شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵

مخالفت بریتانیا با ورود به جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

نخست وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر، هفته‌های اولیه جنگ ایران را نسبتاً خوب پشت سر گذاشته است. طبق نظرسنجی‌های اخیر، ۴۷ درصد از کل رأی‌دهندگان بریتانیایی معتقدند که او واکنش به جنگ را به خوبی مدیریت نکرده است. اما اکثریت رأی‌دهندگان حزب کارگر و لیبرال دموکرات معتقدند که او عملکرد خوبی دارد.

و با توجه به اینکه ۵۹ درصد از کل رأی‌دهندگان بریتانیایی مخالف درگیری ایران هستند، تصمیم استارمر برای جلوگیری از دسترسی ارتش آمریکا به پایگاه‌های بریتانیا برای حملات اولیه‌شان، به نظر می‌رسد که بازتاب افکار عمومی گسترده‌تری بوده است. استارمر همچنین از دیدن رقبای سیاسی داخلی مانند کمی بادنوک و نایجل فاراژ که پس از مشاهده عدم محبوبیت جنگ، مجبور شدند به سرعت از شور و شوق اولیه خود دست بکشند، رضایت داشت.

در سطح بین‌المللی، تصویر پیچیده‌تر بوده است. موضع نخست وزیر با متحدان اروپایی و دیگر غربی‌ها همسو بود. اما این امر خشم و توهین‌های مکرر دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، را برانگیخت.

فراتر از ایالات متحده، این جنگ روابط بریتانیا با قبرس را که رئیس جمهور آن پس از هدف قرار گرفتن توسط پهپادهای ایرانی، خواستار «بحث صریح» در مورد آینده پایگاه‌های بریتانیا در این جزیره شده است، خدشه‌دار کرده است. استقرار آهسته یک ناوشکن نیروی دریایی سلطنتی، HMS Dragon، برای کمک به محافظت از قبرس، نگرانی‌های بیشتری را در مورد اعتبار نظامی بریتانیا ایجاد کرده است.

به همین ترتیب، در حالی که نیروهای بریتانیا به دفاع از متحدان در برابر حملات ایران کمک کرده‌اند، برخی از مقامات خلیج فارس از ماهیت محدود آنها ابراز ناامیدی کرده‌اند. تصمیم بریتانیا برای خارج کردن تنها کشتی مین‌یاب خود از بحرین برای تعمیر و نگهداری در هفته‌های قبل از جنگ، علیرغم تقویت آشکار ایالات متحده، به این انتقادات دامن زد.

هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، چالش‌های بیشتری پدیدار می‌شود. دمدمی مزاجی رئیس جمهور ترامپ به این معنی است که اگر او فردا پایان جنگ را اعلام کند یا آن را به طرز چشمگیری تشدید کند، از طریق اقدامی مانند اشغال جزیره خارک یا حمله به زیرساخت‌های برق ایران، به همان اندازه تعجب‌آور نخواهد بود. اما ایران همچنین غیرقابل پیش‌بینی بودن خود را ثابت کرده است و ممکن است صرف نظر از اقداماتی که ایالات متحده و اسرائیل انجام می‌دهند، درگیری را گسترش داده و/یا طولانی کند. حوثی‌های یمن نیز ممکن است تصمیم به مداخله بگیرند و مسیرهای تجاری در دریای سرخ را تهدید کنند.

دو مشکل بزرگ برای نخست وزیر
هیچ یک از این موارد برای استارمر خوب نیست، زیرا ادامه درگیری دو هدف اصلی او را تهدید می‌کند. اولین مورد، بهبود اقتصادی است. استارمر و وزیر دارایی‌اش، راشل ریوز، بخت سیاسی خود را روی دستیابی به رشد کافی برای ترمیم امور مالی عمومی و کاهش هزینه‌های زندگی شرط بسته‌اند.

جنگ ممکن است همین حالا هم این امیدها را برای سال ۲۰۲۶ نقش بر آب کرده باشد. بانک انگلستان در ماه مارس، آنطور که انتظار می‌رفت، نرخ بهره را کاهش نداد و به اثرات درگیری اشاره کرد. هزینه‌های انرژی، وام مسکن، قیمت بنزین و هزینه‌های مواد غذایی همگی در حال افزایش هستند. ترس استارمر و وزیر دارایی این است که با ادامه جنگ، اوضاع بدتر شود - وضعیتی خارج از کنترل آنها که ضربه قابل توجهی به امیدهای انتخاباتی آنها وارد می‌کند.

هدف دوم استارمر - و یکی از معدود دستاوردهای او در دوران تصدی‌اش تاکنون - حفظ روابط قوی با ترامپ بوده است. شکاف‌ها قبل از جنگ در حال ظهور بودند، زیرا لندن در برابر تهدیدهای علنی کاخ سفید برای تصرف گرینلند، در کنار دانمارک ایستاد.

اما ایران روابط را بدتر کرده است. استارمر سعی کرده با احتیاط قدم بردارد و تا حد امکان بدون درگیر شدن در درگیری، به تعهدات اتحاد بریتانیا عمل کند. این به معنای امتیازدهی تدریجی بوده است: در ابتدا دسترسی ایالات متحده به پایگاه‌های بریتانیا را سلب کرد، اما بعداً اجازه استفاده از آنها را برای دفاع از متحدان در برابر انتقام‌جویی‌های ایران داد.

به همین ترتیب، بریتانیا با تأخیر به واشنگتن اجازه داد تا از پایگاه هوایی مشترک در دیه‌گو گارسیا در عملیات‌های «محدود و دفاعی» علیه ایران استفاده کند، در حالی که در ابتدا امتناع ورزیده بود. اما لندن در تعهد به محافظت از کشتیرانی در تنگه هرمز، همانطور که ترامپ علناً درخواست کرده بود، کند عمل کرده و باعث ایجاد اختلاف قابل توجهی شده است.

استارمر ممکن است امیدوار باشد که همانطور که «رابطه ویژه» از عدم تمایل هارولد ویلسون برای اعزام نیرو به ویتنام جان سالم به در برد، می‌تواند امتناع او از درگیری در ایران را نیز تحمل کند - اگر او به سادگی توهین‌های ترامپ را نادیده بگیرد. با این حال، دونالد ترامپ، لیندون بی. جانسون نیست. او ممکن است استارمر و سایر متحدان را ببخشد، اگر جنگ برای او به خوبی تمام شود. اما اگر اوضاع بد پیش برود، بریتانیا ممکن است مجبور شود با یک رئیس جمهور تحقیر شده، انتقام‌جو و غیرقابل پیش‌بینی سر و کار داشته باشد.

سوالات بزرگتر برای بریتانیا
اینها تنها نگرانی‌های استارمر نیستند. یکی دیگر از نگرانی‌ها، حمایت از متحدان کلیدی خلیج فارس مانند بحرین، عمان و امارات متحده عربی و تضمین امنیت شهروندان بریتانیایی ساکن در آنجا است. بریتانیا در خارج کردن سریع مردم خود از خطر، کار خوبی انجام داده است و بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر را ظرف چند روز تخلیه کرده است.

اما نیروهای مسلح بریتانیا مانند گذشته قدرت اطمینان‌بخشی را در منطقه اعمال نکرده‌اند. تعداد کمی از هواپیماهای تایفون و F۳۵ نیروی هوایی سلطنتی در حال رهگیری حملات ایران در منطقه هستند. و طبق گزارش‌ها، بریتانیا در حال بررسی استقرار تجهیزاتی برای کمک به تأمین امنیت تنگه هرمز پس از کاهش تنش در جنگ است. اما به گفته برخی از ناظران خلیج فارس، فقدان تجهیزات مین‌روبی در آغاز جنگ، کاهش قابل توجه توانایی نیروی دریایی سلطنتی را برجسته کرد.

فراتر از این، جنگ می‌تواند به طرقی که در حال حاضر پیش‌بینی نشده است، بر بریتانیا تأثیر بگذارد. فروپاشی حکومت یا جنگ داخلی در ایران می‌تواند منجر به بحران مهاجرت یا افزایش تروریسم بین‌المللی شود، همانطور که درگیری سوریه یک دهه قبل چنین کرد. اما حتی چالش‌های قابل پیش‌بینی نیز سوالات دشواری را ایجاد می‌کنند. آیا نیاز به محدود کردن تأثیر اقتصادی جنگ، بریتانیا را به ایفای نقشی فعال‌تر وادار می‌کند؟ و آیا این امر منجر به هدف قرار گرفتن دارایی‌های بیشتر بریتانیا توسط ایران، همانطور که قبرس و دیه‌گو گارسیا قبلاً هدف قرار گرفته‌اند، خواهد شد؟

این جنگ همچنین سوالات استراتژیک بزرگتر و بلندمدت‌تری را برای سیاست خارجی بریتانیا مطرح می‌کند. وقتی ایالات متحده جنگی را آغاز می‌کند که نخست وزیر آن را در راستای منافع ملی نمی‌داند، آیا بهتر است که از آن فاصله گرفته و سعی در مدیریت پیامدهای آن داشته باشد یا به امید شکل‌دهی به تصمیمات، نزدیک بماند؟

طبق گزارش‌ها، تونی بلر، نخست وزیر سابق، استدلال کرده است که استارمر باید «از همان ابتدا از آمریکا حمایت می‌کرد» و از استفاده از پایگاه‌های بریتانیا برای حمله به ایران حمایت می‌کرد. اگرچه این انتقاد، از سوی شخصیتی که میراثش در منطقه منبع عدم محبوبیت قابل توجهی است، ممکن است استارمر را به این نتیجه برساند که مسیر درستی را دنبال می‌کند.

درخواست‌ها از بریتانیا برای تدوین برنامه‌های جدی برای استقلال استراتژیک بیشتر، همانطور که اخیراً توسط حزب لیبرال دموکرات بریتانیا مطرح شده است، ممکن است به طور فزاینده‌ای قانع‌کننده به نظر برسد.

آینده بریتانیا در خلیج فارس و خاورمیانه نیز نامشخص به نظر می‌رسد. آیا امواج شوک اقتصادی جنگ به این معنی است که بریتانیا سعی می‌کند با کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، خود را در برابر شوک‌های آینده بهتر محافظت کند؟ یا باید فاصله اخیر خود را از منطقه کاهش دهد و نقش کامل‌تری در تأمین قیمت و عرضه ایفا کند؟

کشورهای خلیج فارس ممکن است از افزایش حضور نظامی اروپا استقبال کنند تا محافظت در برابر ایران را افزایش داده و از اتکای بیش از حد به یک آمریکای دمدمی مزاج جلوگیری کنند. بریتانیا می‌تواند به دنبال مشارکت در این امر باشد. اما این ممکن است برای عموم مردم بدبین و بودجه دفاعی که از قبل هم محدود شده بود، بیش از حد باشد. بررسی دفاعی استراتژیک ۲۰۲۵ بریتانیا از ایران به عنوان یک عامل مخرب مهم یاد کرده است، اما روسیه را به عنوان تهدید فوری برای امنیت بریتانیا معرفی کرده است.

با گذشت زمان، عدم تمایل استارمر برای دخالت در درگیری ایران ممکن است بخش مهمی از میراث او باشد. اما همچنین نشان دهنده کاهش توانایی بریتانیا برای تأثیرگذاری بر ایالات متحده و اعمال قدرت است. پیشنهاد میزبانی اجلاسی در مورد چگونگی باز کردن تنگه هرمز ممکن است بهترین کاری باشد که بریتانیا می‌تواند برای کمک به یک راه حل و محدود کردن عواقب ناشی از اختلاف آشکار با متحد سنتی خود، ایالات متحده، انجام دهد.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/03/starmers-handling-trump-and-iran-reflects-public-opinion-shows-limits-uk-power

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user