از زمان حمله اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تهران و شبکه گروههای نیابتی منطقهای و متحدان غیردولتیاش، موسوم به «محور مقاومت»، وارد فاز «خمودگی راهبردی» شدهاند؛ آرامشی ظاهری که در پس آن تسلیح مجدد، انطباق مالی و نوسازی ایدئولوژیک نهفته است. این محور اکنون به یک شبکه غیرمتمرکز تبدیل شده که توسط یک «اقتصاد خاکستری» (شامل قاچاق نفت، ارزهای دیجیتال و قراردادهای بازسازی) به همراه ایدئولوژی «پایداری» — که بقای اقتصادی را معادل مقاومت میداند — تغذیه میشود. علیرغم خستگی عمومی و فشارهای اقتصادی، شرکتهای ایرانی وابسته به سپاه پاسداران همچنان به تأمین مالی حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن از طریق بازارهای نیمهقانونی ادامه میدهند تا انعطافپذیری عملیاتی آنها را تضمین کنند. از نظر ساختاری، این محور اکنون به عنوان کنفدراسیونی سست از شبهنظامیان نیمهخودمختار عمل میکند که با یک دکترین بازدارندگی مشترک به هم پیوند خوردهاند؛ امری که باعث شده این شبکه پایدارتر اما کنترل آن برای تهران دشوارتر شود. استراتژی ایران با بهرهگیری از چتر حمایتی روسیه و چین و در مواجهه با سیاستهای پراکنده غرب، ترکیبی از تابآوری، ایدئولوژی و ادغام اقتصادی است تا از انزوای فعلی جان سالم به در ببرد. خمودگی استراتژیک و نشانههای بازسازی پس از عملیاتهای چندجبههای اسرائیل که در پی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و به ویژه پس از حمله اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای نیابتی تهران وارد مرحلهای حسابشده از خمودگی استراتژیک شدند: یک وقفه آشکار با هدف حفظ و بازیابی تدریجی توانمندیها. در لبنان: دولت به موفقیتهایی در ضبط سلاحهای حزبالله و تخریب تونلهای جنوب رودخانه لیتانی دست یافته، اما این پیشرفت در سایر نقاط کشور تکرار نشده است. حزبالله با نقض مفاد آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، در حال بازسازی زرادخانههای خود از طریق کریدورهای سوریه است. این گروه فراتر از قاچاق، استراتژی «بازیابی صنعتی» را در مناطق تحت نفوذ خود در پیش گرفته تا تولید…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.