مقدمه چین یک مطالعه موردی چالشبرانگیز برای برندسازی ملی است. مانند همه کشورها، چین دائماً در حال تحول است و بهترین راه درک آن، بررسی در محل و در چارچوبهای متعدد و از طریق بازنماییهای متنوع است. با این حال، هیچ کشوری به اندازه چین به جذابیت برندسازی و مدیریت اعتبار نیاز ندارد، زیرا این کشور به طور مداوم درگیر رقابتی بر سر تصویر جهانی خود است. با افزایش قدرت بینالمللی چین، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی، این کشور به طور طبیعی توجه و شناخت بیشتری را به خود جلب میکند و مورد بررسی رسانههای غربی و گفتمانهای عمومی قرار میگیرد. این توجه، تصویری از چین، یا حداقل نسخهای مفهومی از آن را، در تخیل عمومی تقویت کرده است. این برجستگی بهویژه با توجه به میراث چین بهعنوان خاستگاه اولیه پاندمی و انتقادات رسانههای غربی به سیاستهای این کشور در سینکیانگ، تبت و هنگکنگ، پررنگتر شده است. پاسخ چین به این سرخطهای منفی نیز قابل توجه است. در این دوره از روابط ژئوپلیتیکی متخاصم با قدرتهای غربی، اصطلاح «دیپلماسی جنگجوی گرگ» بهعنوان توصیفی از سبک جدید و قاطع وزارت امور خارجه چین رواج یافته است. در داخل چین، مقامات، از جمله رئیسجمهور، بارها بر نیاز به تقویت ارتباطات بینالمللی این کشور برای کسب قدرت گفتمانی بیشتر و تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی تأکید کردهاند. رئیسجمهور در جلسهای مطالعاتی، بر ضرورت ایجاد قدرت گفتمان بینالمللی متناسب با «قدرت ملی جامع و جایگاه بینالمللی» چین تأکید کرد. او اظهار داشت که این کشور باید «برای بهبود تأثیرگذاری ارتباطات بینالمللی، جذابیت فرهنگ چینی، نزدیکی با تصویر چین، قدرت اقناع گفتمان چینی و هدایت افکار عمومی بینالمللی» تلاش کند. او همچنین خواستار خلق «تصویری معتبر، دوستداشتنی و قابل احترام از چین» شد. در این پسزمینه و فراتر از کشمکشهای ژئوپلیتیکی روزمره، یکی از عوامل در حوزه تصاویر و تجسمهای رسانهای جهانی، لحظات…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.