‌تر درگیری تبدیل شود. و واقعیت این است که این یک بازی پرمخاطره است که در آن هر دو طرف امیدوارند که فشار اقتصادی طرف مقابل را مجبور به چشم‌پوشی کند.

ایران، با چالش‌هایی از نظر ظرفیت ذخیره‌سازی محدود برای تولید نفت خود روبرو است و مشکلی که ایران دارد، که به نوعی کاملاً عجیب است، این است که، از آنجا که در طول سال‌ها سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌های انرژی ایران صورت نگرفته، اگر مجبور به تعطیلی تولید شوند، ممکن است نتوانند آن را احیا کنند. اما آنها فروش نفت خود را به چین در انتظار محاصره احتمالی افزایش داده بودند. بنابراین از نظر اقتصادی، آنها به اندازه کافی برای دو تا سه ماه پشتوانه دارند تا بتوانند در برابر محاصره مقاومت کنند و نه بیشتر، زیرا چالش‌های دیگری نیز وجود دارد. آنها انبارهایی از کالاهای اساسی دارند، اما همه اینها کاملاً محدود است و بخشی از این ظرفیت در طول جنگ آسیب دیده یا تحت تأثیر قرار گرفته است. بنابراین من فکر می‌کنم جدول زمانی کوتاه‌تر است، اما مسئله این است که ایرانی‌ها معتقدند جدول زمانی آمریکا حتی کوتاه‌تر از این است. به عبارت دیگر، اگر جدول زمانی برای ایرانی‌ها دو تا سه ماه در نظر گرفته شود، آنها معتقدند که برای ترامپ دو تا سه هفته در نظر گرفته می‌شود. و این فقط به این دلیل نیست که او مرد صبوری نیست، بلکه به این دلیل است که اختلال مداوم در بازارهای انرژی، اثرات خود را در روزها و هفته‌های آینده نشان خواهد داد. به عنوان مثال، می‌بینید که بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی اساساً پروازها را لغو می‌کنند زیرا فقط سوخت جت محدودی دارند و سوخت آنها رو به اتمام است.

و کاهش عرضه نفت شامل بسیاری از شرکت‌های پتروشیمی دیگر در آسیا نیز می‌شود. بنابراین، درد اقتصاد بین‌المللی، که بدیهی است با هزینه سیاسی که ترامپ در داخل کشور می‌پردازد، مرتبط است، در روزهای آینده به صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. و به همین دلیل است که ایرانی‌ها معتقدند که شانس بیشتری برای تحمل فشار نسبت به ایالات متحده دارند.

اگر انتظار ترامپ این باشد که ایرانی‌ها پس از دو تا سه ماه تسلیم شرایط ایالات متحده شوند، فکر می‌کنم این اتفاق هرگز نخواهد افتاد، صرف نظر از وضعیت اقتصاد ایران یا میزان درد و رنجی که تا آن زمان متحمل شده‌اند. و به همین ترتیب، اگر طبق انتظار ایران، ایالات متحده ابتدا کوتاه بیاید، باز هم بسیاری از چیزهایی را که ایران انتظار دارد ایالات متحده در مورد آنها امتیاز بدهد، به ایران نخواهد داد. بنابراین، در نهایت، بعید است که هیچ یک از طرفین به این زودی‌ها از فشار اقتصادی دست بکشند. و به همین دلیل است که هر دو طرف باید به میز مذاکره برگردند، انعطاف‌پذیری نشان دهند و مصالحه را بپذیرند، به همین دلیل است که این بازی مرغ و خروس بی‌فایده است. علاوه بر خطر، این کار بسیار بیهوده است زیرا هیچ راهی جز پذیرش درجه‌ای از غنی‌سازی اورانیوم در ایران توسط آمریکا وجود ندارد و ایرانی‌ها نیز می‌پذیرند که ایالات متحده قرار نیست بسیاری از چیزهایی را که آنها می‌خواهند، از جمله کنترل تنگه، به آنها بدهد.

برداشت من این است که در اسلام‌آباد، موضع ایالات متحده این بوده است که یا آزادی ناوبری برای همه وجود داشته باشد، یا یک سیستم عوارض وجود داشته باشد که ایالات متحده در آن دخیل باشد، که منعکس کننده آنچه رئیس جمهور علناً گفته بود، است. بنابراین غیرقابل تصور نیست که ممکن است نوعی مصالحه وجود داشته باشد که در آن یک کنسرسیوم تنگه را اداره کند و برای مدتی عوارض دریافت کند و این وجوه بتواند برای بازیابی از این جنگ برای کشورهای دو طرف خلیج فارس استفاده شود.

هیچ شرایطی وجود ندارد که ایران در نتیجه فشار اقتصادی تسلیم شود یا سقوط کند. بنابراین شرط‌بندی جواب نمی‌دهد. اما عکس این قضیه هم صدق می‌کند. ترامپ می‌خواهد در اواسط ماه مه با شی جین‌پینگ دیدار کند و دوست دارد این مسئله تا آن زمان حل شده باشد. و بعد از آن جام جهانی در ایالات متحده است و اگر سوخت جت وجود نداشته باشد، توانایی ایالات متحده برای میزبانی این مسابقات تضعیف خواهد شد. همه این ملاحظات وجود دارد، اما در نهایت، ایالات متحده نیز قرار نیست کاملاً تسلیم ایرانی‌ها شود. هر دو باید مصالحه کنند. به همین دلیل است که این فقط یک بن‌بست مسخره است.

ما قبلاً تأثیر انسداد مجاری عبور و مرور را در جنگ روسیه و اوکراین دیده‌ایم. حالا تصور کنید که با اختلال در کود، این چه تأثیری بر قیمت مواد غذایی در کشورهای جنوب جهان خواهد داشت. در حال حاضر هیچ کس به این موضوع توجه نمی‌کند، اما این بن‌بست به قیمت جان بسیاری تمام خواهد شد، هرچند در نهایت واقعاً قرار نیست مواضع هیچ یک از طرفین را اساساً تغییر دهد.

اما ایران هنوز باور ندارد که هدف، خفگی اقتصادشان است. آنها معتقدند که هدف، انجام یک حمله سوم است که شامل یک حمله غافلگیرانه دیگر، یک ترور سطح بالای دیگر از مقامات ارشد خواهد بود و اساساً مشابه ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶، خواهد بود. آنها معتقدند که کل این استراتژی برای خرید زمان است تا زمانی که ایالات متحده بتواند نیروهای بیشتری به منطقه اعزام کند و برای یک عملیات وحشت دیگر که ایالات متحده امیدوار است نظام را سرنگون کند، آماده شود. بنابراین آنها باور ندارند که کل این ماجرا فقط یک بازی مرغ و خروس است. آنها معتقدند که این به احتمال زیاد پوششی برای یک اقدام نظامی دیگر علیه آنهاست.

جنگ خرداد دکترین دفاعی ایران را کاملاً تغییر داد. پیش از آن جنگ، آنها همیشه معتقد بودند که بهترین استراتژی، پرهیز از رویارویی مستقیم با ایالات متحده است که برای ایران بسیار پرهزینه خواهد بود. اما وقتی ایالات متحده به جنگ خرداد پیوست، واقعاً محاسبات ایران را تغییر داد و آنها به این نتیجه رسیدند که بازدارندگی آنها دیگر توسط ایالات متحده جدی گرفته نمی‌شود. بنابراین، آنها تصمیم گرفتند که باید به دور بعدی درگیری به گونه‌ای پاسخ دهند که تعادل جدیدی ایجاد و آن بازدارندگی را احیا کند. و برای انجام این کار، آنها باید نشان دهند که ایران آن بازیگر محتاط قابل پیش‌بینی که ترامپ از زمان ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ تجربه کرده بود، نیست و ایران در انجام تمام عیار و عمل به گونه‌ای که گویی چیزی برای از دست دادن ندارد، تردید نخواهد کرد.

برنامه‌ریزی برای این جنگ در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد، نه در فوریه امسال. درست پس از جنگ خرداد، آنها شروع به برنامه‌ریزی کردند و رهبری فقید در این برنامه‌ریزی دخیل بود. بنابراین نمی‌توانم بگویم که غیبت او منجر به جسورتر شدن ایران شد. با این حال، معتقدم که در اجرای آن، غیبت او به ایران یا طبقه جدید رهبران سپاه که در حال حاضر مسئولیت دارند، کمک کرده تا با فضای مانور بیشتر و با خویشتن‌داری کمتری عمل کنند، زیرا رهبری فقید بسیار محتاط بود.

رهبری جدید به شدت مجروح شده است، بنابراین نمی‌تواند در تصمیم‌گیری‌های روزمره در سطح تاکتیکی مشارکت داشته باشد. او در موقعیتی کاملاً متفاوت از پدرش قرار دارد. در هر صورت، رهبر جدید باید برای تثبیت قدرت وقت بگذارد. یک رهبر عالی که به دلایل امنیتی مجروح و در انزوا قرار گرفته، علاوه بر این که قدرت خود را مدیون سپاه پاسداران است، با محدودیت‌های بسیار جدی روبرو خواهد شد. او بقای نظام را مدیون سپاه است. بنابراین تغییری در موازنه قدرت وجود دارد، به این صورت که او اکنون مطیع آنهاست و نه برعکس و باز هم، من فکر می‌کنم استراتژی حمله همه جانبه، حمله به همه همسایگان و بستن تنگه، در زمان پدرش طراحی شده بود، اما اکنون سپاه پاسداران دست بسیار بازتری نسبت به زمانی که پدر هنوز در قدرت بود، دارد.

من معتقدم که این وضعیت به یک دینامیک باخت-باخت تبدیل شده است، که با گذشت زمان بیشتر، هر دو طرف در واقع رنج می‌برند و همه اینها غیرضروری است. و به نوعی به این دلیل است که ترامپ، از دوره اول ریاست جمهوری خود، همیشه مانند یک چکش عمل کرده و نمی‌داند تعامل چیست. او همیشه معتقد بوده که فشار در نهایت ایران را به زانو در خواهد آورد، ابتدا با سطحی از اجبار اقتصادی که هیچ رئیس جمهور دیگری قبلاً انجام نداده بود. منظورم این است که مردم فراموش می‌کنند، در سال ۲۰۱۹، او موفق شد صادرات نفت ایران را از ۲.۵ میلیون بشکه در روز به صد هزار بشکه کاهش دهد. و ایران از آن جان سالم به در برد. آنها در واقع از هشت سال فشار حداکثری و تحریم‌ها جان سالم به در بردند.

ترامپ، در دوره دوم، فشار را دو برابر کرده است. و او همیشه معتقد بوده که یک ابزار فشار اضافی، درست در گوشه و کنار، وجود دارد که به طرز جادویی پیروزی را به ارمغان می‌آورد. در حالی که واقعیت این است که هیچ یک از این ابزارها کار نمی‌کنند. در همین حال، ایرانیان، با مقاومت خود، متحمل نوعی از آسیب به کشور شده‌اند که جبران آن بسیار دشوار است. و البته، بالاترین قیمت را مردم ایران می‌پردازند. و باز هم، همه اینها بی‌فایده است زیرا، بسیار خب، شما ثابت کردید که نمی‌توانید مورد زورگویی یا دیکته قرار بگیرید، اما خب که چه؟ در نهایت، شما هنوز به یک معامله نیاز دارید، هنوز به لغو تحریم‌ها نیاز دارید، هنوز به بهبود اقتصادی نیاز دارید. من می‌شنوم که ایران فکر می‌کند که آسیب وارده به کشور در این درگیری، از جنگ هشت ساله با عراق گسترده‌تر است. و در پایان آن جنگ، در سال ۱۹۸۹، ایران توانست بهبود یابد زیرا اساساً از قید و بند رها شده بود. این کشور توانایی صادرات نفت را داشت. تحت هیچ تحریمی نبود. اما چگونه می‌توانند با این همه آسیب به زیرساخت‌های خود، بدون لغو جدی تحریم‌ها، از این وضعیت بهبود یابند؟ و بنابراین آنها هم به یک توافق نیاز دارند. به همین دلیل است که، باز هم، این کاملاً باخت-باخت است.

سبک رئیس جمهور به طرف مقابل اجازه حفظ آبرو را نمی‌دهد. او بزرگترین مانع برای رسیدن به توافق با ایران است زیرا دائماً به آنها توهین می‌کند و نشان می‌دهد که تنها راه حلی که حاضر به پذیرش آن است، راه حلی است که بتواند ایرانی‌ها را تحقیر کند تا تسلیم شرایط او شوند. زبان او زبان معاملات برد-برد نیست. زبان او زبان تسلیم بی‌قید و شرط است، همانطور که در روزهای اولیه جنگ گفت.

اگر او می‌توانست به اندازه کافی عاقل باشد که ایرانی‌ها را تحقیر نکند و به آنها اجازه دهد آبرو را حفظ کنند، می‌توانست در دوره اول ریاست جمهوری خود به توافقی برسد که حتی از توافق اوباما بهتر باشد، اما او نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد. مشکل اینجاست. من فکر می‌کنم ایرانی‌ها حاضرند به او راهی برای خروج از این وضعیت بدهند که آبرومندانه باشد. این ترامپ است که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند این کار را انجام دهد، و مانع همین جاست. فقط به آنچه در چند روز گذشته اتفاق افتاده نگاه کنید. ایرانی‌ها به اسلام‌آباد می‌روند و سعی می‌کنند با پاکستانی‌ها راهی برای پیشرفت پیدا کنند. آن‌ها به مسقط می‌روند و با عمانی‌ها صحبت می‌کنند. سپس به مسکو می‌روند و با روس‌ها در مورد راه‌حلی برای ذخایر اورانیوم غنی‌شده صحبت می‌کنند. آیا مذاکره‌کنندگان آمریکایی را دیده‌اید که به سراسر جهان می‌روند و سعی می‌کنند راه‌حل‌هایی پیدا کنند؟ آن‌ها فقط آنجا نشسته‌اند و منتظر ایرانی‌ها هستند. در ۲۶ فوریه در ژنو، من از نحوه برخورد ویتکاف و کوشنر با این مذاکرات شوکه شدم، که می‌گفتند: «ما به متخصصان نیاز نداریم. ما به جزئیات نیاز نداریم. ما فقط نیاز داریم که شما شرایط ما را بپذیرید.» و این روشی نیست که با ایرانی‌ها کار کند. در واقع، فکر نمی‌کنم این روشی باشد که با هیچ‌کس کار کند. اگر به آن‌ها راه حلی آبرومندانه برای خروج از این وضعیت ندهید، صرف نظر از مزایای آن، به هیچ توافقی نخواهید رسید.

منبع گزارش:
https://www.newyorker.com/news/q-and-a/donald-trumps-lose-lose-negotiations-with-iran

مقالات مشابه

برنامه‌ریزی شکست‌خورده ترامپ در جنگ رمضان
جنگ‌های بی‌پایان در غرب آسیا
مسیر تحقق اهداف آمریکا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user