شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

صدور یک شورش سکولار در ایران به ترکیه؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

خاورمیانه به ندرت آرام است، اما تنها برخی رویدادها امواجی را آزاد می‌کنند که در سراسر منطقه طنین‌انداز می‌شوند. سرنگونی سلطنت مصر توسط جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۲، خشونت ملی‌گرایان عرب و انقلاب‌ها را در سراسر منطقه برانگیخت. در سال ۱۹۷۹، نوبت آیت‌الله خمینی رسید. سپس بهار عربی از راه رسید.

در نگاهی به گذشته، بهار عربی به سرعت به یک تعطیلات بهاری با برقع به جای بیکینی تبدیل شد. با این حال، آنچه با خودسوزی یک میوه‌فروش تونسی در اعتراض به دستگیری پلیس آغاز شد، مانند آتش‌سوزی گسترش یافت و منجر به برکناری نه تنها زین‌العابدین بن علی، دیکتاتور تونس، که نزدیک به یک ربع قرن با مشت آهنین بر کشورش حکومت کرده بود، بلکه حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر، که ۳۰ سال حکومت کرده بود، شد. خشونت مسری بود و به زودی لیبی، یمن و سوریه را فرا گرفت. جنگ‌های داخلی در هر کشور به رژیم‌های حاکم آنها پایان داد، اما هرج و مرج را به دنبال خود به جا گذاشت.

سقوط جمهوری اسلامی نیز به همان اندازه مهم بود. یکی از ارکان اصلی قانون اساسی جمهوری اسلامی و اساسنامه تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدور انقلاب بود. در حالی که مدافعان جمهوری اسلامی این ادعا را تکرار می‌کنند که ایران در تاریخ مدرن خود جنگی را آغاز نکرده است، این ادعا آشکارا نادرست است. جنگ‌های قفقاز، تصرف جزایر امارات یا تلاش‌ها برای براندازی بحرین را کنار بگذارید: حمایت جمهوری اسلامی از حزب‌الله لبنان و همکاری با حوثی‌ها، تجاوز و سرمایه‌گذاری نظامی را در حد هر تجاوزی نشان می‌دهد.

در حالی که دیپلمات‌های ایرانی ممکن است از حملات هوایی و ترورهای اسرائیل شکایت کنند، جمهوری اسلامی خود با میل خودبزرگ‌بینانه خود برای محو اسرائیل از نقشه، جنگ را آغاز کرد.

فروپاشی جمهوری اسلامی بلافاصله به معنای پایان کمک و تسلیحات به گروه‌هایی مانند حماس در غزه و کرانه باختری، حزب‌الله در لبنان، حشد الشعبی در عراق و حوثی‌ها در یمن خواهد بود، حداقل مگر اینکه ترکیه و قطر این خلا را پر کنند.

یک جنبش موفقیت‌آمیز توسط ایرانیان برای برکناری یک دیکتاتور می‌تواند به طرق دیگری نیز طنین‌انداز شود. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه مخالفان را زندانی می‌کند و به دنبال تحمیل یک دستور کار مذهبی محافظه‌کارانه بر کشوری است که به طور سنتی میانه‌روتر است. اینکه ایرانیان با سقوط ارزش پولشان و تورم خارج از کنترل، به پا خاستند، در میان ترک‌هایی که شاهد بوده‌اند سوءمدیریت اقتصادی اردوغان، پس‌اندازهایشان را نابود کرده است، نیز طنین‌انداز خواهد شد. وقتی طرفداران اردوغان، صلاح‌الدین دمیرتاش، سیاستمدار کرد، و اکرم امام‌اوغلو، شهردار استانبول را دستگیر کردند، تعداد کمی از ترک‌ها به خیابان‌ها آمدند. با این حال، ترک‌ها به این موضوع افتخار می‌کنند. اگر ایرانیان بتوانند جان خود را برای مبارزه با فساد و دیکتاتوری در راه کشورشان فدا کنند، ترک‌ها نیز ممکن است چنین کنند. اردوغان به راحتی می‌تواند خود را در حال پیروی از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، در تبعید روسیه بیابد.

آذربایجان نیز تحت یک دیکتاتوری متحجر رنج می‌برد. در حالی که آذربایجان میلیاردها دلار گاز و نفت از میادین نفتی دریای خزر خود استخراج می‌کند، اختلاس و فساد رئیس جمهور الهام علی‌اف، ملت او را به حدی فقیر کرده است که درآمد سرانه در ارمنستانِ محصور در خشکی، که فاقد نفت است و تحت محاصره دوگانه آذربایجان و ترکیه قرار دارد، بالاتر است.

در حالی که طرفداران الحاق آذربایجان در باکو و محققان اندیشکده‌ای که در واشنگتن پرورش می‌دهند، جدایی‌طلبی قومی را در ایران ترویج می‌دهند و رویای جدا کردن «آذربایجان جنوبی» برای تشکیل آذربایجان بزرگ را در سر می‌پرورانند، وزن فکری آذربایجان ایران را نادیده می‌گیرند. شهر سنتی آذری تبریز، مرکز انقلاب مشروطه ۱۹۰۵-۱۹۰۹ بود. آذری‌ها اولین روزنامه‌های ایرانی را ویرایش کردند. جامعه مدنی در آذربایجان ایران بسیار عمیق‌تر از آن سوی مرز در جمهوری شوروی سابق است. در صورت سقوط جمهوری اسلامی، این ایده که آذری‌های ایرانی از یک دیکتاتوری رهایی می‌یابند و خود را تابع دیکتاتوری دیگری می‌کنند، نامعقول است. بسیار محتمل‌تر است که آذری‌های ایرانی هسته اصلی جامعه مدنی را تشکیل دهند یا میزبان آن باشند تا برای سقوط علی‌اف تحریک کنند.

بازگشت رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران و احتمال بازگشت سلطنت در ایران، عنصر دیگری را به تأثیر تغییر اضافه می‌کند. سرنگونی سلطنت مصر توسط ناصر، اثر دومینویی ایجاد کرد که سلطنت‌ها را در عراق، لیبی، یمن و در نهایت ایران از بین برد. بازگرداندن سلطنت توسط ایران، الهام‌بخش درخواست‌های مشابهی در کشورهای عربی خواهد بود که در آنها مردم وضعیت فعلی خود را با نگاهی رمانتیک به گذشته در کنار هم قرار می‌دهند. حتی اگر جمهوری اسلامی فردا سقوط کند، گذار در ایران نه سریع و نه روان خواهد بود. با این حال، پیامدهای پایان جمهوری اسلامی به اندازه ظهور ناصر، انقلاب ایران و بهار عربی برای منطقه حیاتی خواهد بود. آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، در ایران باقی نخواهد ماند.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-observer/could-a-successful-revolution-in-iran-spread

مقالات مشابه

قطعی بعدی اینترنت در ایران؟
ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ

انتخاب سردبیر

user