جهان در سال ۲۰۲۶ وارد دوران تازهای به نام «عصر رقابت» شده است. معماری نظم بینالملل از همکاریهای چندجانبه به تقابلهای ژئواکونومیک و گسستهای اجتماعی تغییر مسیر داده است. بر اساس نظرسنجی از ۱۳۰۰ کارشناس جهانی، بدبینی به آینده غالب است؛ ۵۰ درصد متخصصان مسیر دو سال پیشرو را «پرآشوب یا طوفانی» پیشبینی میکنند و این رقم برای افق دهساله به ۵۷ درصد میرسد.
روندها و ریسکهای کوتاهمدت (افق ۲ ساله)
تقابلهای ژئواکونومیک: برای اولین بار، تقابلهای ژئواکونومیک با صعودی ۸ پلهای در صدر ریسکهای دوساله قرار گرفته است. ابزارهایی مانند تحریم، تعرفههای تهاجمی و کنترل صادرات، دیگر نه استثنا، که به قواعد اصلی بازی در امنیت ملی تبدیل شدهاند. گسترۀ این ابزارها روز به روز وسیعتر میشود؛ از محدودیتهای سرمایهگذاری و کنترلهای صادراتی گرفته تا تسلیح زنجیرههای تأمین و فشار بر سیستمهای پرداخت بینالمللی. بخشهایی که اخیراً هدف تحریم قرار گرفتهاند شامل هوش مصنوعی، تراشههای رایانهای، بیوتک، محاسبات کوانتومی، پهپادها و خاکهای کمیاب میشوند؛ عرصههایی که مستقیماً با آینده فناورانه بشر گره خوردهاند.
بحران اعتماد و اطلاعات: جعل اطلاعات دیگر یک تهدید حاشیهای نیست، بلکه به سلاحی کارآمد برای دستکاری مستقیم سیستمهای دموکراتیک تبدیل شده است. در گسترهای جهانی، از ایالات متحده و هلند گرفته تا هند و آرژانتین، محتوای ساختگی صرفاً برای شایعهپراکنی ساده به کار نرفت؛ بلکه به شکلی هدفمند برای خلق رویدادهای کاملاً خیالی و ترور شخصیت نامزدها استفاده شد. با اینکه هشیاری نسبت به این خطر بالاست، ۸۷ درصد از شهروندان بریتانیا نگران تأثیر دیپفیکها بر نتایج انتخابات هستند، اکثر مردم اعتماد به نفس کافی برای شناسایی محتوای دستکاریشده ندارند. ۵۸ درصد از مردم جهان (و ۷۳ درصد در آفریقا و آمریکا) در تشخیص حقیقت اخبار آنلاین مشکل دارند که این امر به قطبیسازی شدید اجتماعی دامن میزند. در ایالات متحده، سهم کسانی که شبکههای اجتماعی، و نه شبکههای تلوزیونی و خبری را، منبع اصلی اخبار خود میدانند، از ۴ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۳۴ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. همزمان، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای کسب اطلاعات از ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۲۴ درصد امروز رسیده است.
افول نهادهای بیطرف: ۶۸ درصد کارشناسان معتقدند در ده سال آینده یک «نظم چندقطبی یا پراکنده» حاکم خواهد شد و جایگزین نظم قوانینمحور پیشین میشود. تقابل ژئواکونومیک از انحصار دعوای آمریکا و چین خارج شده و به یک بحران زنجیرهای برای تمام جهان، بهویژه اقتصادهای صادراتمحور تبدیل شده است. در این میان، زنگ خطر اصلی برای «کشورهای بیطرف» به صدا درآمده است؛ چرا که با شکاف و جدایی تدریجی بلوک شرق و غرب، اگر این کشورها نتوانند نقطۀ تعادل استراتژیک جدیدی پیدا کنند، در تلۀ این دوقطبی گرفتار شده و سنگینترین تاوان اقتصادی را پرداخت خواهند کرد. نهادهای بینالمللی منزوی شدهاند (نمونه بارز آن فلج شدن بازوی حقوقی سازمان تجارت جهانی از سال ۲۰۱۹ است). اقتصادهای صادراتمحور و کشورهای بیطرف در صورت نیافتن تعادل جدید، آسیب جدی خواهند دید.
خطرات اقتصادی: اقتصاد جهانی در محاصرۀ یک بحران ترکیبی است؛ صعود سریع رکود، تورم و ترکیدن حباب داراییها در بازه کوتاهمدت، گواه این مدعاست. تقابلهای تجاری با افزایش هزینهی کالاها، سایه سنگین «تورم بازگشتی» را بر سر دولتهای بهشدت بدهکار و بازارهای مالی پرنوسان انداخته است. جهان کنونی با زنجیرههای تأمین شکننده و جنگهای فرسایشی، تابآوری خود را از دست داده است. در این بستر آسیبپذیر، شوکهای ژئواکونومیک دیگر حوادثی مقطعی یا تصادفی نیستند، بلکه ضرباتی سیستمی، حسابشده و با پیامدهای فراگیر جهانی خواهند بود که کل ساختار اقتصاد را فلج میکنند.
بحران محیط زیست: سقوط مخاطرات زیستمحیطی در رتبهبندیهای کوتاهمدت، بازتاب بهبود وضعیت زمین نیست؛ بلکه صرفاً نشاندهندۀ غلبۀ بحرانهای فوریِ اقتصادی و ژئوپلیتیک بر استراتژیهای پایداری بلندمدت است. با وجود افت ظاهری جایگاه ریسکهایی نظیر رویدادهای شدید آبوهوایی و آلودگی در اولویتهای دوساله، تهدید اقلیمی مهار نشده، بلکه تنها از مرکز توجه تصمیمگیران به حاشیه رانده شده است. این غفلت سیستماتیک در حالی رخ میدهد که واقعیت فیزیکی زمین به سمت نقطۀ بیبازگشت حرکت میکند؛ بر اساس گزارش «شکاف آلایندهها» ذیل برنامۀ محیطزیست سازمان ملل در سال ۲۰۲۵، دمای جهان در کمتر از یک دهۀ آینده از مرز بحرانی ۱.۵ درجه سانتیگراد عبور خواهد کرد و خط قرمزی را که توافق پاریس بنا داشت از آن محافظت کند، عملاً در هم خواهد شکست.
روندها و ریسکهای بلندمدت (افق ۱۰ ساله)
بحرانهای زیستمحیطی: بر خلاف کوتاهمدت، در افق دهساله خطرات زیستمحیطی (بهویژه رویدادهای شدید آبوهوایی، فروپاشی تنوع زیستی و تغییرات سیستمهای زمین) در صدر فهرست قرار دارند.
نابرابری اقتصادی: نابرابری اقتصادی برای دومین سال پیاپی در صدر بحرانهای جهانی ایستاده است؛ اما این بار نه به عنوان یک پیامد جانبی، بلکه به شکل یک گسست ساختاری. تورم و بحران هزینه زندگی، جامعه را به دو مسیر کاملاً متضاد پرتاب کرده است: صاحبان دارایی (مانند مالکان مسکن و سهامداران) سوار بر موج تورم ثروتمندتر شدهاند، در حالی که حقوقبگیرانِ فاقد سرمایه، زیر چرخدندههای هزینههای فزاینده در حال غرق شدن هستند. قیمت مسکن در اقتصادهای پیشرفته از سال ۲۰۰۸ تا امروز ۲۰ درصد افزایش یافته و از کمترین سطح خود در سال ۲۰۱۲ تاکنون ۳۷ درصد رشد داشته است. گزارش این شکاف بیبازگشت را «اقتصاد K-شکل دائمی» مینامد؛ ساختار بیرحمی که در آن، بازوی بالایی جامعه (صاحبان سرمایه) با شتاب به سمت شکوفایی صعود میکند و همزمان، بازوی پایینی (نیروی کارِ بدون دارایی) با همان سرعت به ورطه فروپاشی سقوط میکند.
جهشهای فناوری و هوش مصنوعی: شتاب فناوریهای نوظهور مانند هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی، لایهای جدید از ریسک را به این منظومه پیچیده اضافه کرده است. یکی از چشمگیرترین یافتههای گزارش امسال، صعود عظیم ریسک «پیامدهای نامطلوب هوش مصنوعی» است. این ریسک در افق ده ساله به رتبه پنجم صعود میکند؛ بیشترین جهش در میان تمام ۳۳ ریسک مورد بررسی. این شکاف آماری نشان میدهد که هوش مصنوعی یک شوک ناگهانی فوری نیست؛ بلکه بحرانی خاموش است که آسیبهای آن در ساختارهای جهانی رسوب کرده و در بلندمدت به نقطۀ انفجار سیستماتیک میرسد.
تهدید زیرساختها: محاسبات کوانتومی نیز دغدغهای جداگانه اما مرتبط ایجاد کرده است. پیشرفتهای این حوزه، که با پیشرفتهای هوش مصنوعی به هم گره خورده و هر کدام دیگری را شتاب میبخشد، میتوانند زیرساختهای رمزنگاری فعلی را ویران کنند. جهانی که امنیت اطلاعات، مبادلات مالی و ارتباطات دولتیاش بر رمزگذاریهای موجود استوار است، آسیبپذیری عمیقی در برابر این فناوری دارد. همین ریسک قادر است بازی قدرتهای بزرگ را وارد عرصهای نوین کند: رقابت بر سر برتری کوانتومی. در این میان، شاخص «فروپاشی اکوسیستمها و نابودی زیرساخت تنوع زیستی» تنها متغیری است که در گذار از کوتاهمدت به بلندمدت، تندترین شیب وخامت را ثبت کرده است.
راهکارها و الزامات پایداری
در مواجهه با این مسیر پرخطر، گزارش مجمع جهانی اقتصاد بر این نکته تأکید دارد که آینده هنوز قطعی نیست و تغییر جهت به تصمیمات امروز بستگی دارد. تاریخ نشان داده که نظم میتواند از نو ساخته شود، اگر کشورها حتی در بطن رقابت، راههای همکاری استراتژیک را بیابند.
دیپلماسی و اتحادهای کوچک: در دنیایی که اجماع جهانی دشوار به نظر میرسد، شکلگیری «ائتلافهای داوطلبانه» و توافقات کوچک میان کشورهای همفکر میتواند راهگشا باشد؛ رویکردی که به جای انتظار برای توافق همه با همه، بر همگرایی بخشی و تدریجی تکیه میکند. این ائتلافها میتوانند نقشی محوری در تقویت نهادهای چندجانبۀ موجود ایفا کنند. دولتها حتی در شرایط تقابل ژئواکونومیک میتوانند حوزههایی از اجماع را بیابند و مشوقهای اقتصادی را که منافع متقابل را پرورش میدهند، بر آنهایی که هدفشان آسیب رساندن به دیگران است، ترجیح دهند. مکانیسمهای مشاوره دولتی-خصوصی میتوانند به شفافیت محیط کسبوکار در این دوران پرتلاطم کمک کنند.
تابآوری محلی و سواد دیجیتال: تقویت حکمرانی جامعهمحور نیز از دیگر راهکارهای کلیدی است. تمرکز بیشتر باید بر ساختارهای اجتماعمحور، تأمین دسترسی برابر به منابع، و توانمندسازی بازیگران محلی برای مدیریت و پاسخ به بحرانها باشد. پیششرط قطعیِ بازگشت اعتماد به نهادها، خنثیسازی تسلیحات اطلاعاتی (نظیر اخبار جعلی و دیپفیک) است؛ هدفی که تنها با شتاببخشی سیستماتیک به توسعه «سواد دیجیتال» محقق میشود. در واقع، تا زمانی که شهروندان به سپرهای شناختی لازم برای تفکیک واقعیت از دستکاریهای الگوریتمی مجهز نشوند، هرگونه تلاشی برای احیای همبستگی و توافق اجتماعی عقیم خواهد ماند.
حفظ تعاملات بخش خصوصی: حفظ توان تعامل بخش خصوصی در فضای ملتهب سیاسی نیز حیاتی است؛ شرکتها باید بتوانند با ذینفعان در سراسر طیف سیاسی، هم در داخل و هم در خارج از مرزها، تعامل سازنده داشته باشند.
نتیجه: پایداری در عصر پرآشوب
پایداری در این عصر جدید، بیش از هر چیز نیازمند پذیرش واقعیت چندقطبی و یافتن مدلهای تازهای برای مدیریت بحران در سطوح محلی و منطقهای است. در غیاب یک رهبر جهانی مشترک، مسئولیت ساختن آینده به دوش جوامع و نهادهای کوچکتر میافتد.
گزارش بیستویکم مجمع جهانی اقتصاد درسی را یادآور میشود: همکاری برای مدیریت ریسکهای جهانی ناگزیر است. در جهانی با رقابت بیشتر، دستیابی به این همکاری دشوارتر است، اما تنها از طریق بازسازی اعتماد و شکلهای جدید همکاری است که رهبران میتوانند ما را به سمت تابآوری بیشتر هدایت کنند و آیندهای پایدارتر را رقم بزنند. آینده یک مسیر ثابت و واحد نیست، بلکه طیفی از مسیرهای ممکن است که هر کدام به تصمیمات امروز ما وابستهاند.
