در ۱۳ ژوئن، جمهوری اسلامی ایران یک فروپاشی استراتژیک را تجربه کرد که توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر داد. اسرائیل پرسنل کلیدی نظامی و علمی ایران را از بین برد، زیرساختهای موشکی کشور را تضعیف و سیستمهای هشدار اولیه آن را خنثی کرد. اما مهمتر از آن، حمله اسرائیل - که عملیات شیر در حال ظهور نامیده شد - اعتماد ایران به دستگاه امنیتی خود را از بین برد. این نتیجه نتیجه سالها آمادگی اطلاعاتی پایدار، تسلط اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی در زمان واقعی و نفوذ عمیق عملیاتی بود. برنامهریزان اسرائیلی با از بین بردن شبکههای فرماندهی و کنترل ایران، قطع ارتباطات سطح بالا و ایجاد عدم اطمینان در فرآیندهای تصمیمگیری حکومت، به اختلال کامل دست یافتند. زمانی که تهران توانست واکنش نشان دهد، آسیب از قبل وارد شده بود. فرماندهی ارشد آن از کار افتاده بود، سیستمهای دفاعی آن غیرفعال شده بودند و ارزیابیهای تهدید داخلی آن دچار آشفتگی شده بود. نکته مهم این است که اسرائیل به عملیاتهای فرامرزی متکی نبود. این کشور سکوهای حمله از راه دور را از قبل در داخل ایران مستقر کرده و آنها را با دقت به کار گرفته بود. مفهوم عملیاتی اسرائیل، حملهی حذف رأس را با اختلال شناختی ترکیب کرد. عنصر جنگ روانی - مبنی بر اینکه حمله از خاک ایران انجام شده است - اثرات جنبشی حمله را تقویت کرد و تهران را فلج کرد. ایران که قادر به تعیین اینکه آیا نفوذ شده یا مانور داده شده است، توانایی واکنش نشان دادن را قبل از اینکه بتواند یک اقدام متقابل انجام دهد، از دست داد. ۱. رضایت استراتژیک: چگونه ایران طوفان پیش رو را اشتباه تعبیر کرد دو هشدار اول در ژوئیه ۲۰۲۴ و سپتامبر ۲۰۲۴ ارائه شد. در ژوئیه، اسرائیل اسماعیل هنیه - مقام ارشد سیاسی حماس و مهمان جمهوری اسلامی - را در قلب تهران ترور…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.