شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

عدالت انتقالی در ایران؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

همه نظام‌های استبدادی از مردم خود می‌ترسند. دموکرات‌ها هر روز با این آگاهی از خواب بیدار می‌شوند که چه زمانی از قدرت کنار می‌روند؛ دیکتاتورها هر روز صبح با این آگاهی از خواب بیدار می‌شوند که امروز می‌تواند آخرین روز آنها باشد. ترس رهبران از مردم خود در جامعه نفوذ می‌کند. دیکتاتورها از اعتراضات می‌ترسند زیرا می‌توانند از کنترل خارج شوند. برای جلوگیری از این پویایی و سرکوب مخالفت‌ها قبل از اینکه آشکارا خود را نشان دهند، اقتدارگرایان از مقامات ایران، گرفته تا رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و شی جین پینگ، همتای چینی‌اش، شبکه‌های عظیمی از خبرچینان و بوروکراسی‌ها را ایجاد می‌کنند که به فهرست کردن هر آنچه شهروندان می‌گویند و تا حد امکان فکر می‌کنند، اختصاص دارند. حتی متحدان اسمی ایالات متحده - به عنوان مثال، مسعود بارزانی، رهبر کردهای عراق - هر خارجی را زیر نظر دارند و خبرچینانی را در هر کلاس درس دبیرستان قرار می‌دهند تا بی‌وفایی را در سنین پایین مستند کنند.

سکوت خیابان‌های ایران پس از دستور نظام به قتل عام بی‌رحمانه بیش از ۴۰۰۰۰ مرد، زن و کودک، فریبنده است. رهبری ایران هرگونه مشروعیت باقی مانده را از دست داد. قربانیان سرکوب هرگز آشتی نخواهند کرد، بلکه فقط کینه به دل می‌گیرند. اکنون ممکن است این آرامش قبل از طوفان باشد. اگر انقلاب در میان خشم و غضب غلیان یا بمباران ایالات متحده از سر گرفته نشود، حذف رهبری ممکن است آن را شعله‌ور کند.

با توجه به خونریزی‌هایی که ایرانیان متحمل شده‌اند - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دو روز ژانویه ۲۰۲۶ غیرنظامیان بیشتری را نسبت به عملیات اسرائیل در غزه در دو سال کشت - ایرانیان خواستار پاسخگویی خواهند شد. بخشی از این ممکن است به شکل محاکمه‌ای شبیه نورنبرگ برای کسانی از جمله مقامات عالی نظام، محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران، و غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، باشد که همه آنها ممکن است به خاطر جنایاتشان اعدام شوند. دیگران ممکن است مشمول کمیسیون حقیقت و آشتی شوند.

با این حال، وقتی تغییر اتفاق بیفتد، ایرانیان با مشکل وسیع‌تری روبرو خواهند شد: چگونه با ده‌ها یا صدها یا هزاران یا حتی میلیون‌ها ایرانی که در مورد دیگران به سرویس‌های مختلف امنیتی و اطلاعاتی داده‌اند، برخورد کنند.

در حالی که بسیاری از طرفداران جمهوری اسلامی و منتقدان سلطنت، مواضع خود را در مورد سوءاستفاده‌هایی که ساواک، سرویس اطلاعاتی دوران پهلوی، در آنها دست داشت، توجیه می‌کنند، آنها نادیده می‌گیرند که چگونه آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر انقلاب، دو سطح بالای ساواک را اعدام یا ترور کرد، اما سپس متخصصان رده سوم و بسیاری از افراد عادی را برای بازسازی این سازمان تحت نام جدید فراخواند. هیچ کاری نیست که ساواک انجام نداده باشد که جانشین آن، وزارت اطلاعات، انجام نداده باشد. در واقع، تنها تفاوت این است که سوءاستفاده‌های نسخه پس از انقلاب بسیار بیشتر بود.

چهره‌های پس از انقلاب، بایگانی‌های ساواک را بررسی کردند و اغلب گزارش‌های واقعی در مورد اعمال خلاف خود را مهر و موم می‌کردند، در حالی که کسانی را که آنها را به شاه اطلاع می‌دادند، هدف قرار می‌دادند. بسیاری از ایرانیان پس از براندازی نیز همین را مطالبه خواهند کرد. همانطور که سوری‌ها این کار را کردند، آنها نیز می‌خواهند مدارکی را ببینند که شکنجه و اعدام عزیزانشان را در زندان‌های جمهوری اسلامی مستند می‌کند. درخواست‌های دیگر، پیش پا افتاده‌تر خواهند بود: چه کسی به چه کسی خبر داده است، اغلب به دلایل بدبینانه و نه ایدئولوژیک؟ آیا برخی از ایرانیان رقبا یا همسایگان را گزارش کرده‌اند؟

از آنجایی که ایران پس از انقلاب با پاسخگویی در مورد گذشته دست و پنجه نرم می‌کند، می‌تواند مدل‌های متعددی را بپذیرد. پس از فروپاشی آلمان شرقی، برلین یک آژانس ویژه برای در اختیار گرفتن بایگانی‌های اشتازی ایجاد کرد و به شهروندان اجازه داد تا پرونده‌های خود را مشاهده کنند. این امر منجر به استعفای بسیاری از مقامات پس از افشای همدستی آنها شد.

اگر آلمان شفافیت را پذیرفت، روسیه مسیر دیگری را در پیش گرفت و بایگانی‌های ک‌گ‌ب را قفل و کلید نگه داشت. در نگاه به گذشته، ترجیح آن به ابهام، نشان‌دهنده‌ی تمایل آن به نظم قدیمی تحت ولادیمیر پوتین بود. بایگانی‌های دوران نیکولا چائوشسکو در رومانی در بین سازمان‌های دولتی توزیع شده است و بنابراین، بیشتر به دلیل بی‌نظمی تا سیاست، برای رومانیایی‌های عادی غیرقابل دسترسی است. لهستان پس از کمونیسم قوانین "شفافیت" را تصویب کرد که سیاستمداران و متقاضیان سمت، روزنامه‌نگاران و اساتید را مجبور می‌کرد تا در صورت همکاری با پلیس مخفی، آن را اعلام کنند. اگر دروغ بگویند، با محرومیت مادام‌العمر مواجه می‌شوند.

بنیاد حافظه عراق، سوابق حزب بعث را دیجیتالی کرد و در نهایت ۱۰ میلیون سند را به موسسه هوور دانشگاه استنفورد منتقل کرد، جایی که محققان می‌توانند به آنها دسترسی داشته باشند. در سال ۲۰۲۰، بسیاری از اسناد اصلی را به عراق منتقل کرد، جایی که تا حد زیادی برای عراقی‌های عادی غیرقابل دسترسی هستند. قانون ایالات متحده، اسنادی را که نشان می‌داد دانشگاهیان، اندیشکده‌ها و روزنامه‌نگاران آمریکایی با پذیرش پول نقد یا سایر کمک‌ها از بعث، خود را به خطر انداخته‌اند، لغو کرد.

ایرانیان اکنون باید تصمیم بگیرند که کدام مدل را بپذیرند. بوروکراسی جمهوری اسلامی عظیم است، اما اشتغال همیشه به معنای همدستی نیست. هشتاد درصد از جمعیت ایران پس از انقلاب اسلامی متولد شده‌اند، بنابراین این ایده که همه کسانی که در ساختار شرکت داشتند باید کنار بروند، غیرواقعی است.

محافظت از سوابق در برابر کسانی که انگیزه نابودی آنها را دارند، برای هر دو طرف، هم برای ایرانیان و هم برای ایالات متحده مهم خواهد بود. به عنوان مثال، اشتازی قبل از مداخله آلمانی‌ها، به دنبال نابودی سوابق آنها بود. برخی از لابی‌گران ایرانی-آمریکایی یا کسانی که آگاهانه به دلایل ایدئولوژیک یا سود از قوانین ایالات متحده فرار کرده‌اند، مایل به نابودی اسناد هستند. همچنین، برخی از افراد در حلقه داخلی چهره‌های برجسته اپوزیسیون مانند رضا پهلوی، ولیعهد سابق، که نمی‌خواهند حیله‌گری‌شان آشکار شود، ممکن است مایل به افشای این موضوع باشند. همین امر در مورد کسانی که از مجاهدین خلق مریم رجوی حمایت می‌کنند نیز صادق است، برخی از آنها اقدامات خود را با اطلاعات ایران هماهنگ می‌کردند تا سایر ابتکارات اپوزیسیون را تضعیف و نامشروع جلوه دهند.

دولت‌های ایالات متحده تمایل به واکنش نشان دادن دارند، اما نه بیشتر از دولت دونالد ترامپ. حفظ و دسترسی به اسناد ممکن است پس از براندازی، چه با نیروهای آمریکایی به طور مستقیم و چه به طور جداگانه با ایرانیانی که برای آن هدف خاص سازماندهی شده‌اند، نیاز به مداخله ایالات متحده داشته باشد. اوضاع ممکن است اکنون آرام به نظر برسد، اما وقتی تغییر رخ دهد، سریع خواهد بود. ایرانیان عادی و مهاجران وقت تلف کردن ندارند.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-observer/iranians-must-decide-what-they-will-do-with-informers-and-records

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user