سه شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۱۹

سردرگمی شی در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

مردان در ژونگ‌نان‌های به راحتی تسلیم نمی‌شوند. دهه‌ها کشورداری صبورانه، سیاست خارجی مبتنی بر ابهام سنجیده و اقتصادی که برای جذب شوک‌های خارجی مهندسی شده، به رهبری پکن تحمل قابل توجهی در برابر تلاطم داده است. عملیات خشم حماسی، کارزار نظامی ایالات متحده و اسرائیل که اکنون معماری نظامی ایران را از هم می‌پاشاند، چیزی غیرمعمول در راهروهای قدرت چین ایجاد کرده است: سردرگمی قابل مشاهده.

شی جین‌پینگ در حال تقلا است - و این کلمه به راحتی استفاده نمی‌شود. برای رهبری که تصویر خود را بر اساس آرامش استراتژیک و تفکر بلندمدت ساخته است، شی با لحظه‌ای بسیار خطرناک روبرو است - نه به این دلیل که چین با یک تهدید نظامی مستقیم روبرو است، بلکه به این دلیل که هر پاسخ موجود به بحران خلیج فارس، پکن را به دام تناقضات خود می‌کشاند.

سه دلیل وجود دارد که چرا این حملات مشکلات بزرگی را برای چین ایجاد کرده است. اول، وزنه تعادل ایران از بین رفته است. در سال ۲۰۲۱، شی جین پینگ به مقامات ارشد حزب گفت که «شرق در حال ظهور و غرب در حال افول است»، آمریکا «بزرگترین منبع هرج و مرج در جهان امروز» است و چین وارد دوره‌ای از فرصت‌های استراتژیک می‌شود. ایران در این تز نقش محوری داشت. پکن به یک تهران سرکش نیاز داشت تا واشنگتن را در خلیج فارس مهار کند، یک کریدور انرژی مقاوم در برابر تحریم‌ها را حفظ کند و مهم‌تر از همه، به عنوان شاهدی زنده مبنی بر محدودیت‌های سخت قدرت آمریکا بایستد. کل معماری دگم اجتناب‌ناپذیری حزب کمونیست چین بر توانایی تحمل ایران استوار بود و «خشم حماسی» در یک بعد از ظهر، پایه و اساس آن را از بین برد.

آیت‌الله خامنه‌ای مردی بود که این تز را واقعی جلوه داد. رابطه پکن با جمهوری اسلامی هرگز واقعاً ایدئولوژیک نبود، اما بقای رهبری ایران مفیدترین واقعیت در سیاست خارجی چین بود. او مردی بود که واشنگتن بیش از چهار دهه او را تهدید، تحریم، توطئه و محاصره کرده بود، اما هنوز خطبه‌های جمعه را ایراد می‌کرد. شی شخصاً همکاری استراتژیک جامع با دولت ایران را امضا کرد. او شخصاً انتقال سلاح را مجاز دانست. و او شخصاً حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل را در اختیار داشت. ولی زمانی که واشنگتن تصمیم گرفت، هیچ‌کدام از این‌ها رهبری را حتی یک ساعت دیگر بیشتر نگه نداشت.

دوم، داستان خود شی جین‌پینگ از درون در حال فروپاشی است. داستانی که او به ۱.۴ میلیارد نفر گفت - اینکه آمریکا قدرتی رو به زوال است که قادر به اعمال قدرت قاطع نیست - با آنچه که تنها در عرض چند ساعت بر فراز تهران اتفاق افتاد، مطابقت ندارد. رسانه‌های دولتی می‌توانند فیلم را حذف کنند و سانسورچی‌ها می‌توانند ویبو را پاک کنند، اما کسانی که بیشترین اهمیت را دارند - برنامه‌ریزان نظامی، متخصصان سیاست خارجی، مقامات استانی که برای امرار معاش بین خطوط را می‌خوانند - می‌دانند چه دیده‌اند. و اگر این داستان در مورد ایران اشتباه باشد، سوال اجتناب‌ناپذیر بعدی این است که آیا در مورد هر چیز دیگری هم درست بوده است یا خیر.

سوم، محاسبات انرژی علیه پکن در حال تغییر است. چین سال گذشته ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز نفت ایران را خریداری کرد و ۸۰ درصد از هر چیزی را که ایران حمل می‌کند، تصاحب می‌کند. نیمی از کل واردات نفت چین از تنگه هرمز عبور می‌کند. با مرگ خامنه‌ای و تضعیف رهبری نظامی ایران، توازن استراتژیک خلیج فارس به طور قاطع به سمت عربستان سعودی و امارات متحده عربی تغییر می‌کند، که روابط انرژی آنها با ایالات متحده در حال تقویت است. نکته‌ی فروش قدیمی چین بسیار ساده و معامله‌گرایانه بود: ما نفت شما را می‌خریم و هرگز از حقوق بشر حرفی نمی‌زنیم. این ترفند زمانی که تولیدکنندگان خلیج فارس از قبل احساس می‌کنند که توسط یک تضمین امنیتی آمریکایی محافظت می‌شوند، کاربردی ندارد، تضمینی که به تازگی در تلویزیون زنده ثابت شده که مؤثر است.

و مشکل ارتباطی شی جین پینگ ممکن است بدتر از مشکل استراتژیک او باشد. اگر پکن از این حملات حمایت کند، به محض اینکه چین در حال تشویق ترور رهبر معظم یک کشور با اکثریت مسلمان دیده شود، جهان عرب را از دست می‌دهد. اگر پکن این حملات را محکوم کند، اعتبار چین را به رژیم یک مرد مرده پیوند می‌دهد و خطر تحریک دولت ترامپ را که به تازگی از طریق خود عمل نشان داده است که بلوف نمی‌زند، به جان می‌خرد.

بنابراین پکن گزینه‌ی باقی‌مانده را انتخاب کرد: پنهان شدن پشت سازمان ملل. مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، این ترور را «نقض شدید حاکمیت» خواند. لحن کلام تند به نظر می‌رسد، اما کشورهای کمربند و جاده نظاره‌گر هستند و آنچه تاکنون می‌بینند، یک ابرقدرت سردرگم است که از روی یک متن می‌خوانند، در حالی که ناوهای آمریکایی تصمیم واقعی را می‌گیرند.

بخش واقعاً شوم وضعیت پکن این است که کل دستورالعمل ایران برای تلافی‌جویی برای تنبیه واشنگتن طراحی شده بود، اما جغرافیا و اقتصاد هر سلاح به این معنی است که خسارت به جای آن به چین وارد می‌شود. موشک‌های ایرانی که به سمت کشورهای خلیج فارس نشانه رفته‌اند، زیرساخت‌های نفتی و تأسیسات بندری را که شرکت‌های چینی میلیاردها دلار برای سرمایه‌گذاری در سراسر منطقه هزینه کرده‌اند، تهدید می‌کنند.

تنگه هرمز بدتر است. سپاه پاسداران ایران ظرف چند ساعت اعلام کرد که هیچ کشتی از این کانال عبور نخواهد کرد، تهدیدی که به عنوان اهرمی علیه غرب طراحی شده است، با این تفاوت که ایالات متحده صنعت شیل و ذخایر نفتی استراتژیک دارد و چین هیچ کدام را ندارد، به این معنی که تقریباً ۴۵ درصد از واردات نفت خود چین اکنون در گرو محاصره‌ای است که هرگز قرار نبود به پکن آسیب برساند. حوثی‌ها حملات به کشتیرانی دریای سرخ را از سر گرفته‌اند، هر درگیری در عراق امتیازات نفتی را که شرکت‌های چینی میلیاردها دلار برای ساخت آن هزینه کرده‌اند، تهدید می‌کند و مجموع مقاومت ایران به اختلال سیستماتیک در منافع تجاری چین در هر آبراه و کریدور انرژی که پکن به آن وابسته است، منجر می‌شود که به نام ایران اجرا می‌شود، بدون توجه به اینکه چه کسی واقعاً هزینه آن را می‌پردازد.

روشن‌ترین نشانه سردرگمی پکن، عدم اقدام است: هیچ اجلاس اضطراری، هیچ مانور دیپلماتیک، هیچ تغییر موضع نظامی، حتی در حالی که یک شهروند چینی در تیراندازی متقابل در تهران کشته شد و بیش از ۳۰۰۰ تبعه تخلیه شدند. مجموع واکنش پکن به بزرگترین عملیات نظامی آمریکا در یک نسل، همچنان در حد یک کنفرانس مطبوعاتی است.

شی یک دهه سیاست خارجی خود را روی توانایی خامنه‌ای در تحمل فشار آمریکا شرط بست و این شرط‌بندی نتیجه‌ای نداشت. عملیات خشم حماسی برای درهم شکستن جمهوری اسلامی طراحی شده بود، اما ممکن است این حقیقت ناخوشایند را نیز آشکار کرده باشد که نفوذ چین در خاورمیانه تنها به اندازه این فرض که هیچ‌کس هرگز آن را زیر سوال نمی‌برد، پایدار است. و در ژونگ‌نان‌های، آنها این را می‌دانند.

منبع گزارش:
https://www.hudson.org/foreign-policy/why-operation-epic-fury-catastrophic-xi-zineb-riboua

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user