بحث بر سر مداخله ایالات متحده و اسرائیل در ایران در حال حاضر در یک چارچوب آشنا قرار گرفته است: آیا ایران به "لیبی دیگری" تبدیل خواهد شد؟ در حالی که ایالات متحده و شرکایش حملات هوایی مداومی را در داخل هر دو کشور انجام دادند که منجر به کشته شدن رهبران دیرینه آنها شد، تفاوتهای آشکاری وجود دارد. ایران و لیبی از نظر اندازه، قدرت نهادی، موقعیت منطقهای و توانایی نظامی متفاوت هستند. برخورد با مداخله لیبی به عنوان یک سابقه ساده، خطر گرفتن درسهای اشتباه را به همراه دارد. کارزار ناتو در لیبی در سال ۲۰۱۱ اغلب به عنوان موردی از موفقیت عملیاتی و به دنبال آن فروپاشی سیاسی به یاد آورده میشود. اما این چارچوببندی، مشکل عمیقتر را نادیده میگیرد. این کارزار به دلیل ناکارآمدی قدرت هوایی ناتو شکست نخورد. این کارزار به این دلیل متزلزل شد که موفقیت نظامی هرگز به وضوح به یک وضعیت نهایی سیاسی قابل اجرا مرتبط نبود. تجربه لیبی سه چالش طراحی مداخله را برجسته میکند که همچنان که سیاستگذاران مسیر کارزار ایران را ارزیابی میکنند، مرتبط باقی میمانند. وضعیت نهایی سیاسی را تعریف کنید مداخله لیبی نمونهای از این است که وقتی اهداف سیاسی نامشخص هستند یا در طول یک کارزار در حال تغییر هستند، استراتژی چقدر سریع میتواند منحرف شود. ماموریت ناتو با هدف حفاظت از غیرنظامیان، که توسط قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز شمرده شده بود، آغاز شد. با این حال، با پیشرفت عملیات در طول هفت ماه، این کمپین به طور فزایندهای با هدف برکناری معمر قذافی از قدرت همسو شد. حفاظت از غیرنظامیان، وادار کردن یک دولت به مذاکره و فراهم کردن امکان فروپاشی، همگی طرحهای استراتژیک منحصر به فردی دارند. یک کمپین اجباری با هدف چانهزنی ممکن است بر فشار نظامی محدود و مسیرهای خروج سیاسی متمرکز باشد. کمپینی که فروپاشی را پیشبینی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.