با وجود تضعیف مداوم قابلیتهای نظامی ایران و پایگاه صنعتی آن در چهار هفته پس از آغاز عملیات خشم حماسی توسط ایالات متحده، حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل نتوانسته است نتایج استراتژیک مورد نظر را به ارمغان بیاورد. دولت ایران سقوط نکرده است، همچنان توانایی حمله به اهداف در سراسر خاورمیانه را حفظ کرده و کنترل عملی بر جریان کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را حفظ کرده است. ایالات متحده اکنون به دنبال راهحلهایی برای شکستن بنبست استراتژیکی است که قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند آن را حل کند. ایالات متحده در حال حاضر در حال بررسی انجام سه عملیات است که نیاز به استفاده از نیروهای زمینی برای تصرف جزایر ایرانی - ابوموسی، لارک و خارک - در خلیج فارس دارد. مشخص نیست که آیا یکی از این جزایر هدف با اولویت بالاتری نسبت به سایرین است یا خیر، زیرا ارزشهای نظامی و استراتژیک آنها متفاوت است. ابوموسی (و همچنین تنب بزرگ و کوچک) و لارک برای کنترل تنگه مفید هستند - هرچند حیاتی نیستند - و ارزش عملیاتی روشنی دارند. در مقابل، کنترل جزیره خارک به عنوان یک شکل بالقوه از اهرم متقابل اقتصادی برای ایران در نظر گرفته شده است. این جزیره مرکز اصلی صادرات نفت ایران است و ۹۰ درصد از صادرات نفت این کشور را پردازش میکند. سه اعزام جداگانه نیروهای زمینی ایالات متحده به خاورمیانه در حال انجام است، از جمله گروه آماده به خدمت طرابلس و واحد سی و یکم اعزامی تفنگداران دریایی (۲۵۰۰ تفنگدار دریایی) که در ۲۷ مارس وارد صحنه شدند؛ گروه رزمی باکسر و واحد یازدهم اعزامی دریایی (۲۵۰۰ تفنگدار دریایی)؛ و ۲۰۰۰ چترباز از تیم رزمی تیپ اول لشکر ۸۲ هوابرد. این اعزام ۷۰۰۰ سرباز و تفنگدار دریایی علاوه بر ۵۰۰۰۰ نیروی خدماتی ایالات متحده است که قبلاً به خاورمیانه اعزام شدهاند. طبق گزارشها، ایالات متحده همچنین در…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.