فیلم «آقای هیچکس علیه پوتین» ساخته پاول تالانکین و دیوید بورنشتاین، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند بلند شد. این فیلم در کاراباش، شهری با کارخانه ذوب مس در اورال که یونسکو زمانی آن را سمیترین مکان روی زمین نامیده بود، فیلمبرداری شده است. اما همانطور که فیلم نشان میدهد، فقط آلودگی نیست که نفس کشیدن در آنجا را سخت میکند.
کمی پس از آغاز تهاجم تمام عیار روسیه به اوکراین، وزارت آموزش روسیه به مدیران مدارس دستور داد تا از برنامههای آموزشی میهنپرستانه خود فیلمبرداری کنند و فیلمها را به عنوان گزارش پیشرفت ارائه دهند. معلمان اطاعت کردند، آنها با دستورات عجیب و غریب از بالا بیگانه نیستند. با این حال، یکی از معلمان - هماهنگکننده رویدادها و فیلمبردار در مدرسهای در کاراباش - کاربرد متفاوتی برای فیلمهای خود پیدا کرد. پاول تالانکین به جای ارسال آنها به وزارتخانه، آنها را برای تهیهکنندگان خارجی فرستاد.
در حالی که تالانکین مشغول تدوین فیلم بود، دیوید بورنشتاین، مستندساز آمریکایی که با او تماس گرفته بود، روی فیلمنامهای کار کرد تا این فیلم جذاب و عمیق را به تبلیغات پوتین پیوند دهد. در ژانویه ۲۰۲۵، این فیلم در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، جایی که جایزه ویژه هیئت داوران را از آن خود کرد و توجه جهانی را به خود جلب کرد.
طبیعتاً هیچ کس در قرهباش نمیدانست که تالانکین برای مخاطبان غربی فیلمبرداری میکند، بنابراین معلمان روی پرده به طرز تکاندهندهای صادق هستند: واسطههایی که ایدئولوژی نظامی را به مغز کودکان تزریق میکنند - به دانشآموزان خود اطمینان میدهند که تحریمها علیه روسیه برای اروپا بدتر است، زیرا فرانسویها گندم، چاودار و ذرت خود را تمام کردهاند، یا اوکراینیها را برادران احمقی توصیف میکنند که از مسیر منحرف شدهاند و مردم روسیه آنها را نجات خواهند داد.
پوتین در یک کلیپ ویدیویی که با تصاویری از برنامه درسی میهنپرستانه آمیخته شده است، میگوید: "فرماندهان در جنگها پیروز نمیشوند. معلمان در جنگها پیروز میشوند." این عبارت برای روسها صادق است. به هر حال، معلمان نیز با دور انداختن دستههای رأی در حوزههای رأیگیری که به طور سنتی در مدارس قرار دارند، در انتخابات "برنده" میشوند.
فیلمهای تالانکین با یک دوربین آماتور فیلمبرداری شدهاند، اما تدوین بورنشتاین قدرتمند است و داستانی خلق میکند که هم تکامل کلی موقعیت و هم رشد شخصیتهای فردی را نشان میدهد. در هر مستندی، رشد شخصیت یک چالش است، زیرا فیلمنامهنویس نمیتواند به سادگی به بازیگران بگوید چه بگویند. در «آقای هیچکس علیه پوتین»، کار بورنشتاین حتی سختتر بود زیرا سوژههای او حتی نمیدانستند که برای پرده بزرگ فیلمبرداری میشوند.
و با این حال، میبینیم که بچهها با ادامه فیلم تغییر میکنند. در ابتدا، دفتر تالانکین دائماً پر از دانشآموزانی است که قدر تفاوت او با سایر معلمان را میدانند و روح آزاد او را حس میکنند، حتی اگر نتوانند توضیح دهند که چرا به سمت او جذب شدهاند. اما زمان میگذرد و دفتر تالانکین خلوت میشود. برخی از دانشآموزان قبلاً فهمیدهاند که معلم مورد علاقهشان یک گوسفند سیاه است؛ برخی دیگر توسط والدین یا معلمان دیگر از این موضوع برحذر داشته شدهاند.
یکی از این دانشآموزان دختری به نام ماشا است: نوجوانی که میخواهد زندگی شاد و بیدغدغهای داشته باشد. در مکالمهای اولیه با تالانکین، او به پیوستن برادرش به ارتش و حقوقی که دریافت میکند اشاره میکند - مبلغی چشمگیر با توجه به استانداردهای کارباش. این ضربالمثل چخوف است و واقعاً به طرز غمانگیز و قابل پیشبینی شلیک خواهد شد.
با ادامه فیلم، شاهد تغییر ماشا هستیم. نه، او به مخالفان نمیپیوندد، ماهیت واقعی جنگ را درک نمیکند و کلمهای علیه رژیم نمیگوید. اما میتوانیم ببینیم که تردیدها از درون او را میخورند. او هرگز احساسات منفی خود را ابراز نمیکند، اما میتوانیم ببینیم که او کمکم محو میشود.
همچنین میتوانیم ببینیم که جنگ به طور فزایندهای در کارباش احساس میشود. مدرسه که وظایف میهنپرستانه خود را جدی میگیرد، مزدورانی را میآورد تا به بچهها یاد دهند که چگونه با لباس فرم رژه بروند، چگونه با اسلحه شلیک کنند و چگونه "به مؤثرترین شکل" نارنجک پرتاب کنند - یعنی تا حد امکان افراد بیشتری را بکشند.
حال و هوای فیلم تاریک میشود. شور و شوق کم میشود؛ مزار دانشآموزان سابق ظاهر میشود. جنگ برای تالانکین با مرگ همکلاسیاش در جبهه، حتی نزدیکتر به خانهاش میشود. تالانکین از مراسم تشییع جنازه فیلمبرداری نکرد، اما صدا را ضبط کرد و نالهها و مداحیها در مقابل صفحه سیاه شاید از خود فیلم قویتر باشند.
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، تدوین ماهرانه، تأثیر کلی فیلم را کمرنگ میکند. فیلمبرداران آمریکایی، هلندی و چک، آنچه را که در ابتدا به عنوان یک کار آماتور در نظر گرفته شده بود، به یک محصول صیقلیافته تبدیل کردند. فاصله بین مفهوم و نتیجه، اعتبار نویسنده را تضعیف میکند.
برخی از منتقدان همچنین استدلال میکنند که گاهی اوقات فیلم صحنهسازی شده به نظر میرسد و بیش از حد به مخاطب غربی توجه میکند. اما این چیز خوبی است. غرب باید ببیند که فردا با چه کسی ممکن است در جنگ باشد: کودکان دیروز، که توسط بزرگسالان زندگی خود فریب خورده و سرکوب شدهاند.
در همین حال، بسیاری در روسیه به نحوهی ساخت فیلم توسط تالانکین بدون رضایت همکاران و دانشآموزانش اعتراض دارند. اگرچه او از دوربین مخفی استفاده نکرده بود - او فیلمبردار رسمی برنامهی درسی میهنپرستانهی مدرسه بود؛ علاوه بر این، همانطور که تالانکین در مصاحبهای اشاره کرد، والدین هر سال فرمهایی را امضا میکردند که رضایت خود را برای استفاده از اطلاعات شخصی فرزندانشان اعلام میکردند.
همچنین، «آقای هیچکس علیه پوتین» بر زندگی افراد خاص تمرکز ندارد. این فیلم نگاهی منحصر به فرد به رژیمی است که جهان را تهدید میکند و تاکنون هزاران نفر را در کشور همسایهاش کشته است. معلمان نیز چیزی برای ترسیدن ندارند. آنها با پشتکار و میهنپرستی از دستورات وزارت آموزش و پرورش پیروی میکنند. تنها کسی که واقعاً ریسک کرد، خود پاول تالانکین بود، اما او آنقدر خوش شانس بود که به موقع روسیه را ترک کرد.
این فیلم در Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰ درصد منتقدان را دارد که بسیار نادر است. بسیاری از نقدها - چه توسط منتقدان حرفهای و چه توسط بینندگان عمومی - تبلیغات روسیه را به واقعیتهای کشورهای خود نسبت میدهند و بین رژیم پوتین و دولتهای خود تشابهاتی قائل میشوند. یکی از نقدهای imdb.com بیان میکند که «بزرگترین نقطه قوت فیلم، خویشتنداری آن است» و «آگاهی نگرانکنندهای از اینکه بیعدالتی میتواند در هر جایی اتفاق بیفتد» ارائه میدهد.